الهام فتحی
شواهد علمی و تجربی گویای آن است که نیاز به مسکن از نظر کیفی و کمی، تحت تاثیر روندها و گرایش های جمعیتی قرار دارد. در واقع این دو پدیده یعنی جمعیت و مسکن هریک بر دیگری اثر دارد و از آن تاثیر می پذیرد. از یک سو تغییر در تعداد، ساخت سنی و جنسی جمعیت، ازدواج، باروری، مرگ ومیر، نوع و بافت خانوارها نیاز به مسکن را دگرگون می سازد و از سوی دیگر فراهم بودن یا نبودن مسکن و دیگر ویژگیهای آن، بر روند تغییرات جمعیت اثر میگذارد. بنابراین می توان گفت مناسب ترین شیوهی بررسی این دو پدیده بررسی توام آنها است.
امروزه پژوهشگران در اکثر کشورهای در حال توسعه به این نتیجه رسیده اند که تعریف مسکن به یک واحد مسکونی محدود نمی شود، بلکه کل محیط مسکونی را در بر می گیرد. در دومین اجلاس اسکان بشر (1996) که در استانبول برگزار شد، مسکن مناسب چنین تعریف شده است: "سرپناه مناسب تنها به معنای وجود یک سقف بالای سر هر شخص نیست، سرپناه مناسب، یعنی آسایش مناسب، فضای مناسب، دسترسی فیزیکی و امنیت مناسب، امنیت مالکیت، پایداری و دوام سازه ای، روشنایی تهویه و سیستم گرمایی مناسب، زیر ساخت های اولیه از قبیل آب رسانی، بهداشت و آموزش، دفع زباله، کیفیت مناسب زیست محیطی، عوامل بهداشتی مناسب، مکان مناسب و قابل دسترسی از نظر کار و تسهیلات اولیه که همه ی این موارد باید باتوجه به استطاعت مردم تامین شود."
در اصل سی و یک قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز دسترسی به مسکن مناسب حق خانواده ایرانی محسوب شده است. سرپناه مناسبی که بتواند انسان را در برابر شرایط جوی مصون نگهداشته به ساکنانش آرامش، سلامت و شادابی عرضه کند.
شایان ذکر است که شاخصهای کمی و کیفی مسکن در میان شاخصهای مسکن، مناسبترین ابزار اندازهگیری پیشرفت و تحقق هدفهای کلی مسکن است. به گونهای که با استفاده از این شاخصها میتوان کلیه سطوح فردی و جمعی را مورد ارزیابی قرارداد.
بنابراین با توجه به اهمیت بررسی وضع مسکن و ارتباط آن با جمعیت در این مختصر ابتدا به مطالعه اقلام آماری در سرشماری های نفوس و مسکن پرداخته و سپس روند تحولات جمعیت، خانوار و واحدهای مسکونی و شاخص های کمی و کیفی مسکن در کشور را طی 40 سال اخیر بررسی نموده و سپس به چالش های اقتصاد مسکن پرداخته و در پایان به ارائه نظرات و پیشنهادات می پردازد. بر اساس این بررسی وضعیت مسکن در طی 40 سال اخیر شاهد دورههای رکود و رونق تورمی بوده است. نیاز به مسکن با افزایش جمعیت تشدید و با کاهش آن تعدیل می شود و این نکته ای است که کمتر مورد عنایت برنامهریزان قرارگرفته و در این میان افزایش نسبت شهرنشینی نیز بعد خانوار را در کل جامعه تقلیل داده و بر سرعت رشد آن می افزاید.
این مقاله در همایش تحلیل روندهای جمعیتی کشور در ۲۹ و ۳۰ آذر ماه سال ۱۳۹۰ به صورت سخنرانی ارائه و به عنوان مقاله برتر برگزیده شد.
به منظور مشاهده این مقاله به لینک زیر مرجعه کنید:





