۲۰۲۲۱۱۲۷_۱۲۵۴۳۰_tk8r.jpg

شهر تاریخی یزد از نظر موقعیت جغرافیایی در مرکز ایران، همجوار با بیابان لوت و دشت کویر، یعنی در خشک‌ترین مناطق ایران قرار گرفته است. همزیستی انسان و طبیعت هسته اولیه شهر یزد را ایجاد کرده و خانه­هایی زیبا با خشت و گل بنا شده است. آثار و بناهای تاریخی کشف‌شده در شهر یزد، بیانگر قدمتی مربوط به قرن دوم و سوم هجری می‌باشند. بافت قدیم یزد به عنوان نخستین بافت تاریخی شهری ایران، ۱۸ تیر 1396در چهل و یکمین اجلاس کمیته میراث بشری سازمان علمی، فرهنگی و تربیتی ملل متحد (یونسکو) در شهر کراکوف لهستان به ثبت جهانی رسید.

بافت تاریخی در منطقه مرکزی شهر یزد قرار گرفته و مناطق مدرنتر پیرامون آن را احاطه کرده است. بافت تاریخی شهر با گذر زمان و گذشت سالیان سال، به خوبی حفظ شده و با حدود ۷۷ محله و قدمتی بیش از ۲۵۰۰ سال، از نظر وسعت بزرگترین بافت تاریخی در ایران (حدود 700 هکتار) محسوب می­شود. در بافت تاریخی، زندگی بومیان شهر در جریان بوده و علاوه بر این، یک محدوده توریستی نیز محسوب شده و سالانه گردشگران زیادی از خارج و داخل کشور را جذب خود می نماید.

از دیرباز تاکنون اندازه و حجم جمعيت به عنوان یکی از مباحث مهم برنامه ­ريزي ­هاي اجتماعي و اقتصادي مطرح است. توسعه اقتصادي و اجتماعي با تعداد جمعيت ارتباط مستقيم دارد.

شهر یزد به عنوان مرکز استان یزد با جمعیتی بالغ 529 هزار نفر در سال 1395 به عنوان پانزدهمین شهر پرجمعیت کشور و نخستین شهر پرجمعیت استان یزد محسوب می ­شود. در سال 1395 نزدیک به نیمی از جمعیت استان یزد (45.6 درصد) در شهر یزد زندگی می ­کردند. سهم جمعیت شهر یزد از جمعیت کل استان در سال­های 1385 و 1390 به ترتیب برابر 43.6و 45.2 درصد بوده است. بنابراین ملاحظه می­ شود این نسبت در دهه اخیر رو به افزایش بوده است. به عبارتی شهر یزد از کانون ­های جاذب جمعیت در کل استان بوده و نزدیک به نیمی از جمعیت این استان در شهر یزد مستقر هستند.

براساس نتایج سرشماری 1395در محدوده عرصه 7300 نفر و در محدوده حریم 44539 نفر زندگی می­کردند. به عبارتی در سال 1395 حدود 1.3درصد از جمعیت شهر یزد در محدوده عرصه و حدود 8.4درصد در محدوده حریم سکونت داشتند. بر پایه اطلاعات جدول 1 سهم جمعیت بافت تاریخی در سال 1395 نسبت به سال­ های 1390 و 1385 کاهش یافته است.

اما بر اساس برآوردها انتظار می ­رود جمعیت بافت تاریخی در سال 1400 به دلیل ثبت در سازمان یونسکو و تغییر جریان جمعیت از خارج از بافت تاریخی به محدوده ­های حریم و عرصه افزایش یافته باشد.

هرم سنی جمعیت بافت تاریخی حریم و عرصه شهر یزد : 1395

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۴۰۱/۱۱/۰۱ و ساعت 14 |

اینفوگرافی "جمعیت استان‌های ایران در یک نگاه، سال 1400" نشان می‌دهد استان تهران با 14 میلیون نفر جمعیت پرجمعیت‌ترین استان و استان ایلام با 600 هزار نفر کم جمعیت‌ترین استان در سال 1400 بوده است. بعد از استان تهران استان‌های خراسان رضوی و اصفهان بیشترین جمعیت را دارند و بعد از استان ایلام استان‌های کهگیلویه و بویراحمد و سمنان کمترین جمعیت را داشته‌اند.

 همچنین استان تهران با 94.5  درصد بیشترین نسبت شهرنشینی و استان سیستان و بلوچستان با 47.5 درصد بیشترین نسبت روستانشینی را تجربه کرده است.

در استان گیلان جمعیت سالمند 65 ساله و بیشتر 10 درصد از جمعیت استان را به خود اختصاص داده و سالخورده‌ترین استان کشور به شمار می‌رود. در نقطه مقابل استان سیستان و بلوچستان جوان‌ترین استان کشور می‌باشد. در سال 1400 حدود 47.5 درصد از جمعیت این استان کمتر از 15 سال داشته‌اند و این شاخص این استان را به جوان‎ترین استان تبدیل کرده است.

11_4cpl.jpg

 

علاقمندان برای آگاهی از جزئیات مربوط به این اینفوگرافی و مشاهده فایل اصلی آن به سایت مرکز آمار ایران به نشانی www.amar.org.ir مراجعه کنند.

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۴۰۱/۰۵/۰۱ و ساعت 5 |

شهرنشینی داراي تاريخچه ­اي بسيار قديمي است و بیش از پنج هزار سال قدمت دارد. در سطح جهاني تا سال1900 میلادی از هر 8 نفر، یک نفر در مناطق شهری زندگی می ­کرد اما در حال حاضر بيش از نیمی جمعیت جهان شهرنشین می ­باشند. افزایش جمعیت شهری، در دنياي امروز، به عنوان یکی از  شاخص­های توسعه اقتصادی و اجتماعی و جمعیتی مورد توجه است.

ایران نيز دارای سابقه­ ای دیرین در تاریخ شهرنشینی است. در نيم قرن اخير روند شهرنشيني در كشور سير صعودي داشته است. نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1395 نشان می­دهد جمعیت شهری ایران نزدیک به سه چهارم جمعیت کل کشور است. انتظار مي­رود روند شهرنشيني همچنان به سير صعودي خود ادامه داده و در سال 1435 از 84 درصد فراتر رود. آمارها حاکی از این است در حال حاضر بخش زیادی از جمعیت شهری ايران در تعداد محدودي کلان شهر متمرکر شدند. در مقابل در كشور تعداد زيادي شهر كم جمعيت وجود دارد. بررسي ­ها نشان مي­دهد درصورت اجراي سياست­هاي افزايشي جمعيت، تمركز جمعيت در مناطق شهري به ويژه كلان شهرها بيش از پيش خواهد شد. بديهي است رشد سریع و بی­ حد و حصر جمعیت شهری به ويژه در كلان شهرها به همراه عدم برنامه ­ريزي و فراهم نمودن زيرساخت ­هاي لازم، سبب آسیب­ های متعدد اقتصادی و اجتماعی در مناطق شهري خواهد شد.

جمعیت کلان شهرهای ایران : 95-1335

هدف اصلی از مطالعه حاضر، بررسي روند شهرنشيني ايران در نيم قرن اخير و سپس پیش بینی جمعیت نقاط شهري و آینده نگری جمعیت کلان شهرها مي­باشد. روش تحقیق توصیفی، تکنیکی و آینده پژوهی است. پیش ­بینی جمعیت در مرحله نسخت برای جمعیت شهری کشور و با روش ترکیبی- نسلی انجام شد. سپس برای آینده نگری جمعیت کلان شهرها از روش سهمی مدد گرفته شد.

اين مطالعه نشان مي ­دهد در صورت اجراي سياست­هاي افزايش جمعيت، جمعيت بيشتري در كلان شهرها متمركز خواهد شد و اين وضعيت اقتصاد جمعيت شهري را متحول خواهد كرد. در اين حالت برنامه­ ريزان شهري و سياستگذاران مي­ بايست درصد تمهيداتي بيش از پيش براي جمعيت موجود در نقاط شهري باشند. بديهي است برنامه ­ريزي­هاي اقتصادي بايد قبل از هرچيز، دستيابي آسان به شغل و درآمد معقول و زیرساختهای شهری و برنامه ریزی را امكان­پذير سازد.

پیش بینی جمعیت كل كشور و آینده نگری مناطق شهري با فرض محتمل در  افق 1435 هجری شمسی

برای مشاهده کامل این گزارش تحلیلی به سایت پژوهشکده آمار به آدرس زیر مراجعه نمایید.

https://www.srtc.ac.ir/

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۹/۰۵/۰۱ و ساعت 5 |

در کنار کمّیت، به کیفیت جمعیت هم باید توجه داشته باشیم

متن مصاحبه خبري پژوهشكده آمار ايران، مورخ 99/02/30 

به مناسبت روز ملي جمعيت 

گفتگو با خانم دكتر الهام فتحی (رييس گروه آمارهاي جمعيت و سلامت، مرکز آمار ایران)

به کوشش: حمید عابدی

 

ـ اخیراً گزارشی از شما در رسانه‌ها منتشر شده بود که در آن چهار سناریو را برای جمعیت ایران در 1430 پیش‌بینی کرده بودید. قبل از اینکه به یافته‌های آن پژوهش بپردازیم، به‌عنوان اوّلین سؤال، لطفاً بفرمایید به‌طور کلی، گزارش‌ها و مطالعات جمعیت‌شناختی تا چه حد در تصمیم‌گیری‌های کلان در سطوح ملی و بین‌المللی تأثیرگذارند؟

از آنجا که دانش جمعیت‌شناسی، یکی از زیرشاخه‌های علوم اجتماعی است، مانند شاخه‌های دیگر این حوزه، تحت تأثیر عوامل مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و بسياري عوامل ديگر قرار می‌گیرد و در تعامل با تمام عوامل عمل می‌کند. بنابراین نمی‌توانیم جمعیت را به‌طور مستقل نگاه کنیم و به سایر عوامل توجه نداشته باشیم؛ چراکه مطالعات جمعیت با مطالعات فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و... به‌نوعی در هم‌تنیده و پیچیده هستند و بين آنها را بطه دو سويه وجود دارد. دلیلش هم این است که موضوع مطالعه، رفتار انسانی است که به‌طور طبیعی این پیچیدگی را ایجاد می‌کند. در چنین شرایطی، به‌طوری طبیعی مطالعات جمعیت، یکی از مباحث مهمی قلمداد می‌شود که همیشه مورد توجه برنامه‌ریزان و سیاست‌مداران بوده و هرچقدر افرادی که در این حوزه تخصص دارند، بتوانند تحلیل‌های مناسب‌تری ارائه دهند، به برنامه‌ریزان و سیاستگزاران، دید عمیق‌تر و روشن‌تری نسبت به آینده خواهد داد که بتوانند مسائل پیش روی جوامع را دقیق‌تر تحلیل نموده و تصمیمات مؤثرتری برای مسائل و پدیده‌های پیش رو ارائه نمایند.

ـ شما در پژوهش اخیرتان جمعیت ایران را در بازۀ زمانی 30 سال آینده مورد توجه قرار داده بودید. به‌طور معمول بازه‌های زمانی که در مطالعات جمعیت‌شناسی مورد توجه کارشناسان این حوزه قرار می‌گیرد، چگونه است؟

در مطالعات جمعیت‌شناسی، معمولاً تعیین بازه‌های زمانی بر عهدۀ پژوهشگر و هدفی است که از پژوهشش دنبال می‌کند، اما معمولاً جمعیت‌شناسان بازه‌ها را بیشتر از 30 سال پیشنهاد نمی‌کنند. برای اینکه همان‌طور که اشاره کردیم بحث، بحث علوم اجتماعی است و این علم، در روند تغییرات زمانی و مکانی، تحت تأثیر متغیرهای بسیار زیادی قرار می‌گیرد که به ما اجازه نمی‌دهد آینده‌ای خیلی دور را پیش‌بینی کنیم. حتی در مورد پیش‌بینی‌هایی هم که انجام می‌شود، بعد از گذشت مدتی، نیاز هست که دوباره برگردیم و با توجه به شرايط جديد یک بازنگری روی آن انجام دهیم. هرچند سازمان ملل، معمولاً پیش‌بینی‌های خود را در یک بازۀ زمانی ۱۰۰ ساله ارائه می‌کند و اخيرا جدیداً دوره‌های ۱۵۰ ساله را هم ارائه کرده که البته این موضوع، با این استدلال که طولانی‌بودن این دوره‌ها باعث ضعیف‌شدن پیش‌بینی‌ها خواهد شد، مورد انتقاد جمعیت‌‌شناسان قرار گرفته است. با این حال، آنها هم هر ۲ یا ۳ سال یک با مجددا پيش بيني هاي خود را بازنگري مي­كنند.

ـ آیا از نگاه جمعیت‌شناختی، یک استاندارد جهانی برای ساختار جمعیتی کشورها وجود دارد؟ مثلاً آیا می‌توانیم بگوییم ساختار جمعیتی ایده‌آل کشورها چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟

بهترين و گوياترين نمودار براي آگاهي از وضعيت ساختمان سني هر جمعيتي ترسيم هرم سني جمعيت است. اين هرم فراواني افراد را در گروه هاي سني برحسب جنس نشان مي­دهد. هرم جمعیت، برای هر کشوری متفاوت است و تا به حال، یک ساختار ایده‌آل برای این منظور، پیشنهاد نشده است، ولی معمولاً وقتی جمعیت فعال (که در جمعیت‌شناختی به گروه سنی ۱۵-۶۴ اطلاق می‌شود)، حجم نسبتاً بزرگی از کل جمعیت را به خود اختصاص دهد، می‌تواند به‌صورت بالقوه باعث شکوفایی اقتصادی جوامع شود؛ تأکید بنده بر کلمۀ «بالقوه» به این دلیل است که این شکوفایی مشروط به این است که کشورها بتوانند امکانات و بسترهای لازم را برای اشتغال و بالندگی این جمعیت فعال را فراهم کنند، برای مثال در حال حاضر ایران در چنین شرایطی قرار گرفته، اما تا الآن نتوانسته از آن به شکل مطلوب استفاده کند؛ برای اثبات آن می‌توانیم نگاهی به نرخ بيكاري كشور مخصوصا بيكاري جوانان در دهه اخير داشته باشیم.

به‌طور کلی، اگر دو/سوم از کل جمعیت هر کشور، در بازۀ جمعیت فعال قرار گیرند، برای آن کشور حالت ایده‌آل محسوب می‌شود که البته چنین شرایطی خیلی به‌ندرت و در اثر گذار جمعيتي(انتقال از وضعيتي كه ميزان مواليد و مرگ و مير بالاست به وضعيتي كه ميزان مواليد و مرگ و پايين است)

پیش می‌آید و اگر هم اتفاق بیفتد، در صورتی برای آن کشور به‌عنوان یک فرصت محسوب می‌شود که بسترهای لازم برای بهره‌گیری از آن فراهم باشد و بتوان به‌خوبی از آن استفاده نمود تا باعث رشد و شکوفایی اقتصادی شود. برای مثال خیلی از کشورها از جمله چین و امریکا در دوره‌هایی از تاریخ خود به این فرصت رسیدند و توانستند از آن بهره‌برداری مناسبی بکنند.

ـ اگر بخواهیم یک نگاه تاریخی به بحث جمعیت‌شناسی در کشورمان داشته باشیم، بحث مطالعات جمعیت در ایران از چه زمانی مورد توجه قرار گرفت و آیا عامل خاصی برای این توجه وجود داشته است؟

بحث جمعیت در ایران، از قدیم مورد توجه پادشاهان بوده؛ مثلاً زمانی که می‌خواستند سربازگیری کنند یا مالیات بگیرند، شمارش جمعیت برایشان اهمیت داشته است. اگر به اسناد تاریخی هم مراجعه کنیم، می‌بینیم که در مواردی، سرشماری‌هایی هم انجام شده است، اما پیشینۀ مطالعات جمعیت به‌صورت علمی، به دوران قبل از انقلاب و به دوره‌ای که بحث‌های بهداشتی و توسعه‌ای مطرح شدند، بر می‌گردد. در این دوره، افراد تحصیلکرده در رشته جمعيت شناسي کم‌کم وارد این حوزه شدند و اولين درس جمعيت شناسي در دهه 1330 در دانشگاه تهران برقرار شد و نطفه ي پژوهش هاي جمعيتي تيز با ايجاد بخش مطالعات جمعيتي در موسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي آن دانشگاه شكل گرفت.

بعد از انقلاب اسلامی هم هرچند توجه بیشتری به حوزۀ جمعیت‌شناسی در ایران شده، اما همچنان یک کانون متمرکزی که متولی این امر در کشور باشد تا بتواند تمام نظرات را جمع‌آوری کرده و برنامه‌ریزی نماید، وجود ندارد.

ـ مگر مرکز آمار ایران متولی این بحث نیست؟

مرکز آمار ایران وارد بحث سیاستگزاری و برنامه‌ریزی نمی‌شود، تنها وظیفه‌ای که دارد، تولید آمار است و تا حدی هم می‌تواند آمار تولید شده را تحلیل کند و در اختیار برنامه‌ریزان قرار دهد، اما هیچ وظیفه‌ای در حوزه برنامه‌ریزی برای آن تعریف نشده است.

ـ نرخ رشد جمعیت ایران طی سال‌های گذشته، به چه شکلی بوده و این روندهای رشد جمعیت در چه دوره‌هایی مطلوب و در چه دوره‌هایی ضعیف بوده است؟

آمارهای موجود در این حوزه نشان می‌دهند که ایران از آغاز اولين سرشماري در سال 1335 تا سومين سرشماري  در سال 1355 ، رشد جمعیت نسبتاً بالایی داشته است. در آن زمان حکومت به این فکر می‌افتد که سیاست‌های جمعیتی را به‌سمت کاهش رشد جمعیت سوق دهد؛ این کار از اوایل دهۀ ۵۰ شروع می‌شود و اثر خودش را در سرشماری ۱۳۵۵ می‌گذارد که در نقاط شهری تا حدودي با كاهش متوسط رشد سالانه جمعیت مواجه می‌شویم. در سال ۱۳۵۷ با شروع انقلاب اسلامی این سیاست رها شده و سیاست‌های افزایش جمعیتی جایگزین آن می‌شود در دوره زماني 1355 تا 1365 با رشد بي سابقه جمعيت نزديك به 4 درصد مواجه مي شويم.

که در تاریخ ایران و جهان بی‌سابقه بوده است، هرچند بخشی از این رشد، تحت تأثیر ورود مهاجران افغانستانی به ایران هم بوده، اما در هر صورت رشد جمعیت ایران شدیداً زیاد شد و دولت به فکر تدابیری برای کاهش این رشد افتاد؛ چراکه به‌دلیل وقوع جنگ در آن زمان، تأمین هزینه‌های این جمعیت برای دولت نگران‌کننده بود و سعی کرد با سیاست‌های کاهش جمعیت، رشد آن را کاهش دهد. نتیجۀ این سیاستگزاری، خودش را در دهه هاي بعد نشان داد به اين ترتيب رشد جمعيت كشور  كاهش پيدا كرد تا اين كه در دوره زماني 1390 تا 1395 به كمترين مقدار متوسط رشد سالانه جمعيت يعني مقدار 24/1 رسيديم.

مجدداً از اوایل سال ۱۳۹۰، دولت نگران بحث کاهش جمعیت و رشد جمیت شد و مجموعه‌ای از سیاست‌های تشویق رشد جمعیت و موالید را مطرح کرد، اما مطالعات نشان مي دهد متوسط رشد سالانه  جمعيت ايران با شيب ملايمي  رو به كاهش خواهد بود و انتظار مي رود حتي در بدبينانه ترين سناريو رشد جمعيت كشور تا سال 1430 به صفر نرسد ، به اين ترتيب انتظار مي رود حداقل تا سه دهه بعد رشد مثبت جمعيتي را تجربه نماييم.

ـ به بدبینانه‌ترین سناریویی که در پژوهش اخیرتان انجام داده‌اید، اشاره کردید. اگر ممکن است لطفا در خصوص 3 سناریوی دیگر هم توضیح دهید؟

ـ جمعیت‌شناسان برای این که بتوانند به یک دید کلی نسبت به آینده برسند، روش‌های مختلفی را برای پیش‌بینی جمعیت ارائه می‌کنند؛ یکی از این روش‌ها ـ‌که خیلی مورد استفاده قرار گرفته و از یک منطق کاملاً مناسبی برخوردار است‌ـ، پيش بيني جمعيت با روش تركيبي يا مولفه اي نسلي  است که من هم در پژوهش اخیرم از این روش استفاده کرده‌ام. در این روش، معمولاً چند سناریو از سوی جمعیت‌شناسان در نظر گرفته می‌شود که شامل؛ «حالت حداقل»، «حالت حد وسط» و «حالت حداکثر» می‌باشد، اما در نهایت این جمعیت‌شناس است که باید پیشنهاد بدهد که کدام فرض، محتمل‌تر است. در مورد آیندۀ جمعیت ایران هم چهار سناريو را می‌توان در نظر گرفت؛ بد بينانه ترين سناريو كاهش ميزان باروري به رقم 5/1 فرزند  و خوش بينانه ترين سناريو افزايش باروري حداكثر به 6/2 فرزند است. دو سناريو بينابين نيز در نظر گرفتم. اول اين كه باروري در سطح جانشيني (1/2 فرزند) باقي بماند و دوم اين كه باروري با شيب ملايمي كاهش يابد و به رقم زير سطح جانشيني يا 9/1 فرزند برسد.

مطالعات جمعیت در سال 1395 نشان می‌دهد که میزان باروری در ایران در سطح جانشینی بوده که البته این میزان یک حالت مقطعی و گذار بوده است و با یک شیب ملایم رو به کاهش قرار دارد. بنده با توجه به شرایطی که ایران دارد، فرض محتمل را باروری 9/1 در نظر گرفتم که بر اساس آن جمعیت ایران به احتمال زیاد در سال 1430، بالغ بر ۱۰۱ میلیون نفر می‌شود. در سناریوی خوش‌بینانه، با در نظر گرفتن باروری 6/2 فرزند، جمعیت کشور، حداکثر به ۱۱۲ میلیون نفر می‌رسد که البته این فرض خیلی ضعیف بوده و احتمالش خیلی پایین است و در حالت بدبینانه، با سطح باروری 5/1 فرزند، جمعیت ایران در سال 1430 بالغ بر ۹۵ میلیون نفر خواهد بود. به هر حال هر کدام از این چهار  سناریو را در نظر بگیریم، تا سال ۱۴۳۰ ما رشد منفی جمعیت را تجربه نخواهیم کرد. شايان ذكر است نمي توان گفت هميشه پيش بيني هاي جمعيت حتما به وقوع مي پيوندند و قطعيت دارند. همانگونه كه ذكر شد مجددا در سال هاي آتي با توجه به شرايط جديد لازم است بازنگري شوند.

ـ با فرض اینکه بر اساس سناریوی محتمل جمعیت ایران تا سال ۱۴۳۰ به ۱۰۱ میلیون نفر برسد، آیا می‌توان مشخص کرد که ساختار این جمعیت به چه صورتی خواهد بود؟

به هر حال هر سناریو که به وقوع بپیوند، پنجرۀ جمعیتی ایران (جمعیت فعال بین 14 تا 64 سال) تا آن زمان باز می‌ماند؛ چراکه گروه سنی که الآن در دهۀ سوم زندگی خود هستند و حجم بزرگی از جمعیت اکنون ایران را به خودشان اختصاص داده‌اند و هنوز به سن ۶۵ و بالاتر نرسیده‌اند، اما از دهه ۱۴۳۰ کم‌کم از این پنجره خارج می‌شوند و به سنین بالاتر از 65 سالگی می‌رسند. بنابراین ما از سال 1430 به بعد، کم‌کم با پدیدۀ سالخوردگي مواجه خواهیم شد.

ـ بنابراین ما ۳۰ سال دیگر فرصت داریم از این موقعیت استثنایی که برای کشور فراهم شده است (پنجرۀ جمعیتی) استفاده کنیم. حالا با توجه به اینکه می‌دانیم تا ۳۰ سال دیگر جمعیت به این شکل خواهد بود و بعد از آن سالخوردگی جمعیت را خواهیم داشت، به نظر شما آیا این امکان برای ما وجود دارد که جمعیت کشور را طوری مدیریت کنیم که بعد از ۱۴۳۰ با مشکل سالخوردگی جمعیت مواجه نشویم؟

البته سالخوردگی، مشکل نیست؛ بلکه یک پدیدۀ طبیعی است که در بحث گذار جمعیتی اتفاق می‌افتد که با کاهش باروری و کاهش میزان مرگ و میر، خواه‌ناخواه هر کشوری با این پدیده مواجه می‌شود و در سطح جهانی هم این اتفاق خواهد افتاد و یک پدیدۀ کاملاً طبیعی است. اما مهم این است که قبل از مواجه شدن با آن، بتوانیم راهکارهایی را ارائه و شروع به برنامه‌ریزی در این زمینه کنیم که در آن زمان با بحران مواجه نشویم. شايان ذكر است سالخوردگي جمعيت با بحث سالمندي فردي متفاوت است و نبايد آن را با پيري يك فرد اشتباه بگيريم.  سالخوردگي جمعيت به اين معني نيست كه همه افراد سالمند و از كار افتاده مي شوند بلكه سهم جمعيت 65 سال و بيشتر افزايش مي يابد.

جمعیت‌شناسان معتقدند که اگر در حال حاضر، جمعیت جوان کشور حمایت شود و شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مناسبی برای آن‌ها فراهم شود، در آینده وقتی به سن سالمندی برسند هم می‌توانند زندگی خوبی داشته باشند و حتی به‌عنوان پشتوانۀ خوبی برای اقتصاد کشور محسوب شوند. بنابراین اگر از حالا مدیریت داشته باشیم، در آینده به بحران نمی‌خوریم. توجه به این نکته هم ضروری است که کشور باید از نظر اقتصادی خیلی قوی باشد تا بتواند این مرحله را به راحتی سپری نماید.

ـ شما به اهمیت و ضرورت مدیریت جمعیت اشاره کردید. با توجه به شناختی از جامعۀ ایران دارید، برای اینکه ما بتوانیم جمعیت را درست مدیریت نماییم و در آینده با بحران مواجه نشویم، روی کدام یک از شاخص‌های تأثیرگذار در این حوزه باید بیشتر کار کنیم و برای آن برنامه‌ریزی نماییم؟

با توجه به شرایطی که ایران دارد، بحث باروری خیلی مهم است. درست است که هر سناریویی که اتفاق بیفتد، ما تا ۳۰ سال دیگر رشد صفر را تجربه نخواهیم کرد، اما باز هم باید به این سمت برویم که باروری را در مقداری که اکنون هست، حفظ کنیم. برای این کار، باید جوانان به ازدواج تشویق شوند و شرایط اشتغال را فراهم کنیم. در کنار آن بحث کنترل مرگ‌و‌میر هم هست که خیلی مهم و یکی از سیاست‌های تعیین‌کننده در حوزۀ سياست هاي جمعيتي است.

بر اساس بررسی‌های انجام شده، سومین دلیل مرگ‌ومیر در ایران در حال حاضر، حوادث و سوانح است که در اثر آن اکثریث مردان جوان (جمعیتی که در سن فعاليت و کار هستند و می‌توانند به اقتصاد کشور کمک نمایند) از دست می‌روند. بنابراین اگر ما بتوانیم سوانح کشور را کاهش دهیم، با بهبود شرایط بهداشتی و پزشکی باز هم می‌توانیم مرگ و میر را در نوزادان و کودکان کاهش دهیم و در سنین میانسالی و سالمندی هم با تمرکز روی بیماری‌های قلبی و عروق و سرطان (مخصوصاً در زنان که نرخ بالایی را مبتلا می‌کند)، می‌شود بخشی از جمعیت را حفظ کرد. این نکته با توجه به اینکه کشور ما کشور مهاجرپذیری هم نیست، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. ضمن اینکه باید تلاش کنیم با فراهم کردن شرایط اقتصادي و اجتماعي از مهاجرت جوانان هم جلوگیری نماییم.

ـ بر اساس سناریوی محتمل شما، ما در سال 1430 حدود 101 میلیون نفر جمعیت خواهیم داشت. به نظر شما آیا کشور ما بسترهای لازم برای مدیریت این حجم  از جمعیت را دارد؛ در حالی که همین الان هم بسیاری از مشکلات و ناهنجاری‌های اجتماعی در اثر افزایش افسارگسیختۀ جمعیت در شهرهایی مانند تهران است؟

نکتۀ مهم در این خصوص این است که هیچ کشوری دوست ندارد رشد منفي جمعيت داشته باشد، ما هم در ایران باید همین شیب ملایم را حفظ کنیم، اما در عین حال به این نکته هم توجه داشته باشیم که پیش از این که کمیت جمعيت برایمان مهم باشد، باید به کیفیت جمعیت هم توجه داشته باشیم و تمام امکانات اقتصادی، پزشکی، آموزشی، فرهنگی و... مورد نیاز آن را فراهم کنیم.

ایران کشوری است که با کمبود شدید منابع آبی مواجه است و یکی از مسائل پیش روی جمعیت ایران در سال‌های آینده، تأمین آب شرب است که نیاز است یک تیم تخصصی در حوزه‌های مختلف روی آن کار کنند و ببینند اگر در آینده جمعیت ایران تا حد 101 میلیون نفر زیاد شود، آیا امکانات و زیرساخت‌های ما جوابگوی تأمین آب شرب این جمعیت خواهد بود یا خیر؟

نکتۀ دیگر این است که متأسفانه طی سال‌های گذشته، افزایش جمعیت فقط در چند کلان‌شهر ایران (از جمله تهران) اتفاق افتاده و باز توزیع جمعیت به‌صورت مناسبی در کشور انجام نشده است. علت این است که امکانات و بسترهای مناسب بیشتر در شهرهای بزرگ متمرکز شده و جمعیت مناطقی که از این گونه امکانات محروم هستند، مجبور به سرازیر شدن به‌سمت کلان‌شهرها شده‌اند و همین مسئله، باعث ایجاد آسیب‌های اجتماعی (که به آن اشاره کردید) شده است. خیلی از جغرافی‌دانان و اقتصاددانان بر این باورند که اگر توزیع جمعیت در هر سرزميني  به‌صورت متناسب انجام شود، منجر به رشد و توسعه کشور خواهد شد، این در حالی است که بر اساس آمار، در سال ۹۵ بیشترین میزان تراکم در تهران (969 نفر در کیلومتر مربع) بوده، در حالی که در همین سال، تراکم جمعیت در خراسان جنوبی حدود 5 نفر در کیلومتر مربع) بوده است. بنابراین اگر قرار باشد در سال ۱۴۳۰ یک جمعیت ۱۰۰ میلیون نفری را در قالب همین پراکنش جمعیت در کشور داشته باشیم، مطمئناً با مشکل مواجه می‌شویم؛ مخصوصاً در شهر تهران که تراکم خیلی بالایی دارد بر اساس نتايج سرشماري 1395 جمعيت شهر تهران (به عنوان اولين كلان شهر ايران) سه بر ابر شهر مشهد (به عنوان دومين كلان شهر) و هشت برابر شهر اهواز (به عنوان هشتمين كلان شهر) بوده است.

جمعيت شهر تهران در بدبينانه­ترين پيش­بيني حداقل 61/9 و در خوشبينانه­ترين حالت حداكثر 1/14 ميليون نفر در سال 1430 شمسي خواهد شد. بنابراين چنانچه سياست­هاي جمعيتي كشور به سمت افزايش و يا حتي تثبيت جمعيت باشد چنانچه تدابيري براي تمركز زدايي از كلان شهر تهران انديشنده نشود، اين كلان شهر حداقل جمعيتي بالاي 6/9 ميليون نفر را درون خود جاي خواهد داد. شايان ذكر است كه جمعيت مورد بحث مربوط به جمعيت شب شهر تهران است. براساس نتايج سرشماري 1390 ، روزانه حدود 500 هزار نفر جمعيت شناور نيز به شهر تهران سرريز مي­شود كه جمعيت روز اين شهر را متراكمتر از جمعيت شب آن مي­نمايد. حال اين سوال مطرح مي­شود آيا كلانشهر تهران در آينده مي­تواند پاسخگوي امكانات مختلف زيربنايي، زيستي و محيطي، بهداشتي، آموزشي، اقتصادي، ترافيكي و حمل و نقل، فرهنگي و ... باشد، درحاليكه اكنون كلان شهر تهران پاسخگوي نيازهاي جمعيت كنوني خود نيست.

ـ با تشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۹/۰۳/۰۳ و ساعت 9 |

از دیرباز جمعیت و رشد آن از مباحث مهم جمعیتی بوده که همواره اذ‌‌هان محافل جمعیتی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را به خود مشغول داشته و پیامد‌‌های آن از جهات مختلف بررسی شده است. کشور‌‌ها همواره در سطح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی در پی چار‌‌ه‌اند‌یشی و برنامه‌ریزی افزایش یا کاهش جمعیت و تأثیرات آن هستند. آگاهی از رشد جمعیت همراه با سایر متغیر‌‌های اقتصادی - اجتماعی پایه و اساس هرگونه برنامه‌ریزی برای توسعه‌ی ملی است، چرا که پیش‌بینی نیازمندی‌‌‌های اولیه‌ی هر جامعه مبتنی بر آمار‌‌های مربوط به رشد جمعیت است. می‌توان گفت از مهم‌ترین متغیرها که در برنامه‌ریزی به‌عنوان مبنای محاسبات در نظر گرفته می‌شود، جمعیت، دگرگونی آن در گذشته، حال و پیش‌بینی تحولات آن در آینده است.

با عنایت به اینکه اطلاعات اصلی جمعیت از سرشماری‌های عمومی نفوس و مسکن قابل استخراج است و سرشماری‌ها نیز در فواصل زمانی ۱۰ یا ۵ سال یک بار انجام می‌شود، برآورد جمعیت برای سال‌های آتی اهمیت و جایگاه ویژه‌ای پیدا می‌کند. به‌طور کلی در هر مطالعه و پژوهش شناسایی جامعه‌ی هدف و ابعاد گوناگون آن به‌عنوان گام نخست در تدوین، طراحی و برنامه‌ریزی‌های آینده از اهمیت به سزایی برخوردار است. برای اتخاذ و انتخاب سیاست جمعیتی کشور که هماهنگ و سازگار با برنامه‌های توسعه پایدار کشور باشد، آگاهی از حجم جمعیت، توزیع سنی و جنسی آن و نیز میزان رشد سالیانه و چگونگی تغییرات آن ابزار مناسب شناخته شده‌ای هستند و هرچه دانش برنامه‌ریزان در ارتباط با جمعیت دقیق‌تر باشد، احتمال توفیق برنامه‌های توسعه افزایش می‌یابد.

با توجه به موارد فوق این تحقیق با مدد از روش‌های علمی‌ به بررسی دوره‌های رشد جمعیتی ایران پرداخته و سعی می‌نماید تا با ارائه تصویری روشن از روند رشد جمعیت کشور راهکارهای مناسبی را برای تدابیر سیاست‌های جمعیتی ارائه نماید.

تحقیق حاضر پژوهشی کتابخانه‌ای و نیز تکنیکی است. به عبارتی با توجه به اهمیت برنامه‌ریزی‌ها و سیاستگزاری‌های جمعیتی از یک سو و ترکیب و ساختار جمعیت ایران از سوی دیگر، سعی شده پس از برررسی روند تغییرات جمعیت ایران به پیش‎بینی آن با مدد آخرین نتایج سرشماری بپردازد. برای پیش‎بینی جمعیت از روش ترکیبی (با چهار سناریو) و نرم‌افزار اسپکتروم ۴ استفاده شد.

از آنجایی که در این بررسی آینده‌نگری جمعیت کشور با فروض مختلف جمعیتی ارائه می‌شود، نتایج پیش‌بینی‌ها می‌تواند همچون چراغی روشن راه را برای مدیریت و سیاستگزاری و برنامه‌ریزی جمعیتی در سال‌های آتی هموار سازد. 

 

براي مشاهده كامل اين گزارش تحليلي به سايت پژوهشكده آمار به آدرس زير مراجعه شود:

http://www.srtc.ac.ir/

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۹/۰۳/۰۱ و ساعت 1 |

جمعيت ايران

تا سال 1335 هجري شمسي (اولين سرشماري عمومي نفوس) اطلاع دقيقي از جمعيت ايران وجود ندارد. در نخستين سرشماري جمعيت ايران حدود 19 ميليون نفر و در نهمین سرشماري عمومی نفوس و مسکن در سال 1395 (آخرین سرشماری) حدود 80 میلیون نفرشمارش شد. جمعیت ایران از اولين تا آخرين سرشماري نشان مي ­دهد حدود 61 میلیون نفر به جمعیت كشور اضافه شده است. به عبارتي در مدت 60 سال گذشته جمعيت ايران 2/4 برابر شده است. قسمت قابل ملاحظه افزایش جمعیت در این دوره، مرهون رشد طبیعی جمعیت است. در نيم قرن اخير رشد جمعيت كشور با افت و خيزهايي روبه ­رو بوده است. حداكثر مقدار رشد جمعيت مربوط به دوره 65- 1355 با مقدار91/3 درصد و حداقل مقدار مربوط به دوره 95-1390 با مقدار 24/1 درصد است.

اين برنامه كه در تاريخ 1398/11/06 به صورت زنده در شبكه دو پخش شد "جمعيت ايران و رشد جمعيت"  مورد بحث و بررسي قرار گرفت. براي تماشاي اين برنامه مي توانيد به لينك زير مراجعه نماييد.

https://www.telewebion.com/program/56924

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۸/۱۱/۰۷ و ساعت 15 |

نشريه بررسي تطبيقي شاخص هاي جمعيتي ايران و جهان با کشورهای سند چشم انداز  2050 ـ 1950 ميلادي  به بررسي جايگاه جمعيت و شاخص­ هاي جمعيتي ايران در جهان و نيز كشورهاي سند چشم انداز (آسياي جنوب غربي) مي­پردازد. سند چشم‌انداز بیست ساله ایران سندی جهت تبیین توسعه ایران در زمینه‌های مختلف فرهنگی، علمی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است. اجرای این چشم‌انداز از سال ۱۳۸۴ و در قالب چهار برنامه توسعه ۵ ساله شروع شده است. سال ۱۴۰۴ خورشیدی (2025 میلادی) افق چشم‌انداز است.

مطالعه تطبيقي شاخص ­های جمعيتي منطقه از آن جهت حايز اهميت است كه وضع و موقعيت هر كشور را از نظر متغيرهاي جمعيتي و شاخص‌هاي مربوطه مشخص مي ­نمايد و مي­ توان رتبه ايران را در سطح جهاني و نيز در مقايسه با کشورهای سند چشم­انداز نشان داد. در راستای تحقق چنین هدفی، این نشريه با استفاده از داده ­های سرشماری­ های عمومی نفوس و مسکن ایران و نیز برآوردهای جمعیتی سازمان ملل متحد برای کشورها، به بررسی مقایسه تغییرات جمعیتی جهان و کشورهای سند چشم انداز با تاکید بر جایگاه جمهوری اسلامی ایران نموده است. اميد است بر پايه اين آمار و اطلاعات، برنامه­ ريزان تصوير روشن­تري از وضعيت جمعيت كشور در اختيار داشته باشند تا بدين وسيله با برنامه ­ريزي دقيق­ تر توسعه كشور مقرون به عدالت شود.

اين گزارش با همكاري خانم ­الهام فتحي رييس گروه آمارهاي جمعيت و سلامت و خانم صفيه ميرزايي، آقايان نورمحمد جاويد، مجتبي نصيري پور و سيد مسعود حسيني، كارشناسان آمارهاي جمعيت و سلامت تهيه شده است.

به اميد آن كه تهيه اين مجموعه مسیر پژوهش را برای مطالعه محققان و برنامه ­ریزان اجتماعی، جمعیتی هموار سازد.

اين نشريه توسط مركز آمار ايران در دي ماه 1398 منتشر شده است.

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۸/۱۱/۰۱ و ساعت 7 |

جمعیت هر كشور بر اساس عوامل متعددی نظیر آب و هوا، امكانات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در سطح آن كشور پخش و توزیع می‌شود. تراکم نسبی جمعیت ایران در سال 1395 برابر با 49 نفر در هرکیلومتر مربع است که در مقایسه با سال 1390، در هرکیلومتر مربع 3 نفر افزایش داشته است. مقايسه تراكم نسبی جمعیت جهان و ایران طی سال‌های 1335 تا 1395 در نمودار زیر ارائه شده است.

نمودار1- مقايسه تراكم نسبي جمعيت جهان و ايران سال هاي 1395 تا 1335

شايان ذكر است براساس يافته­ هاي سازمان ملل متحد تراكم نسبي جمعيت در سطح جهاني در سال 2016 ميلادي (1395) برابر با 57.4  نفر در هر كيلومتر مربع بوده است. نمودار 1 تراكم نسبي جمعيت جهان و ايران را در سال ­هاي سرشماري نشان مي­ دهد. در سال­ هاي مورد بحث تراكم نسبي جمعيت جهان همچنان در سطحي بالاتر از تراكم نسبي جمعيت ايران بوده است.

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۸/۰۵/۰۲ و ساعت 7 |

بين دین و اعتقادات مذهبي و زندگي اجتماعي انسان رابطه مستقيمي وجود دارد. اهميت دين در حدي است كه مضامين و مفاهيم آن در سبك زندگي انسان اثرگذار است. دين بر شاخص­ های مختلف اجتماعی از جمله رشد جمعيت تاثير مي­ گذارد. ايران سرزميني پهناور و داراي         تاريخچه ­اي بسيار كهن است. در ادوار مختلف تاريخي دين­ هاي مختلفي را تجربه نموده است. به بياني ديگر، تاریخ ایران،آکنده از اختلاط و اتفاق میان عقاید و آرا و دین و دولت است. به عبارتي سرزمين ایران در طول تاریخ دارای جمعیت­ ها، نژادها، حکومت­ ها و ملت­ های متعددي بوده است که بعضاً مهاجرینی از سرزمین­ های دیگر و بعضاً مهاجمینی از سرزمین­ های دیگر بوده ­اند. قبل از اسلام زرتشتی و قبل از زرتشت ادیان دیگری داشته ­اند. مذاهبی مانند مانوی و ... نیز بر آنان حاکم بوده است و بعد از آمدن اسلام هم مسلمان بوده ­اند. آخرين ديني كه به ايران وارد شده، دين اسلام بوده است. به اين ترتيب پس از تشکیل دولت صفویان همواره "تشیع" آیین رسمی ایران بوده ‌است.

براساس اصل دوازدهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، "دين رسمي ايران اسلام و مذهب اثني اعشري است. این اصل الی الابد غیرقابل تغییراست و مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی و زیدي داراي احترام کامل می­ باشند و پیروان این مذاهب در انجام مراسم مذهبی، طبق فقه خودشان آزادند و در تعلیم و تربیت دینی و احوال شخصیه (ازدواج، طلاق، ارث و وصیت) و دعاوي مربوط به آن در دادگاه­ ها رسمیت دارند و در هر منطقه­ اي که پیروان هریک از این مذاهب اکثریت داشته باشند، مقررات محلی در حدود اختیارات شوراها بر طبق آن مذهب خواهد بود، با حفظ حقوق پیروان سایر مذاهب." براساس اصل سيزدهم همين قانون "ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی تنها اقلیت­هاي دینی شناخته می­شوند که در حدود قانون در انجام مراسم دینی خود آزادند و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی بر طبق آیین خود عمل می­کنند."

بنابراين در ایران غیر از اسلام سه دین دیگر وجود دارد که جزء اقلیت‌های مذهبی بوده و به رسمیّت شناخته شده‌اند این ادیان عبارتند از: زرتشتیان، کلیمیان، مسیحیان.

نسبت اقليت­ هاي ديني ايران: 90-1335

يكي از منابع مهم توليد داده در مورد دين و مذهب در ايران نتايج سرشماري­ هاي عمومي نفوس و مسكن مي ­باشد. بديهي است از طريق این اطلاع مي‌توان توزیع جمعیت را بر حسب دین به دست آورد. از ديگر كاربردهاي اطلاعات دين و مذهب بررسي موضوعات اجتماعی و جمعيتي بر حسب اديان مي ­باشد. علاوه بر اين آگاهي از تعداد جمعيت اديان، ابزار نيرومندي براي برنامه ­ريزي در مسائل سياسي است. به عنوان مثال به منظور تعيين تعداد نمايندگان اقليت­ ها در مجلس شوراي اسلامي با استفاده از نتايج سرشماري­ ها در مورد تعداد جمعيت به تفكيك اديان قابل حصول است.

لذا در اين مختصر سعي مي­ نمايد تا با استفاده از نتايج سرشماري­ هاي عمومي نفوس و مسكن، روند تغييرات جمعيتي ايران از حيث دين و مذهب را طي نيم قرن اخير به تصوير بكشد.

اين مقاله در  مجله شماره 21 دوماهنامه آمار منتشر شده است.

براي مشاهده متن كامل مقاله به لينك زير مراجعه نماييد.

http://s9.picofile.com/file/8293154342/srtc_amar_v4n5p23_fa.pdf.html

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۶/۰۲/۰۶ و ساعت 8 |
 

کشورهای مسلمان با وجود پیشینه تاریخی- اسلامی چندین هزار ساله و اشتراکات فرهنگی- دینی به عنوان غنی­ترین کانون فرهنگی تمدنی جهان و دارا بودن منابع عظیم طبیعی، مزیت­ها و

ظرفیت­های توسعه­ای استثنایی، اغلب از مناطق کمتر توسعه یافته جهان محسوب می­شوند.

وسعت کشورهای اسلامی بیش از 29 میلیون کیلومتر مربع شامل 59 کشور و داراي جمعیتی بیش از یک میلیارد و پانصد و نود و دو میلیون نفر است. به عبارتي اين كشورها با دارا بودن حدود 20 درصد از مساحت خاكي جهان بيش از  4/22 درصد از جمعيت دنيا را درون خود جاي داده­اند.

اعتقاد بر این است که آگاهی و شناخت نسبت به آمار و اطلاعات هر جامعه کمک شایان توجهی به  برنامه­ریزی و سیاستگزاری كشورهاي اسلامي می­نماید. لذا مطالعه حاضر به بررسي كمي و كيفي جمعیت و  ویژگی­های آن در کشورهای اسلامی پرداخته و سپس در هر شاخص جایگاه و موقعیت ایران را در میان کشورهای اسلامی نشان خواهد داد. به نظر مي­رسد تعيين جايگاه ايران در ميان كشورهاي منطقه كمك موثري در برنامه­ريزي­هاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي و منطقه­اي كشور خواهد داشت.

يافته هاي اين بررسي حاكي از آن است كه ايران از جمله كشورهاي پرجمعيت و پهناور منطقه محسوب شده و از  نظر شاخص­هاي كيفي جمعيت نيز در جايگاه نسبتا مناسبي در ميان كشورهاي اسلامي قرار گرفته است. با وجود اين لازم است كه با افزايش شاخص اميدزندگي در بدو تولد و كاهش سطح مرگ و مير كودكان كمتر از يكسال تلاش­هاي مضاعفي صورت پذيرد و از اين حيث نيز جايگاه خود را در منطقه ارتقاء دهد.

اين متن چكيده مقاله اي است كه در مجله بررسي هاي آمار رسمي ايران شماره ي 1 بهار و تابستان 1394 به چاپ رسيده است.

براي مشاهده متن كامل مقاله به لينك زير مراجعه نماييد:

http://ijoss.srtc.ac.ir/browse.php?cur=1&sid=1&slc_lang=fa

 

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۵/۰۴/۰۱ و ساعت 5 |

مطالعات حاکی از آن است که کشورهای مسلمان با وجود پیشینه تاریخی- اسلامی چندین هزار ساله و اشتراکات فرهنگی- دینی به عنوان غنی­ترین کانون فرهنگی تمدنی جهان و دارا بودن منابع عظیم طبیعی، مزیت­ها و ظرفیت­های توسعه­ای استثنایی، کماکان از مناطق کمتر توسعه یافته جهان محسوب می­شوند.

وسعت کشورهای اسلامی بیش از 29 میلیون کیلومتر مربع شامل 59 کشور با جمعیتی بیش از یک میلیارد و پانصد و نود و دو میلیون نفر می­باشد. به عبارتي اين كشورها با دارا بودن حدود 20 درصد از مساحت خاكي جهان بيش از  4/22 درصد از جمعيت دنيا را درون خود جاي داده­اند.

اعتقاد بر این است که آگاهی و شناخت نسبت به آمار و اطلاعات هر جامعه کمک شایان توجهی به برنامه­ریزی و سیاستگزاری كشورهاي اسلامي می­نماید. لذا مطالعه حاضر به بررسي كمي و كيفي جمعیت و  ویژگی­های آن در کشورهای اسلامی پرداخته و سپس در هر شاخص جایگاه و موقعیت ایران را در میان کشورهای اسلامی نشان خواهد داد. اعتفاد بر اين است نشان دادن جايگاه ايران درميان كشورهاي منطقه كمك موثري در برنامه­ريزي­هاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي و منطقه­اي كشور خواهد داشت.

مطالعات نشان مي­دهد ايران از جمله كشورهاي پرجمعيت و پهناور منطقه محسوب شده و از  نظر  شاخص­هاي كيفي جمعيت نيز در جايگاه نسبتا مناسبي در ميان كشورهاي اسلامي قرار گرفته است. با وجود اين لازم است كه با افزايش شاخص اميدزندگي در بدو تولد و  كاهش سطح مرگ و مير كودكان كمتر از يكسال تلاشهاي مضاعفي صورت پذيرد و از اين حيث نيز جايگاه خود را در منطقه ارتقاء دهد.

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۴/۰۳/۰۶ و ساعت 8 |
برای مشاهده مصاحبه به لینک زیر مراجعه نمایید

http://s5.picofile.com/file/8112768334/IRIB_TV4_01_04_2014_09_15_47.mpg.html

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۲/۱۱/۱۶ و ساعت 15 |

نوروز یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران باستان است .خاستگاه نوروز در ایران باستان است و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران در آغاز فصل بهار نوروز را جشن می‌گیرند. نوروز در ۹ کشور ایران، افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان، قزاقستان، قزقیزستان، آذربایجان و آلبانی با همین نام تعطیل رسمی است. این جشن امروزه یکی از جشن‌های بنیادین آسیا شناخته می‌شود.

بدین ترتیب جغرافیای پهناور نوروز و همزمانی آن با بهار طبیعت در نیمکره­ی شمالی و پیشینه­ی باستانی آن و تأکید این جشن بر نوع‌دوستی و مهرورزی در میان جهانیان، باعث توجه سازمان ملل و دیگر کشورها به نوروز شد. در متن به تصویب رسیده در مجمع عمومی سازمان ملل، نوروز، جشنی با ریشه ایرانی که قدمتی بیش از ۳ هزار سال دارد و امروزه بیش از ۳۰۰ میلیون نفر آن را جشن می‌گیرند توصیف شده‌است.

یکی از راه های شناخت کشورهایی که نوروز را به رسمیت شناخته و این ایام را جشن می گیرند، مطالعه ی کمی و کیفی جمعیت و بررسی جغرافیای انسانی و شاخص­های جمعیتی و اجتماعی آنها می باشد. به این ترتیب براي پي بردن به اوضاع جمعيتي كشورهای دارای جشن نوروز يكي از بهترين روش‌ها، مقايسه اطلاعات آماري[1] و به ویژه اطلاعات و شاخص­های جمعیتی هریک از كشورهای تشکیل دهنده منطقه است.

این مقاله کاری مشترک با جناب آقای طه نوراللهی می باشد که در فصنامه جمعیت شماره ۷۹بهار ۱۳۹۱ منتشر شده است.

1ـ اطلاعات آماری از طریق سرشماري ها، آمارگيري‌هاي نمونه‌اي و آمارهاي ثبتي به دست می آید.

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۲/۰۱/۱۴ و ساعت 10 |

منطقه خاورمیانه دارای وسعتی برابر با 7794462 کیلومتر مربع شامل 15 کشور (ایران، ترکیه، مصر[1]، عراق، لبنان، فلسطین اشغالی، سوریه، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، کویت، یمن، اردن، عمان و بحرین)[2] با جمعیتی بالغ بر 403 میلیون نفر می­باشد و نقطه جغرافیایی مهمی در جهان و در میان دریای مدیترانه و خلیج فارس (در بین قاره­های آفریقا، اروپا و آسیای جنوب غربی) محسوب می شود. 

 

از نظر تاریخی خاورمیانه از نخستین خاستگاه‌های تمدن جهان بوده‌ است. بسیاری از باورها و آیین‌های جهان از این محل برخاسته‌اند، نخستین یافته‌های آدمی در این محل بوده، و نخستین قانون‌های جهان در این مکان نوشته شده‌ است. خاورمیانه از میانه قرن بیستم، مرکز توجه جهانی و شاید حساس‌ترین منطقه جهان از نظر استراتژیکی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بوده‌ است و مکان کشمکش­های دراز مدت اعراب و اسرائیل است.

در حال حاضر، این منطقه با وجود پیشینه تاریخی- تمدنی چندین هزار ساله و اشتراکات فرهنگی- دینی بعنوان غنی‌ترین کانون فرهنگی تمدنی جهان و دارا بودن منابع عظیم طبیعی، مزیت­ها و ظرفیت­های توسعه­ای استثنایی، کماکان از مناطق کم توسعه یافته جهان محسوب می­شود و فاقد

الگویی از همکاری‌های توسعه جمعی می­باشد.

 

یکی از راه­های شناخت منطقه خاورمیانه مطالعه­ی کمی و کیفی جمعیت و بررسی شاخص­های جمعیتی و اجتماعی منطقه می­باشد. زیرا اعتقاد بر این است که هرگونه پيشرفت و توسعه­ی اقتصادي- اجتماعي در هر منطقه­ای منوط به كم وكيف جمعيت در آن محدوده است. به بياني ديگر نتايج مطالعات جمعيت‌شناختي كه عمدتاًٌَُ‏ًُ از آمارهاي جمعيتي حاصل مي­شوند زيربناي برنامه­ريزي­ها و سياستگزاري­هاي خرد و كلان هر سرزميني به شمار مي­آيند. بديهي است كه برنامه­ريزي و سياستگزاري بدون توجه به آمارهاي جمعيتي و شاخص­هاي آن مي­تواند صدمات جبران‌ناپذيري را به سرمايه و ثروت ملي منطقه وارد نمايد.

همچنین مقايسه اوضاع و شاخص­های جمعيتي منطقه مشخص خواهد كرد كه وضع و موقعيت هر كشور از نظر متغيرهاي جمعيتي و شاخص‌هاي مربوطه چگونه است و می­توان آن‌ها را با شاخص­های جهانی مقایسه نموده و همچنین مقام ايران را نیز در بين ساير کشورهای منطقه نشان داد. در راستای تحقق چنین هدفی، این گزارش با استفاده از داده­های سرشماری­های عمومی نفوس و مسکن ایران و نیز برآوردهای جمعیتی سازمان ملل متحد برای سایر کشورها، به بررسی مقایسه تغییرات جمعیتی کشورهای منطقه با تاکید بر جایگاه جمهوری اسلامی ایران نموده است.

 

این کار خلاصه پزوهشی است که به صورت نشریه داخیُ توسط دفتر جمعیت مرکز آمار ایران منتشر شده است.

[1] ـ در مورد این که کشور های مصر به کشورهای خاورمیانه تعلق دارد یا خیر، اتفاق نظر وجود ندارد. لیکن در این پژوهش مصر جزو کشورهای خاورمیانه قلمداد شده است.

[2] ـ در بعضی زمینه‌ها واژه بسط يافته خاورمیانه به تازگی شامل کشورهای افغانستان، پاکستان، قفقاز، آسیای مرکزی و آفریقای شمالی شده است.

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۱/۱۲/۰۱ و ساعت 11 |

زمان دو برابر شدن جمعیت یکی از مهم­ترین و گویاترین پارامترهای تحول جمعیت است. گرچه در ظاهر تفاوت­های اندک در میزان رشد جمعیت جوامع مختلف یا دوره های زمانی یک منطقه ملاحظه می­شود، اما اهمیت آن در طی دوره­ای از زمان قابل درک است. بررسی­ها نشان می­دهد براساس متوسط رشد سالیانه مشاهده شده، در فاصله سال­های 1355 و 1345 زمان لازم برای دو برابر شدن جمعیت ایران23 سال است. با احتساب متوسط رشد سالیانه بین  سال­های 1345 و 1355 در حدود 26 سال و با رشد بین سال­های 1355 و 1365 معادل 18 سال و با استفاده از رشد سالیانه 1365 و 1375 معادل 35 سال و بالاخره  با کمک متوسط رشد در فاصله سال­های 1375 و 1385 این زمان درحدود 43 برآورد می­شود. مدت زمان دو برابر شدن جمعیت کشور با توجه به رشد 1.29 درصد در سال (دوره 90-1385 ) برابر 54 سال می­باشد.

 

اهمیت ارقام فوق را هنگامی می توان فهمید که به زمان دو برابرشدن جمعیت جهان توجه شود. جمعیت ایران از حدود 19 میلیون نفر در سال 1335 بالغ بر 75 میلیون نفر در سال 1390 افزایش یافته و به بیان دیگر در فاصله 55 سال جمعیت کشور4 برابر شده است. درحالیکه جمعیت جهان در همین فاصله زمانی 6/2 برابر شده است. به عبارت ديگر سرعت رشد جمعيت ايران بيش از سرعت رشد جمعيت جهان بوده است.

 

 

 

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۱/۱۰/۲۰ و ساعت 8 |

تعداد جمعيت و ويژگي­هاي مرتبط با آن پايه وزيربناي هرگونه برنامه­ريزي و سياستگزاري مي­باشد. آگاهي از حجم جمعيّت و مشخّصه‌هاي مرتبط با توزيع و تركيب و پويايي‌شناسي جمعيّت همراه با ساير متغيّرهاي اقتصادي ـ اجتماعي، پايه و اساس برنامه‌ريزي‌هاي توسعه‌ي ملّي و منطقه‌اي است.

در برنامه­ریزی های کلان و خرد کشور جمعیت به عنوان مبنای اصلی تصمیم­گیری­ها مطرح بوده و همانگونه که برنامه­ریزی ابعاد گوناگونی دارد، جمعیت نیز از طریق سطوح مختلف جغرافیایی و سنی و جنسی مورد نیاز است. با عنایت به اینکه اطلاعات اصلی جمعیت از سرشماری­های عمومی نفوس و مسکن قابل استخراج است و سرشماری­ها نیز در فواصل زمانی10 یا 5 سال یک بار انجام می­شود، برآورد جمعیت برای سال­های آتی اهمیت و جایگاه ویژه­ای پیدا می­کند. به طور کلی در هر مطالعه و پژوهش شناسايي جامعه­ی هدف و ابعاد گوناگون آن به عنوان گام نخست در تدوين، طراحي و برنامه‌ريزي­های آينده از اهمیت به سزایی برخوردار می­باشد. برای اتخاذ و انتخاب سیاست جمعیتی کشور که هماهنگ و سازگار با برنامه­های توسعه پایدار کشور باشد، آگاهی ازحجم جمعیت، توزیع سنی و جنسی آن و نیز میزان رشد سالیانه و چگونگی تغییرات آن ابزار مناسب شناخته شده­ای می­باشند و هرچه دانش برنامه­ریزان در ارتباط با جمعیت دقیق­تر باشد، احتمال توفیق برنامه­های توسعه افزایش می­یابد.

 

با توجه به موارد فوق این تحقیق با مدد از روش­های علمی‌ به بررسی دوره­های رشد جمعیتی ایران و مرفولوژی (ريخت شناسي) آن پرداخته و سعی می­نماید تا با ارائه تصویری روشن از روند رشد جمعیت جهان و کشور راهکارهای مناسبي را برای تدابیر سیاست‌های جمعیتی ارائه نماید.

 

تحقیق حاضر پژوهشی پهنانگر و کتابخانه‌ای است. به عبارتی با توجه به اهميت برنامه­ریزی­ها و سیاستگزاری­های جمعيتي از يك سو و ترکیب و ساختار جمعیت ایران از سوي ديگر، در مقاله­ی حاضر سعی شده پس از بیان ضرورت و اهمیت تحقیق، پیشینه تحقیق، نظریات سیاست­های جمعیتی را بیان و در کنار آن مرفولوژی رشد جمعیت را تشریح نموده و در نهایت به آینده‌نگری جمعیت ایران با مدد آخرین نتایج سرشماری بپردازد . برای پیش بینی جمعیت کشور از روش ترکیبی با استفاده از نرم افزار people و با سه فرض باروری ثابت، باروری در سطح جایگزینی و باروری

بالاتر از سطح جایگزینی استفاده می­شود.

 

 

 

از آنجایی­که در این بررسی آینده­نگری جمعیت کشور با فروض مختلف جمعیتی ارائه می­شود، نتایج پیش­بینی­ها می­تواند همچون چراغی روشن راه را برای مدیریت و سیاستگزاری و برنامه­ریزی جمعیتی در سال­های آتی هموار سازد.  

این مقاله در همایش مدیریت و حکمرانی که در آذرماه سال ۱۳۹۱ در دانشگاه تربیت مدرس برگزار شدُ به عنوان پوستر برتر انتخاب شد.

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۱/۱۰/۰۲ و ساعت 10 |

صاحب نظران و کارشناسان بر این باورند که کشور جمهوری اسلامی ایران پس از دو دهه اجرای سیاست­های تنظیم خانواده به نتایج موفقیت آمیز و چشمگیری دست یافته است، از آغاز سال 1389 تاکنون با اعلام سیاست تشویق موالید از سوی دولت محترم بحث های زیادی از سوی صاحبنظران و دولت­مردان در رابطه با افزایش یا کاهش جمعیت مطرح شد. با توجه به بحث های زیادی که اکنون در این زمینه مطرح است به عنوان یک جمعیت شناس که در ارتباط با مسائل جمعیتی ایران مطالعاتی را انجام داده ام برخود واجب می دانم که به برخی از نکات اشاره نمایم:

 


 بررسی­ها نشان می­دهد که در جهان کنونی قدرتمندترین و توسعه یافته ترین کشورها لزوما پرجمعیت ترین کشورها نبوده­اند. به عنوان مثال در حال حاضر جمعیت ایالات متحده حدود یک چهارم جمعیت کشور هندوستان است. بسیاری از کشورهای اروپایی که از نظر رفاه عمومی در سطوح بالایی هستند جمعیتی معادل جمعیت ایران و یا کمتر دارند. البته چین کشور پرجمعیتی است که در بسیاری از موارد راه پیشرفت و توسعه را طی نموده است. بر همگان روشن است که کشور چین به اتکای جمعیت زیاد به این درجه نرسیده است. بنابراین به نظر می رسد که راه رشد و  توسعه­ی اقتصادی- اجتماعی و رسیدن به قدرت بین المللی و ثروت تنها از طریق رسیدن به اندازه­های بزرگ جمعیت هموار نمی­شود.

 در حال حاضر شرایط جمعیتی کشور برای افزایش رشد اقتصادی و گام برداشتن در مسیر توسعه کاملا مهیا است. به این ترتیب که بیش از دو سوم یا حدود 70 درصد جمعیت کشور در سنین فعالیت اقتصادی می باشند موهبت جمعیتی که از رهگذر کاهش سطح باروری به دست آمده است. این که تا چه اندازه از این فرصت استفاده شده و خواهد شد به برنامه ریزی و مدیریت این کار مربوط است. شرایطی که کشور چین طی سه دهه­ی گذشته از آن برخوردار بوده است و درصورت فراهم شدن چنین شرایطی در ایران، می­تواند به عنوان منبع مهمی برای تولید ثروت در مقابله با مشکلات ناشی از کاهش باروری مورد استفاده قرار گیرد. 

  با توجه به آغاز موج دوم رشد جمعیت در ایران و وقوع پدیده­ی گشتاوری جمعیت و پیش بینی  ادامه روند آن حداقل تا سه دهه آینده، اجرای سیاست­های تشویق موالید و طی نمودن روند افزایشی رشد جمعیت در ایران بسیار زود به نظر می رسد. 

 

  به نظر می­رسد در کشور هنوز زیرساخت ها و ظرفیت­های لازم در زمینه­های مختلف بهداشتی، درمانی، فرهنگی، اقتصادی، آموزشی، اجتماعی و سیاسی برای جمعیتی بیش از ظرفیت جمعیت موجود فراهم نشده است. بدیهی است که با اجرای سیاست های تشویق موالید و دو برابر شدن جمعیت در مدتی کوتاه با ایجاد شرایط نامساعد در کشور بستر بسیار مناسبی برای انواع مختلف آسیب های اجتماعی آغاز خواهد شد که حل آنها بسیار مشکل و حتی در مواردی غیر ممکن خواهد بود.

 

اعتقاد براین است که با توجه به شرایط موجود در کشور اجرای سیاست های تشویق موالید بر رفتار باروری افراد فرهیخته و تحصیل کرده جامعه تاثیری نخواهد داشت و همچنان پایبند اصولی هستند که پیش از این بوده اند. این سیاست برای قشر ضعیف و کم درآمد کشور به خصوص برای مناطق محروم و از جمله مناطق مرزی کشور انگیزه ای مثبت و تاثیرگذار به شمار خواهد رفت. سیاست­های تشویق موالید و در نتیجه تغییر نگرش های باروری در این افراد باعث افزایش تعداد فرزندان بیشتر و شرایط نابسامان تر آنان خواهد شد. بنابراین اجرای سیاست های تشویق موالید می تواند سیاست های عدالت محوری در کشور را به چالش بکشد.

 

 براساس بررسی های صورت گرفته ایران در آینده نه چندان دوری با مشکل سالمندی جمعیت روبه رو خواهد شد. شتاب پديده­ی تورم جواني جمعيت و پيامدهاي آن در حدي است كه دولت­مردان و برنامه ريزان حداكثر توجه خود را بر وضع موجود و تمهيدات لازم براي جمعيت بسيار بزرگ جوان و نوجوان متمركز كرده و كمتر به اين نكته توجه نموده اند كه بعد از سپري شدن پديده­ی تورم جواني جمعيت و رهايي از وضع موجود، در طي فاصله­ی نه چندان دوري (حدود30 سال آينده)، ايران با مشكل سالمندي جمعيت (مشكلي كه در حال حاضر بسياري از كشورهاي توسعه يافته گريبان­گيرآن هستند)، روبرو خواهد شد. با توجه به رشد بالاي جمعيت كشور در دهه 1360، سالمندي جمعيت با سرعت بيشتري در مقايسه با كشورهاي توسعه يافته به وقوع خواهد پيوست و دولت­مردان فرصت چنداني براي مقابله با اين تغيير (در ساختار سني جمعيت) را  نخواهند داشت. توضيح اينكه اگر ايران بدون تداركات و برنامه ريزي لازم و كافي با يك جامعه­ی سالمند برخورد نمايد، سالمندي جمعيت نيز همانند جواني جمعيت، به يك معضل لاينحل تبديل خواهد شد. بديهي است مهم­ترين سؤالي كه در اين زمينه مطرح مي شود اين است كه چه كسي به دولت ماليات پرداخت خواهدكرد؟ و چه كسي از نسل سالخورده حمايت و پرستاري خواهد نمود؟ نتيجه آنكه گرچه در حال حاضر سياستگذاران نگران تورم جواني مي باشند، ليكن بر اساس محاسبات انجام شده اين دوره­ی انبساط، كوتاه خواهد بود. به اين ترتيب كه پس از سپري شدن دوره­ی تورم جواني، كشور با مشكل سالمندي جمعيت روبرو خواهد شد. مطالعات نشان مي­دهد كه از اواخر دهه­ی 1390 جمعيت ايران رو به سوي سالمندي رفته و سالمندي جمعيت در سال 1420 به حدنهايي خود خواهد رسيد و در سال­هاي پس از آن با سالخوردگي جمعيت روبرو خواهد شد. بديهي است كه از هم اكنون لازم است تا دولت­مردان در برنامه­ريزي­ها و سياستگذاري­هاي کلان و بلندمدت به نسبت جمعيت سالمند و سالخورده توجه نمايند. علاوه بر اين سياستگذاران و برنامه ريزان مي­بايد درصدد تمهيداتي براي رفاه اجتماعي و بهداشتي سالمندان و سالخوردگان باشند.

 

بازتوزیع نامناسب جمعیت در کشور معضل دیگری است که در صورت افزایش رشد جمعیت کشور تبدیل به گره کوری می شود که گشودن آن کاری غیرممکن خواهد شد. در حال حاضر تراکم جمعیت کشور از 713 نفر در هر کیلومتر مربع در استان تهران تا 6 نفر در هر کیلومتر مربع در استان سمنان در نوسان می باشد. در صورت افزایش بی رویه جمعیت و عدم برنامه ریزی و ایجاد زیرساخت های مناسب و توزیع متعادل آن در سراسر نقاط کشور باز هم شاهد تراکم بی رویه جمعیت در پایتخت کشور و چند کلان شهر بزرگ خواهیم بود. در این حالت حرکت به سوی توسعه اقتصادی و شکوفایی آن غیرممکن خواهد بود.

 

براساس بررسی های به عمل آمده می توان چنین نتیجه گیری نمود در سال 1430 هجری شمسی در صورت ادامه سیاست تنظیم خانواده جمعیت کشور بالغ بر 90 میلیون نفر (با ساختاری سالخورده)، در صورت سیاست تثبیت تعداد موالید بر روی 2 فرزند جمعیت کشور بالغ بر 102 میلیون نفر (با ساختاری سالخورده) و در صورت سیاست تشویق موالید جمعیت کشور بالغ بر 133 میلیون نفر (با ساختاری دارای جمعیت جوان (حدود 30 درصد) و رو به سوی سالمندی خواهد بود.

خلاصه کلام آنکه تصمیم گیری در مورد سیاست های تنظیم خانواده مطالعات و بررسی های کارشناسی بسیار بیشتری را می طلبد و هر گونه سیاست گذاری عجولانه و برنامه ریزی سریع  می­تواند صدمات جبران ناپذیری را به کشور جمهوری اسلامی ایران وارد نماید.

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۱/۰۴/۰۴ و ساعت 8 |

الهام فتحی

 

 از بدو خلقت تمام نقاط کره ی زمین شرایط و وضعیت یکسانی از نظر موقعیت طبیعی و امکانات زیستی برخوردار نبوده است. با وجود چنین شرایط متفاوتی، اشرف مخلوقات، همواره به دنبال مکان­هایی با شرایط مناسب و بهینه برای زندگی بهتر بوده است. بررسی ها نشان می­دهد علاوه بر مقتضیات و امکانات مساعد طبیعی و جغرافیایی که همواره از عوامل جاذب جمعیت بوده، برخی امکانات مصنوعی و قراردادی که توسط بشر در مناطق مختلف از جمله در مناطقی با شرایط نامساعد طبیعی و آب و هوایی ایجاد کرده، نیز منجر به جذب جمعیت شده است. سرزمین پهناور ایران، از لحاظ آب و هوایی یکی از منحصر به فردترین کشورهاست. اختلاف دمای هوا در زمستان میان گرمترین و سردترین نقطه گاهی به بیش از ۵۰ درجه­ی سانتی گراد می‌رسد. به طور کلی، ایران در منطقه‌ای قرار گرفته‌است که از نظر میانگین بارندگی در سطح نیمه خشک و خشک قرار می‌گیرد. به همین دلیل پراکندگی و توزیع جمعیت در ایران بسیار متنوع است. به این ترتیب که در سال 1385 از نظر استانی بیشترین تراکم جمعیت کشور در استان تهران با 713 نفر و کمترین تراکم در استان سمنان با 6 نفر در هر کیلومترمربع محاسبه شده است.

  اوضاع و شرایط جغرافیایی، اجتماعی و اقتصادی سواحل جنوبی کشور به گونه ای است که برخی از مناطق (نظیر منطقه پارس جنوبی که سرمایه هنگفتی از نفت و گاز را درون خود جای داده است) جاذب جمعیت و در مقابل، برخی نقاط دیگر (نظیر قسمت هایی از بلوچستان به دلیل اوضاع نامساعد طبیعی و فقر) دافع جمعیت بوده اند.

 

  از دیرباز، به رغم شرایط نامساعد آب و هوایی مناطق جنوبی کشور، ساکنان بومی منطقه نقشی کلیدی درحفظ و نگهداری سواحل جنوبی کشور داشته اند. بنابراین، شناخت و آگاهی نسبت به اوضاع جمعیتی، اجتماعی و اقتصادی ساکنان این منطقه از نظر ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی از اهمیت خاصی برخوردار است، در اين مقاله سعي شده تا ويژگي­ها و شاخص­هاي عمده­ی جمعيتي، اجتماعي و اقتصادي استان های هرمزگان، بوشهر و شهرستان­های جنوبی استان­های خوزستان و سیستان و بلوچستان که متاثر از اقلیم این منطقه­اند، با تكيه برآمار و ارقام سرشماري­ها و از جمله سرشماری 1385 وآمارهاي ثبتي، به صورت اجمالي توصيف و مورد بررسي و تاحدی تحلیل قرار گيرد. زیرا بدون دسترسي به اطلاعات و آمار و ارقام مربوط به خصوصيات جمعيتي، اجتماعي و اقتصادي، اجراي برنامه­ها و طرح­هاي توسعه و عمراني از توفيق چنداني برخوردار نخواهد بود.

این مقاله کاری است مشترک با آقای طه نوراللهی که در مجله فرهنگ (ویژه علوم اجتماعی) شماره ۷۳ منتشر شده است. 

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۰/۱۰/۰۶ و ساعت 14 |

 

 

 

 بررسی کمی جمعیت جهان نشان می دهد که در چند دهه اخیر جمعیت به سرعت در حال افزایش بوده است و از 2.5 میلیارد نفر در سال 1950 میلادی به حدود 6.9 میلیارد نفر در سال 2010 میلادی رسیده است در سال جاری از مرز 7 میلیارد نفر گذشت. پیش بینی می شود در سال 2050 میلادی جمعیت جهان به حدود 9.5 میلیارد نفر برسد.

 


اگر بخواهیم جمعیت جهان را به تفکیک قاره ها بررسی کنیم در حال حاضر 60 درصد از جمعیت دنیا  در آسیا، 15 درصد در قاره آفریقا، 13 درصد در قاره آمریکا، 11 درصد در قاره اروپا و 1 درصد در اقیانوسیه زندگی می کنند. سهم جمعیت ایران از جهان در سال 2010 میلادی 1.1 نفر بوده است و سهم جمعیت ایران در قاره آسیا در سال 2010 میلادی 1.8 نفر بوده است به عبارتی از هر 100 نفر در قاره آسیا 2 نفر را ایرانی ها تشکیل می دهند.
در حال حاضر کشورهای چین و هندوستان از پر جمعیت ترین کشورهای جهان محسوب می شوند بدین ترتیب که از هر 5 نفر جمعیت دنیا یک نفر چینی و از هر 6 نفر جمعیت جهان یک نفر هندی است و ایران رتبه هفدهم را در میان کشورهای جهان دارد. بررسی جمعیت ایران طی نیم قرن اخیر حاکی از آن است که حدود 52 میلیون نفر به جمعیت کشور اضافه شده است و رشد جمعیت کشور طی 50 سال اخیر یکسان نبوده است.

 

 

 

برای مشاهده و شنیدن این گفتگو به لینک زیر مراجعه کنید.

http://radioiran.ir/main_newsview.php?id=469

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۰/۰۸/۱۸ و ساعت 10 |

 

الهام فتحی

جهانی شدن به مفهوم جدید خود، واژه‌ای است که در اواخر دهه 70 قرن بیستم با توسعه فناوری اطلاعات آغاز و به معنای «درهم فشرده شدن جهان و تبدیل آن به مکان واحد» اطلاق می‌شود. به عبارتی جهاني‌‌شدن، به معناي «گسترش همكاري انسان‌ها در گستره‌ جهان» است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منطقه آسیا و اقیانوسیه دارای وسعتی بیش از 18 میلیون کیلومتر مربع شامل 68 کشور با جمعیت حدود 5 میلیارد نفر (حدود7/72 درصد از جمعیت جهان) است. كه علي‌رغم دارا بودن منابع عظیم طبیعی، مزیت‌ها و ظرفیت‌های توسعه‌ای استثنایی، کماکان از مناطق کم توسعه‌یافته جهان محسوب می‌شود و فاقد الگویی از همکاری‌های توسعه جمعی است.

از جمله راه‌های شناخت منطقه آسیا و اقیانوسیه مطالعه کمی و کیفی جمعیت و بررسی شاخص‌های جمعیتی و اجتماعی منطقه است. زیرا اعتقاد براین است که هرگونه پيشرفت و توسعه اقتصادي- اجتماعي در هر منطقه ای منوط به كم وكيف جمعيت در آن محدوده است. به بياني ديگر نتايج مطالعه‌هاي جمعيت‌شناختي كه به‌طور عمده از آمارهاي جمعيتي حاصل مي‌شوند زيربناي برنامه‌ريزي‌ها و سياستگذاري‌هاي خرد وكلان هر سرزميني به شمار مي‌آيند. بديهي است كه برنامه‌ريزي و سياستگذاري بدون توجه به آمارهاي جمعيتي و شاخص‌هاي آن مي‌تواند صدمه‌هاي جبران‌ناپذيري را به سرمايه و ثروت ملي منطقه  وارد كند.

براي پي بردن به اوضاع جمعيتي كشورهای منطقه يكي از بهترين روش‌ها، مقايسه اطلاعات آماري و به ویژه اطلاعات و شاخص های جمعیتی هر یک از كشورهای تشکیل‌دهنده منطقه است. مقايسه اوضاع و شاخص‌های جمعيتي منطقه مشخص خواهد كرد كه وضع و موقعيت هر كشور از نظر متغيرهاي جمعيتي و شاخص‌هاي مربوطه چگونه است و می‌توان آنها را با شاخص‌های منطقه و جهانی مقایسه كرده و همچنین مقام ايران را نیز در بين ساير کشورهای منطقه نشان داد.

این مقاله در هفته نامه خبری تحلیلی برنامه شماره ۴۲۰ به آدرس اینترنتی زیر منتشر شده است:

http://files.spac.ir/هفته%20نامه%20برنامه/Barnameh%20Electronical/420/page%204.htm

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۰/۰۵/۰۱ و ساعت 8 |
                  

اکو یا سازمان همکاری اقتصادی سازمانی اقتصادی و منطقه‌ای است. ايران،قزاقستان،

 پاکستان و ترکيه از پهناورترين کشورهاي اين اعضا هستند. سه کشور ایران، پاکستان و

ترکیه در سال ۱۹۶۲نخستین‌بار این سازمان را پایه‌ریزی کردند. پس از فروپاشی شوروی،

 افغانستان، آذربایجان، قزاقستان، ترکمنستان، قرقیزستان، ازبکستان و تاجیکستان نیز به

 سازمان اکو پیوستند. این سازمان هم‌اکنون با ده عضو، حدود 410 میلیون نفر جمعیت دارد.

 برای مطالعه و بررسی اوضاع اقتصادی و اجتماعی كشورهای عضو اکو يكي از بهترين

 روش‌ها، مقايسه شاخص‌های توسعه انسانی هریک از كشورهای تشکیل دهنده منطقه

 است. مقايسه اوضاع و شاخص‌های توسعه انسانی منطقه مشخص خواهد كرد كه وضع

 و موقعيت هر كشور از نظر رتبه شاخص‌هاي مربوطه چگونه است و می‌توان آنها را با

 شاخص‌های جهانی مقایسه كرده و همچنین مقام ايران را نیز در بين ساير کشورهای

منطقه نشان داد.

شاخص توسعه انسانی به معنای رتبه‌بندی کشورها از نظر پیشرفت‌های توسعه انسانی

 و متوسط آسودگی‌های زندگی است. کشورهایی که در رده‌های بالای شاخص توسعه

 انسانی قرار دارند، کشورهای توسعه‌یافته و کشورهایی که در رده‌های پايین شاخص

 توسعه انسانی قرار دارند، کشورهای توسعه‌نیافته و عقب افتاده‌تری از نظر پیشرفت‌های

 جهانی هستند.

برای نخستين‌بار شاخص توسعه انسانی در سال 1990 به عنوان مقیاس جدیدی از توسعه

 معرفی شد. شاخص توسعه انسانی از سال 1991 میلادی توسط برنامه توسعه سازمان

 ملل متحد  (UNDP)به مرحله اجرا گذاشته شد و از آن پس هر ساله فهرستی از کشورهای

 جهان را به ترتیب از بالاترین تا پائین ترین رتبه‌ها  منتشر می‌کند.

جمهوري اسلامي ايران در سال گذشته رتبه 87 را از نظر شاخص توسعه انساني در بين

 182 كشور دنيا كسب كرده است، شایان ذکر است با این رتبه ايران همچنان جزء كشورهاي

 داراي توسعه انساني متوسط قرار گرفته است.

در سال 2007، نروژ با كسب نمره 971/0 به عنوان نخستين كشور جهان از نظر بالا بودن

 توسعه انساني شناخته شده است. استراليا با كسب نمره 97/0در جايگاه دوم و ايسلند

 با كسب نمره 969/0 در جايگاه سوم قرار دارند. كشورهاي كانادا، ايرلند، هلند، سوئد،

 فرانسه، سوئيس و ژاپن نيز رتبه‌هاي چهارم تا دهم را به خود اختصاص داده‌اند. كشور‌های

 سیرالئون، افغانستان و نيجر به ترتیب با كسب نمرهاي 365/0، 352/0 و 0.34 به عنوان

آخرين كشورهای جهان از نظر توسعه انساني شناخته شده‌اند.

این مقاله با همکاری آقای طه نوراللهی به رشته تحریر درآمده و در هفته نامه خبری تحلیلی برنامه شماره ۴۱۶ چاپ شده است.

برای مشاهده متن کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید.

http://www.spac.ir/barnameh/Barnameh%20Electronical/416/P-4.htm

 

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۰/۰۳/۳۱ و ساعت 8 |
 

الهام فتحی

  

 

 کشورهای اسلامی کشورهایی هستند که دین رسمی یا دین بیشتر جمعیت آنها

اسلام است. از نظر موقعیت جغرافیایی بیشتر کشورهای اسلامی در خاورمیانه،

آسیای میانه، شمال آفریقا، و جنوب شرقی آسیا واقع شده اند. وسعت کشورهای

اسلامی حدود 52 میلیون کیلومتر مربع شامل 57 کشور با جمعیتی حدود یک و نیم

 میلیارد نفر است. علاوه بر این کشورهای اسلامی 74 درصد ذخاير نفت شناخته شده

جهان و 50 درصد ذخاير گاز جهان را دارا و با در اختيار داشتن تنگه ها و آبراهه‌ها و در

 مجموع 20 درصد از مناطق آبي و خاكي مهم جهان از اهمیت جغرافيايي و استراتژی

 ویژه‌ای برخوردار هستند. مطالعات حاکی از آن است که کشورهای مسلمان با وجود

 پیشینه تاریخی- اسلامی چندین هزار ساله و اشتراک‌هاي فرهنگی- دینی به عنوان

 غنی­ترین کانون فرهنگی، تمدنی جهان و دارا بودن منابع عظیم طبیعی، مزیت­ها و

ظرفیت­های توسعه‌ای استثنایی، کماکان از مناطق کمتر توسعه‌یافته جهان محسوب

 می‌شوند.

یکی از راه‌های شناخت کشورهای اسلامی، مطالعه کمی و کیفی جمعیت و بررسی

 شاخص­های جمعیتی و اجتماعی آنها است. شناخت و آگاهي از تغيير و تحول‌هاي

 جمعيتي جوامع، لازمه‌ هرگونه برنامه‌ريزي براي آنها است، چون تمام جنبه‌هاي

اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي آن جوامع با حجم جمعيت و ويژگي‌هاي ساختاري

آن پيوند خورده است. بديهي است كه برنامه‌ريزي و سياستگذاري بدون توجه به

 آمارهاي جمعيتي و شاخص­هاي آن مي‌تواند صدمه‌هاي جبران ناپذيري را به

 سرمايه و ثروت ملي این کشورها وارد كند. مقايسه اوضاع و شاخص­های

 جمعيتي کشورهای اسلامی، مشخص خواهد كرد كه وضع و موقعيت هر كشور

 از نظر متغيرهاي جمعيتي و شاخص‌هاي مربوط چگونه است و می‌توان آنها را با

 شاخص‌های جهانی مقایسه كرد. همچنین مقام ايران را نیز در بين ساير کشورهای

 منطقه نشان داد.

این مقاله با همکاری آقای طه نوراللهی به رشته تحریر درآمده و در هفته نامه خبری تحلیلی برنامه شماره ۴۱۰ منتشر شده است.

برای مشاهده کامل مقاله به لینک زیر مراجعه کنید.

http://www.spac.ir/barnameh/Barnameh%

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۰/۰۳/۳۱ و ساعت 8 |

 

 

امروزه اكثر كشورهاي جهان تلاش مي نمايند تا سياست جمعيتي معيني را با توجه

 به اوضاع جمعيتي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادی و سياسي كشور خود اتخاذ كنند.

دگرگوني‌هاي جمعيتي كشورها و ايجاد ارتباط آن با جنبه‌هاي مختلف برنامه‌ريزي ايجاب

مي‌كند كه دولت‌ها در برخي از كشورها به دنبال جلوگيري از افزايش سريع جمعيت باشند.

 بسياري از كشورهاي آسيايي و آفريقايي كمترتوسعه يافته، اين نوع سياست جمعيتي را

اعمال مي‌كنند. جمعيت اين كشورها با روند سريعي رشد پيدا مي‌كند و مسائل بسياري را

 در برنامه‌ريزي‌هاي بهداشتي، آموزشي، فرهنگي و اقتصادي باعث مي‌شود. سياست

 جمعيتي اين كشورها را "آنتي ناتاليست[1]" يعني ضد افزايش جمعيت مي‌نامند. در

اين گونه كشورها، دولت‌ها با انجام تبعليغات وسائل جلوگيري از باروري را به رايگان فراهم

 مي‌سازند و از خانواده‌هاي كم‌جمعيت حمايت مي‌كنند.

در گروه ديگري از كشورها، سياست جمعيتي در جهت عكس است. كشورهاي صنعتي

 اروپاي غربي و شمالي در اين طبقه‌بندي قرار مي‌گيرند. در اين كشورها با دگرگون شدن

عوامل گوناگون فرهنگي و اجتماعي و نيز تغيير شكل خانواده، روند افزايش جمعيت

 سيري منفي دارد يا افزايش آن بسيار كند است.

دولت از راه ايجاد تسهيلات مختلف و حمايت‌هاي مادي، شامل حمايت‌هاي پيش از تولد،

 تغذيه، بهداشت، آموزش، كاهش ماليات در صورت داشتن فرزند بيشتر و بسياري ديگر

 از اين قبيل، به والدين كمك مي‌كنند. اين نوع سياست جمعيتي را "ناتاليست[2]" مي‌نامند.

نتايج اعمال سياست‌هاي جمعيتي مختلف را مي‌توان در تحولات آمار جمعيت و

شاخص‌هاي جمعيتي كشورهاي مختلف بررسي كرد.

براي پي بردن به اوضاع جمعيتي كشور، يكي از بهترين روش‌ها، مقايسه اطلاعات آماري

با داده‌هاي آماري ساير كشورها است. مقايسه اوضاع جمعيتي مشخص خواهد كرد كه

 وضع و موقعيت كشور از نظر متغيرهاي جمعيتي و شاخص‌هاي مربوطه چگونه است و

 مقام ايران در بين ساير نقاط جهان را نشان مي دهد. بر همین اساس در تحقیق حاضر

 سعی شده تا جمعیت و تعدادی از شاخصهای مرتبط بر آن در سطح جهانی و  قاره ای

در سال 1385 (2006 میلادی) مشخص و با شاخصهای جمعیتی و موقعیت کشور مقایسه

 شود.

مطالعات نشان داد که ایران از نظر تعداد جمعیت در سطح جهانی دارای رتبه ی هجدهم،

 از نظر تراکم جمعیت دارای رتبه ی صدو هفتاد و پنجم، از نظر میزان موالید دارای رتبه 

هفتادو چهارم، از نظر میزان خام مرگ و میر دارای رتبه بیست و ششم، از نظر میزان خام

 مرگ و میر تولد دارای رتبه شست و هشتم، از نظر شاخص میزان باروری کل دارای رتبه

 شست وسوم، از نظر میزان رشد طبیعی جمعیت دارای رتبه هفتاد و سوم می باشد.

این مقاله کاری است مشترک با آقای طه نوراللهی که در فصلنامه جمعیت شماره ۵۷ و ۵۸ متتشر شده است.

Anti natalist[1]

[2] Natalist

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۰/۰۲/۱۹ و ساعت 13 |

The Economic Cooperation Organization (ECO) is a regional economic 

organization which was established in 1962. The ECO countries,

 located in a geopolitically sensitive region and holding high potentials

 and capabilities in various fields including mining, industry, and agriculture,

 cover an area of about 7961216 square kilometers.

Iran, Kazakhstan, Pakistan and Turkey are among the vastest countries

 of the organization. Iran, Pakistan and Turkey were the founders

 of the organization. After the collapse of the Soviet Union, Afghanistan,

 Azerbaijan, Kazakhstan, Turkmenistan, Kirgizstan, Uzbekistan and

 Tajikistan also joined the organization. At present the 10-member organization

 has a population of about 409 millions.

According to the charter of the organization, ECO endeavors to

 improve the conditions for sustainable economic development of

 the member counties and takes action to gradually eliminate the

 commercial barriers in the region. Another goal of the organization

 is to prepare a common program for the development of human

 resources in the member countries. The organization also works

 to speed up the program of communication and transportation development.

A means of getting to know the ECO member countries is quantitative and

 qualitative study of the population and investigating the social and

 population indexes of the region. It is believed that any kind of

socio-economic progress and development in any region hinges on the

quality and quantity of the population in that region; in other words,

the results of demographical studies, mainly based on population statistics,

 are the foundation of micro and macro planning and policymaking in

 any given territory. Obviously, planning and policymaking with no

 attention to population statistics and indexes can cause irreparable

 harms to the region is natural wealth and resources.

To learn about the demographic conditions of the ECO member countries,

 a good way is comparing the statistical information[1] and in

particular the demographic data and indexes of the member countries.

 It will help categorize the state and position of each country by

the population variants and related indexes; at same time it is possible

 to compare them with the international indexes as well as specifying

Iran's ranking among the regional countries.

So far, six censuses of population and housing have been taken in

 Iran by taking advantage of the most recent methods and recommendations

by the international statistical organizations. The censuses have been

carried out on a regular basis every 10 years since 1956.

  این مقاله کاری است مشترک  با آقای طه نوراللهی که در مجله اکو شماره ۱ چاپ شده است.


+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۰/۰۲/۱۹ و ساعت 9 |

 

منطقه آسیای جنوب غربی دارای وسعتی حدود 12 میلیون کیلومتر مربع شامل 25

کشور (کشورهای ایران، پاکستان، افغانستان، ازبکستان، آذربایجان، ارمنستان،

 تاجیکستان، قرقیزستان، قزاقستان، ترکمنستان، گرجستان، ترکیه، قبرس، عراق،

 لبنان، فلسطین، سوریه، عربستان، امارات متحده عربی، قطر، کویت، یمن، اردن،

عمان و بحرین) با جمعیت حدود 540 میلیون نفر می باشد که پنج حوزه ژئوپلتیک

مهم جهان (آسیای مرکزی - قفقاز- شبه قاره هند- خلیج فارس و خاورمیانه) را در

برگرفته و در بین قاره های آفریقا، اروپا و سرزمین های روسیه، چین و هند قرار دارد.

 این منطقه با وجود پیشینه تاریخی- تمدنی چندین هزار ساله و اشتراکات فرهنگی-

دینی بعنوان غنی ترین کانون فرهنگی تمدنی جهان و دارا بودن منابع عظیم طبیعی،

 مزیت ها و ظرفیت های توسعه ای استثنایی، کماکان از مناطق کم توسعه یافته جهان

محسوب می شود و فاقدالگویی از همکاری های توسعه جمعی می باشد.

یکی از راه های شناخت منطقه آسیای جنوب غربی مطالعه ی کمی و کیفی جمعیت

 و بررسی شاخص های جمعیتی و اجتماعی منطقه می باشد. زیرا اعتقاد براین است

 که هرگونه پيشرفت و توسعه ی اقتصادي- اجتماعي در هر منطقه ای منوط به كم

 وكيف جمعيت در آن محدوده است. به بياني ديگر نتايج مطالعات جمعيت شناختي كه

 عمدتاًٌَُ‏ًُ از آمارهاي جمعيتي حاصل مي شوند زيربناي برنامه ريزي ها و سياستگذاري هاي

 خرد وكلان هر سرزميني به شمار مي آيند. بديهي است كه برنامه ريزي و سياستگذاري

 بدون توجه به آمارهاي جمعيتي و شاخص هاي آن مي تواند صدمات جبران ناپذيري را به

 سرمايه و ثروت ملي منطقه  وارد نمايد.

براي پي بردن به اوضاع جمعيتي كشورهای منطقه آسیای جنوب غربی يكي از بهترين

 روش‌ها، مقايسه اطلاعات آماري[1] و به ویژه اطلاعات و شاخص های جمعیتی هریک

 از كشورهای تشکیل دهنده منطقه است. مقايسه اوضاع و شاخص های جمعيتي منطقه

 مشخص خواهد كرد كه وضع و موقعيت هر كشور از نظر متغيرهاي جمعيتي و

 شاخص‌هاي مربوطه چگونه است و می توان آنها را با شاخص ها ی جهانی مقایسه

نموده و همچنین مقام ايران را نیز در بين سايرکشورهای منطقه نشان داد. شاخص های

 مورد نظر عبارتند از: جمعیت، مساحت، تراکم جمعیت، میزان موالید، میزان خام مرگ و

 میر،میزان باروری کل، میزان رشد طبیعی جمعیت، نرخ باسوادی، نسبت شهرنشینی،

نسبت روستا نشینی، مهاجرت، شاخص برابری قدرت خرید

 

این مقاله کاری است مشترک با آقای طه نوراللهی که در فصلنامه جمعیت شماره ۶۳ و ۶۴ به چاپ رسیده است.

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۰/۰۲/۱۹ و ساعت 8 |

 

 

از زماني كه بشر تصميم گرفت، درباره ی سرنوشت خويش و ديگران نظر كند و به

جامعه ی انساني و آينده بيانديشد، به تدريج به اين موضوع پي برد كه بين جمعيت و

 سعادت جامعه، جمعيت و بهروزي فردي و جمعي، جمعيت و زندگي پربارتر و

موفق تر روابط مستقيم و معني داري وجود دارد. در واقع يك سوي اين بحث ها، همواره

 جمعيت بوده و سوي ديگر آن نيز به جمعيت باز مي گشت. امروزه تعداد جمعيت و

 ويژگي هاي مرتبط با آن پايه و زيربناي هرگونه برنامه ريزي و سياستگزاري مي باشد.

در واقع جمعيت از جمله مولفه‌هاي مهم اقتصادي ـ اجتماعي در هر جامعه‌اي محسوب

 مي‌شود كه بر عملكرد اقتصادي و اجتماعي جامعه اثر مي‌گذارد و در عين حال از

سياست‌هاي اقتصادي و اجتماعي نيز تاثير مي‌گيرد.

 

 

جمعيت هر کشوری در اثر باروري و زاد و ولد و همچنين مهاجرت‌ها تغيير مي‌يابد. تعداد

 مواليد در هر سال به نرخ باروري و تعداد زنان در سنين باروري (ساخت سني جمعيت)

 بستگي دارد. نرخ باروري تابع وضعيت فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي جامعه است. از

مهم‌ترين عوامل موثر بر كاهش نرخ باروري، مي‌توان به افزايش ميزان باسوادي و سطح

تحصيلات زنان، بالا رفتن سن ازدواج و كاهش ميزان مرگ و مير نوزادان و افزايش هزينه

 آموزش، تربيت و بزرگ كردن كودكان اشاره كرد. ميزان مرگ و مير نیزدر كاهش جمعيت

 مؤثر است علاوه براین، ساختار سني جمعيت يكي از مهم‌ترين عوامل تاثيرگذار بر مرگ

و مير است. هر چه ساختار سني يك كشور جوان‌تر باشد، ميزان مرگ و مير پايين‌تر است.

 علاوه بر اين بهبود شرايط بهداشتي و پيشرفت‌هاي علم پزشكي، بالا رفتن سطح آگاهي

 و سواد مردم، نرخ مرگ و مير ـ به‌خصوص مرگ و مير كودكان ـ را كاهش مي‌دهد.

دو عامل مؤثر در تغييرات جمعيت، يعني ولادت و فوت هر كدام به عوامل بيولوژيك بستگي

 دارد، ولي عامل مهاجرت از عوامل بيولوژيك متأثر نيست و شتاب تغييرات آن تحت تأثير

 عوامل اقتصادي، سياسي، اجتماعي بيش از دو عامل ديگر است. ميزان خالص

مهاجرت، تابعي از وضعيت اقتصادي، اجتماعي و سياسي كشور مبدأ و كشورهاي

 همسايه آن و همچنين قوانين مهاجرت مربوط به كشورهاي مهاجرپذير است.

 در مطالعات جمعیت شناسی سرشماری های عمومی نفوس و مسکن از اهمیت

به سزایی برخوردار می باشد و بسیاری از شاخص ها و میزان های جمعیتی با استفاده

 از نتایج سرشماری ها محاسبه می شود. سرشماري های عمومی نفوس و مسکن

يكي از عمده‌ترين راه‌هاي شناخت جمعيت كشور براي برنامه‌ريزي، نظارت، كنترل،

 

 ارزشيابي خدمات و فعاليت‌ها در سطح ملي و منطقه‌اي است.

سرشماري عمومي نفوس و مسكن در ايران به موجب قانون هر ده سال يك‌بار به

 اجرا در‌ مي‌آيد. نخستين سرشماري‌هاي بعدي در سال‌هاي 1345، 1355، 1365

 و 1375 به‌وسيله مركز آمار ايران انجام شده است.

ششمين سرشماري عمومي نفوس و مسكن كشور از ششم تا بيست و ششم

 آبان 1385 در سراسر كشور به اجرا درآمد. در این مقاله بخش عمده ی منابع بررسی

 جمعیت با استفاده از نتایج این سرشماری است.

اصل این مقاله در هفته نامه خبری- تحلیلی برنامه به شماره ۳۱۷ چاپ شده است. 

به منظور مشاهده کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه نمایید.

http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/548308

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۰/۰۲/۱۸ و ساعت 13 |

 

نتايج حاصل از سرشماری عمـومی نفوس و مسکن از عمده‌تـرین و مهم ترين

 راه‌های شناخت ویژگی‌های جمعيتي و اجتماعی و اقتصادي هر كشوري

محسوب مي شود كه در نهايت نتايج اين مطالعات در اختيار برنامـه ریـزان و

 سياستگذاران قرار مي گيرد. امروزه در اغلب کشـورهاي جهان سرشماری‌های

 نفوس به فاصله‌ی 5 یا 10 سال یک بار به مرحله ی اجرا در می‌آید. در ایران  نـیز

سرشمـاری عمومی نفوس و مسکن مطابـق ماده‌ی 4 قانون مرکز آمار ایران،

 هرده سال یک بار با فرمان رئیس جمهوری اجـرا می‌شود.

سابقه ي سرشماري عمومي نفوس و مسكن در ايران مربوطه به سال‌های1335،

 1345، 1355،1365 و 1375 مي شود و آخرين سرشماري در آبان ماه سال 1385 به

 مرحله اجرا درآمد.

در كشور اولين بار آمارگيري جاري جمعيت در سال 1370 و براي دومين بار سرشماري

 عمومي نفوس و مسكن در سال 1385 به صورت سرشماري همراه با نمونه گيري

انجام شد. برای سرشماري فرمي طراحي شد كه شامل سوالاتي در مورد تعداد

و تركيب سني- جنسي جمعيت و پاره اي از ويژگيهاي عمده آن بود. اين فرم براي

تمامي افراد كشور تكميل شد. براي نمونه گيري نيز فرم ديگري طراحي شد كه

شامل اطلاعات كاملتري در مقايسه با فرم قبلي بود. به بياني ديگر فرم مذكور علاوه

بر اطلاعات مربوط به فرم قبلي، به گردآوري اطلاعات كاملتري نظير مهاجرت، سواد و

تحصيلات، اشتغال و بيكاري، باروري نيز اختصاص داشت كه به صورت نمونه براي حدود

 10 درصد از خانوارهای كشور تكميل شد .

تصویری از برج آزادی.JPG

این مطالعه با استفاده از نتایج سرشماری های عمومی نفوس و مسکن کشور از سال

 ۱۳۳۵ تا ۱۳۸۵ به بررسی جمعیت و ویژگی های آن می پردازد.

این مقاله با همکاری آقای طه نوراللهی به تحریر درآمده و در هفته نامه خبری تحلیلی برنامه شماره ۳۷۴منتشر شده است.
به منظور مشاهده کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه نمایید.

[1] فرم2- پرسشنامه خانوار- اقلام عمومي

[2] فرم 3- پرسشنامه خانوار- اقلام عمومي و تفصيلي

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۰/۰۲/۱۸ و ساعت 13 |

 

 مقاله حاضر سعي برآن دارد تا وضعيت اجتماعي اقتصادي و جمعيتي شهرستان

 كرج را از نگاه آمار با استفاده از آمار و ارقام سرشماري هاي عمومي نفوس و

مسكن به طور اجمالي مورد بررسي قرار داده و به عبارتي ديگر توصيفي از

وضعيت گذشته و حال شهرستان كرج داشته باشد.

شهرستان كرج با مركزيت شهركرج بزرگ، به عنوان پرجمعيت ترين شهرستان

 استان تهران (بعد از شهرستان تهران) محسوب مي شود. اين شهرستان از

نظر موقعيت جغرافيايي در قسمت شمال غربي شهرستان تهران واقع شده و

 در سال 1375 با جمعيت 1161172 نفر و مساحت 2452 كيلو متر مربع داراي

تراكم جمعيتي برابر با 5/473 نفر دركيلومترمربع بوده، كه با توجه به تراكم جمعيت

 ايران در سال 1375 (برابر 36 نفر)، شهرستان كرج از جمله شهرستان هاي پرتراكم

 كشور محسوب مي شود. براساس اطلاعات مربوط به آخرين تقسيمات كشوري

استان تهران در سال 1378، تراكم شهرستان كرج برابر 539 نفر در كيلومتر مربع

بوده است.

توضيح اينكه از سال 1335 به بعد، تقسيمات كشوري با تغييرات متعددي روبرو بوده 

و به تبع آن دهستان ها، شهرستان ها و استان هاي جديدي دركشور بوجود آمده است.

شهرستان كرج نيز از اين تغييرات مستثني نبوده و در طول سال هاي سرشماري با

تغييرات متعددي روبرو شده است به گونه اي كه مطالعه و بررسي مسائل جمعيتي

را در مواردي مشكل و غيرممكن مي سازد. علاوه برآن، در فاصلة بين سرشماري ها،

تغييرات ديگري نيز در وضع آبادي ها و مراكز جمعيتي پيش آمده است. از جمله مي توان

 تغيير تعريف شهر و به تبع آن روستا، ادغام آبادي ها دريكديگر و تشكيل آبادي بزرگتر،

ادغام برخي از آباديها با شهرها و از بين رفتن آباديهاي قبلي، ايجاد شهرهاي كوچك

 از طريق به هم پيوستن دو يا چند آبادي و مواردي از اين قبيل را نام برد.

درحال حاضر شهرستان كرج به عنوان پرجمعيترين شهرستان استان تهران و نيز به عنوان

 مهمترين قطب صنعتي و بزرگ استان تهران محسوب مي گردد، در طي ساليان گذشته

 توسعة بخش صنعت در منطقه با ايجاد مراكز توليدي و كارخانجات و كارگاه هاي صنعتي

منجر به ايجاد فرصتهاي شغلي بسياري گرديده و سالانه جمعيت زيادي (اكثرا به صورت

 دسته جمعي و همراه با اعضاي خانوار)  از نقاط مختلف كشور جذب اين منطقه شده اند،

 اكثر مهاجران جمعيت جوان مي باشند. بيشترين جاذبه را دركل شهرستان شهر كرج

 بزرگ، به دليل نزديكي به پايتخت و تردد آسان (در 60 كيلو متري شمال غرب تهران) و

 نيز امكانات بيشتر در زمينه هاي مختلف بهداشتي- درماني، فرهنگي، تفريحي و

 آموزشي در مقايسه با ساير شهرهاي شهرستان كرج و نيز خوش آب و هوا بودن منطقه

 دارد.

مطالعة حاضر گوياي آن است كه  اين منطقه از نظر بسياري از شاخص هاي اجتماعي

و جمعيتي و اقتصادي در مقايسه با سطح كشور (به عنوان ميانگيني از كل كشور)

و  استان تهران در وضعيت مطلوبتري قرار گرفته است. كه از جملة آنها مي توان

به ميزان مرگ ومير، ميزان مواليد، ميانگين سني اولين ازدواج، نسبت اشتغال، نسبت

باسوادي و… را اشاره كرد. با توجه به اينكه اين شهرستان از جمله قطب هاي جاذب

جمعيت  در استان تهران محسوب مي گردد، بالا بودن سطح آگاهي و فرهنگ مردم

مي تواند تأثير مطلوبي برفرهنگ و سطح آگاهي مهاجران، بويژه مهاجران روستايي

 در زمينة مسائل اجتماعي، فرهنگي و بهداشتي داشته و باروري باشد.

با توجه به اينكه شهرستان كرج در معرض رشد و توسعه اقتصادي - اجتماعي

قرار گرفته، شناخت بيشتر و دقيق تر اين شهرستان به برنامه ريزي براي توسعة

 اين منطقه كمك نموده و چنين شناختي نيازمند مطالعات و بررسي هاي بسياري

 است كه مي بايست،  با همكاري گروهي از جمعيت شناسان، جامعه شناسان،

 اقتصاددانان و ساير تخصص هاي مربوطه صورت پذيرد. 

 این مقاله با همکاری خانم محدثه رضایی نگاشته شده و در اولین همایش کرج شناسی در آبان ماه ۱۳۸۱به صورت سخنرانی

 ارائه شده است.

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۰/۰۲/۱۸ و ساعت 12 |