|
الهام فتحی
از بدو خلقت تمام نقاط کره ی زمین شرایط و وضعیت یکسانی از نظر موقعیت طبیعی و امکانات زیستی برخوردار نبوده است. با وجود چنین شرایط متفاوتی، اشرف مخلوقات، همواره به دنبال مکانهایی با شرایط مناسب و بهینه برای زندگی بهتر بوده است. بررسی ها نشان میدهد علاوه بر مقتضیات و امکانات مساعد طبیعی و جغرافیایی که همواره از عوامل جاذب جمعیت بوده، برخی امکانات مصنوعی و قراردادی که توسط بشر در مناطق مختلف از جمله در مناطقی با شرایط نامساعد طبیعی و آب و هوایی ایجاد کرده، نیز منجر به جذب جمعیت شده است. سرزمین پهناور ایران، از لحاظ آب و هوایی یکی از منحصر به فردترین کشورهاست. اختلاف دمای هوا در زمستان میان گرمترین و سردترین نقطه گاهی به بیش از ۵۰ درجهی سانتی گراد میرسد. به طور کلی، ایران در منطقهای قرار گرفتهاست که از نظر میانگین بارندگی در سطح نیمه خشک و خشک قرار میگیرد. به همین دلیل پراکندگی و توزیع جمعیت در ایران بسیار متنوع است. به این ترتیب که در سال 1385 از نظر استانی بیشترین تراکم جمعیت کشور در استان تهران با 713 نفر و کمترین تراکم در استان سمنان با 6 نفر در هر کیلومترمربع محاسبه شده است. اوضاع و شرایط جغرافیایی، اجتماعی و اقتصادی سواحل جنوبی کشور به گونه ای است که برخی از مناطق (نظیر منطقه پارس جنوبی که سرمایه هنگفتی از نفت و گاز را درون خود جای داده است) جاذب جمعیت و در مقابل، برخی نقاط دیگر (نظیر قسمت هایی از بلوچستان به دلیل اوضاع نامساعد طبیعی و فقر) دافع جمعیت بوده اند.
|
از دیرباز، به رغم شرایط نامساعد آب و هوایی مناطق جنوبی کشور، ساکنان بومی منطقه نقشی کلیدی درحفظ و نگهداری سواحل جنوبی کشور داشته اند. بنابراین، شناخت و آگاهی نسبت به اوضاع جمعیتی، اجتماعی و اقتصادی ساکنان این منطقه از نظر ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی از اهمیت خاصی برخوردار است، در اين مقاله سعي شده تا ويژگيها و شاخصهاي عمدهی جمعيتي، اجتماعي و اقتصادي استان های هرمزگان، بوشهر و شهرستانهای جنوبی استانهای خوزستان و سیستان و بلوچستان که متاثر از اقلیم این منطقهاند، با تكيه برآمار و ارقام سرشماريها و از جمله سرشماری 1385 وآمارهاي ثبتي، به صورت اجمالي توصيف و مورد بررسي و تاحدی تحلیل قرار گيرد. زیرا بدون دسترسي به اطلاعات و آمار و ارقام مربوط به خصوصيات جمعيتي، اجتماعي و اقتصادي، اجراي برنامهها و طرحهاي توسعه و عمراني از توفيق چنداني برخوردار نخواهد بود.
این مقاله کاری است مشترک با آقای طه نوراللهی که در مجله فرهنگ (ویژه علوم اجتماعی) شماره ۷۳ منتشر شده است.








