
ابزارک تصویر


شهر تاریخی یزد از نظر موقعیت جغرافیایی در مرکز ایران، همجوار با بیابان لوت و دشت کویر، یعنی در خشکترین مناطق ایران قرار گرفته است. همزیستی انسان و طبیعت هسته اولیه شهر یزد را ایجاد کرده و خانههایی زیبا با خشت و گل بنا شده است. آثار و بناهای تاریخی کشفشده در شهر یزد، بیانگر قدمتی مربوط به قرن دوم و سوم هجری میباشند. بافت قدیم یزد به عنوان نخستین بافت تاریخی شهری ایران، ۱۸ تیر 1396در چهل و یکمین اجلاس کمیته میراث بشری سازمان علمی، فرهنگی و تربیتی ملل متحد (یونسکو) در شهر کراکوف لهستان به ثبت جهانی رسید.

بافت تاریخی در منطقه مرکزی شهر یزد قرار گرفته و مناطق مدرنتر پیرامون آن را احاطه کرده است. بافت تاریخی شهر با گذر زمان و گذشت سالیان سال، به خوبی حفظ شده و با حدود ۷۷ محله و قدمتی بیش از ۲۵۰۰ سال، از نظر وسعت بزرگترین بافت تاریخی در ایران (حدود 700 هکتار) محسوب میشود. در بافت تاریخی، زندگی بومیان شهر در جریان بوده و علاوه بر این، یک محدوده توریستی نیز محسوب شده و سالانه گردشگران زیادی از خارج و داخل کشور را جذب خود می نماید.
از دیرباز تاکنون اندازه و حجم جمعيت به عنوان یکی از مباحث مهم برنامه ريزي هاي اجتماعي و اقتصادي مطرح است. توسعه اقتصادي و اجتماعي با تعداد جمعيت ارتباط مستقيم دارد.
شهر یزد به عنوان مرکز استان یزد با جمعیتی بالغ 529 هزار نفر در سال 1395 به عنوان پانزدهمین شهر پرجمعیت کشور و نخستین شهر پرجمعیت استان یزد محسوب می شود. در سال 1395 نزدیک به نیمی از جمعیت استان یزد (45.6 درصد) در شهر یزد زندگی می کردند. سهم جمعیت شهر یزد از جمعیت کل استان در سالهای 1385 و 1390 به ترتیب برابر 43.6و 45.2 درصد بوده است. بنابراین ملاحظه می شود این نسبت در دهه اخیر رو به افزایش بوده است. به عبارتی شهر یزد از کانون های جاذب جمعیت در کل استان بوده و نزدیک به نیمی از جمعیت این استان در شهر یزد مستقر هستند.
براساس نتایج سرشماری 1395در محدوده عرصه 7300 نفر و در محدوده حریم 44539 نفر زندگی میکردند. به عبارتی در سال 1395 حدود 1.3درصد از جمعیت شهر یزد در محدوده عرصه و حدود 8.4درصد در محدوده حریم سکونت داشتند. بر پایه اطلاعات جدول 1 سهم جمعیت بافت تاریخی در سال 1395 نسبت به سال های 1390 و 1385 کاهش یافته است.

اما بر اساس برآوردها انتظار می رود جمعیت بافت تاریخی در سال 1400 به دلیل ثبت در سازمان یونسکو و تغییر جریان جمعیت از خارج از بافت تاریخی به محدوده های حریم و عرصه افزایش یافته باشد.
هرم سنی جمعیت بافت تاریخی حریم و عرصه شهر یزد : 1395

اینفوگرافی "جمعیت استانهای ایران در یک نگاه، سال 1400" نشان میدهد استان تهران با 14 میلیون نفر جمعیت پرجمعیتترین استان و استان ایلام با 600 هزار نفر کم جمعیتترین استان در سال 1400 بوده است. بعد از استان تهران استانهای خراسان رضوی و اصفهان بیشترین جمعیت را دارند و بعد از استان ایلام استانهای کهگیلویه و بویراحمد و سمنان کمترین جمعیت را داشتهاند.
همچنین استان تهران با 94.5 درصد بیشترین نسبت شهرنشینی و استان سیستان و بلوچستان با 47.5 درصد بیشترین نسبت روستانشینی را تجربه کرده است.
در استان گیلان جمعیت سالمند 65 ساله و بیشتر 10 درصد از جمعیت استان را به خود اختصاص داده و سالخوردهترین استان کشور به شمار میرود. در نقطه مقابل استان سیستان و بلوچستان جوانترین استان کشور میباشد. در سال 1400 حدود 47.5 درصد از جمعیت این استان کمتر از 15 سال داشتهاند و این شاخص این استان را به جوانترین استان تبدیل کرده است.

علاقمندان برای آگاهی از جزئیات مربوط به این اینفوگرافی و مشاهده فایل اصلی آن به سایت مرکز آمار ایران به نشانی www.amar.org.ir مراجعه کنند.

اینفوگرافی تهیه شده در دفتر جمعیت، نیروی کار و سرشماری مرکز آمار ایران با عنوان "سیمای جمعیتی ایران؛ سال 1400" نشان میدهد که جمعیت کشور در سال گذشته 1/84 میلیون نفر بوده که شامل 5/42 میلیون نفر مرد و 6/41 میلیون نفر زن میباشد.
اینفوگرافی فوق نشان میدهد که از جمعیت 1/84 میلیون نفری ایران در سال 1400، حدود 3/58 میلیون نفر در سن کار قرار دارند.
این اینفوگرافی که توسط گروه جمعیت و سلامت مرکز آمار ایران تهیه شده و دادههای آن از پیشبینی انجام شده در این گروه استفاده شده نشان میدهد در سال 1400 نسبت سالمندی برای مردان 4/6 و برای زنان 2/7 درصد بوده است و این در حالی است که جمعیت 65 ساله و بیشتر مردان 7/2 میلیون نفر و زنان 0/3 میلیون نفر است.
در خصوص جمعیت 15 تا 65 سال که در سن کار تلقی می شود این اینفوگرافی نشان میدهد از جمعیت 1/84 میلیون نفری ایران در سال 1400، حدود 3/58 نفر در سن کار قرار دارند. همچنین در سال گذشته 9/19 میلیون نفر از جمعیت کشور زیر 15 سال قرار داشتهاند که 2/10 میلیون نفر پسر و 7/9 میلیون نفر هم دختر بودهاند.
علاقمندان برای اطلاع از جزئیات بیشتر این اینفوگرافی و مشاهده فایل اصلی آن به سایت مرکز آمار ایران به نشانی www.amar.org.ir مراجعه کنند.

آگاهي نسبت به تعداد جمعيت و تغييرات آن از گذشته هاي دور تاكنون از نيازها و ابزارهاي مهم سياستگذاران و برنامه ريزان بوده است. امروزه با اهميت يافتن توسعه و ايجاد زيرساخت هاي بيشتر براي رفاه جوامع انساني اين موضوع بيش از پيش اهميت يافته است. هرچند كه اغلب كشورها در فواصل زماني منظم، سرشماري هاي عمومي نفوس و مسكن را اجرا مي نمايند، اما آگاهي نسبت به تعداد جمعيت در سال هاي بعد از اجراي سرشماري ها نيز ضرورت مي يابد. بنا به اين نياز مهم، جمعيت شناسان با مدد دانش خود آينده جمعيت را پيش بيني مي نمايند. هرچند كه پيش بيني هاي جمعيتي و ارائه نتايج آن در قانون مركز آمار ايران نيامده است اما بنا به درخواست هاي متعدد سازمان ها و نهادهاي بين المللي و داخلي اين مركز در سال هاي پس از اجراي سرشماري هاي عمومي نفوس و مسكن، جمعيت كل كشور را تا سطح استان پيش بيني نموده و نتايج آن را پس از تاييد در كميته بخشي آمار جمعيت، منتشر مي نمايد.

با توجه به تقاضاهاي بيشمار كاربران مركز آمار ايران براي نخستين بار در سال 1392 نتايج پيش بيني هاي جمعيتي به تفكيك مناطق شهري و روستايي و استان (بدون گروه سني) بر روي درگاه ملي آمار و در دسترس عموم قرار گرفت. البته در دهه هاي قبلي نيز پيش بيني هاي جمعيتي انجام مي شد اما نتايج آن به صورت موردي و با درخواست رسمي كاربران بصورت نامه پاسخ داده مي شد. پس از اجراي سرشماري سال 1395 مجددا پيش بيني جمعيت با داده هاي جديد انجام شد و جايگزين داده هاي قبلي شدند. با اين تفاوت كه در نتايج جديد جمعيت بر حسب سن و جنس نيز در اختيار كاربران قرار گرفت. پیش بینی جمعیت كل کشور يكبار تا افق 1430 و با چهار سناريو و بار ديگر پيش بيني جمعیت استانی تا سال 1415 و با يك سناريو (محتمل) بود. اما با تغییرات بوجود آمده در جامعه و فراگیری بیماری کوید 19 و بازتاب آن در آمارهای حیاتی بازنگری پیش بینی جمعیت بيش از پیش ضرورت یافت. لذا در بازنگری پیش بینی جمعیت ایران با توجه به واقعیت های موجود جامعه و شاخص های محاسبه شده از سال 1396 تا 1399 سناریوهای باروری و مرگ و میر تغییر کرد. ارزیابی داده های سرشماری و سناریو مهاجرت هم کماکان براساس پیش بینی قبلی باقی ماند. در تدوین سناریوهای باروری میزان باروری کل و الگوی باروری براساس اطلاعات بدست آمده با روش مستقیم از سال های 1396 تا 1399 انجام شد و آینده نگری آنها از سال 1400 به بعد انجام شد. در بازنگري جديد براي كل كشور شش سناريو تا افق 1430 و براي استانها يك سناريو (محتمل) تا افق 1415 لحاظ شد.

نمودار 1 –پيشبيني متوسط رشد سالانه جمعيت ايران در دورههاي پنج ساله با شش سناريو فروض باروري از سال 1395 تا 1430

نمودار 2 –مقايسه نتايج پيشبيني جمعيت قبلي و بازنگري شده، كل كشور از سال 1395 تا 1430

نمودار 3 –مقايسه نتايج متوسط رشد سالانه جمعيت پيش بيني شده قبلي و بازنگري شده، كل كشور از سال 1395 تا 1430
نتايج بازنگري شده پيش بيني جمعيت از طريق درگاه ملي آمار براي عموم قابل بهره برداري است.

اینفوگرافیک تهیه شده در گروه جمعيت و سلامت مرکز آمار ایران نشان میدهد باروری کل در طی چهار سال گذشته روند نزولی داشته و از 2.07 فرزند در سال 1396 به 1.71فرزند در سال 1399 کاهش یافته است.
بررسی اینفوگرافیک "روند میزان باروری در ایران" نشان میدهد در طی سالهای 1396 تا 1399 فقط میزان باروری کل استان سیستان و بلوچستان افزایشی بوده و سایر استانهای کشور طی این مقطع زمانی از نظر میزان باروری روندی کاهشی داشتند.
این اینفوگرافیک نشان میدهد در سال 1399 استانهای گیلان، مازندران، البرز، سمنان و تهران کمترین میزان باروری را داشتند و در مقابل استانهای یزد، خوزستان، خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان بیشترین میزان باروری را در این سال تجربه کردند. در واقع این چهار استان میزان باروری بالاتر از سطح جانشینی(2.1 فرزند) را داشتند.
همچنین طبقهبندی استانها از نظر میزان باروری نشان میدهد که در سال 1399 حدود 16 درصد استانها باروری بسیار پایین(1.3 و پایینتر)، 13 درصد باروری پایین(1.5 تا 1.3)، 58 درصد باروری کمتر از سطح جانشینی(بین 1.5 و 2.1) و 13 درصد استانها هم باروری بالاتر از سطح جانشینی(2.1 فرزند) را در این سال تجربه کردند.
علاقمندان برای آگاهی از جزئیات دیگر این اینفوگرافیک و مشاهده وضعیت استانهای مختلف در سالهای 1396 و 1399 میتوانند به سایت مرکز آمار ایران به نشانی www.amar.org.ir مراجعه کنند.

در گذشته تعداد كمي از افراد به سنين كهولت و پيري مي رسيدند، اما در جهان كنوني پيشرفت هاي تكنولوژي و بهداشتي باعث شده تا افراد سال هاي بيشتري عمر كنند و مرگ آنها در سنين بالاتري اتفاق افتد، در نتیجه در حال حاضر افراد بیشتری میتوانند سنین پیری را تجربه نمایند. امروزه جمعیت بسیاری از کشورها رو به سالخوردگی رفته و انتظار میرود سایر کشورها نیز در آینده این پدیده را تجربه نمایند.
اين گزارش سعي دارد تا روند سالخوردگي جمعيت ايران و جهان را با يكديگر مقايسه نمايد.

مقايسه نسبت جمعيت 60 و 65 ساله و بيشتر ايران در سال هاي 1950 تا 2020
براي دريافت متن كامل گزارش به آدرس زير در درگاه ملي آمار، بخش گزارش تحليلي مراجعه نماييد:
https://www.amar.org.ir/news/


در فرآیند انتقال جمعیتی نرخ باروری در بسیاری از مناطق جهان روبه کاهش بوده است و همه گیری کوید19[1] این روند را تقویت کرده و انتظار میرود تا مدتی این روند کاهشی ادامه یابد. کاهش تمایل به فرزندآوری و به دنبال آن کاهش میزان باروری میتواند پیامدهای جدی بر رشد اقتصادی داشته باشد. "کم زایی موالید"[2] همچنین پیامدهایی برای پویایی جمعیت در سالهای آینده به همراه خواهد داشت به این ترتیب که کاهش تعداد موالید در چند سال آینده می تواند باعث کاهش جمعیت واقع در سن کار در دهه های آتی شود از سوی دیگر نیروی کار امروز به سن بازنشستگی می رسند. برای اطمینان از سلامت و طول عمر جوامع، ضروری است که سیاستگذاران در برنامه ريزيها و وضع قوانين در حوزه هاي مختلف اجتماعي اقتصادي و بهداشتي این روندها را در نظر بگیرند.

نمودار ميزان باروري كل ايران بر حسب کل جمعیت و جمعیت ایرانی: 1399-1396
روند میزان باروری ایران در قرن اخیر نشان میدهد، سطح باروری افت و خیزهایی را تجربه نموده است. ميزان باروري كل ايران كه تا دهه ششم قرن حاضر در سطح بالايي بود از دهه 1370 رو به كاهش گذاشته است. اين كاهش پاسخی به تغییر سیاستهای جمعیتی کشور در دهه هاي اخير بوده است. هر چند كه بعد از گذشت دو دهه به طور مقطعي ميزان باروري كل ايران در سال 1395 اندكي افزايش يافت، اما شواهد حاكي از آن است كه مجددا ميزان باروري از سال 1396 به بعد رو به كاهش گذاشته است.

نمودار الگوي باروري ايران، کل جمعیت: 1399-1396
در گذشته به دليل وجود خطاهاي پوشش ثبت تعداد مواليد براي محاسبه ميزان باروري كل از روش هاي غيرمستقيم و اطلاعات سرشماري ها استفاده مي شد. بررسي هاي كارشناسي نشان مي دهد در سالهاي اخير به دليل افزايش پوشش قابل قبول ثبت مواليد امكان محاسبه ي اين شاخص با روش مستقيم امكان پذير شده است. مقايسه نتايج روش مستقيم و غير مستقيم در سال 1395 شاهدي بر اين مدعاست به گونه اي كه هر دو روش ميزان باروري كل ايران را رقم يكساني نشان مي دهند. از سوي ديگر با توجه به اهميت اين شاخص در سياستگذاري و برنامه ريزيهاي جمعيتي، محاسبه ميزان باروري در دستور كار مركز آمار ايران قرار گرفت. به اين ترتيب با استفاده از توان كارشناسي و فني نسبت به محاسبه اين شاخص با استفاده از آمارهای ثبتی و پیش بینی های جمعیتی اقدام شد و نتايج پس از برگزاري جلسه كميته آمار بخشي جمعيت با حضور اساتيد صاحبنظر و كارشناسان با تجربه و اعضاي كميته مورد بررسي قرار گرفت و سپس نتايج نهايي، توسط مركز آمار ايران اعلام و منتشر شد. انتشار شاخص ميزان باروري كل كه پس از تجميع نظرات كارشناسي در نظام آماري كشور حاصل شد علاوه بر اين كه از ابهامات و خبرهاي ضد و نقيض و پراكنده گويي ها در مورد مقدار واقعي اين شاخص كمك نمود، ابزار تحليلي مناسبي را در اختيار نظام سياستگذاري و برنامه ريزي هاي جمعيتي كشور قرار داد.

نمودار - الگوی باروری استانی، سال 1399

نقشه1- ميزان باروري كل جمعيت: 1399
گزارش تحليلي حاضر با هدف آگاهي كاربران نسبت به منابع و روش هاي محاسبه و نتايج ميزان باروري كل ايران از سال 1396 تا 1399 تهيه شده است.
براي مشاهده متن كامل گزارش به آدرس زير يا درگاه ملي آمار قسمت تحليل و يادداشت مراجعه نماييد.
https://www.amar.org.ir/news/ID/15805/%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%B1%D9%8A-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%A7%D9%84-1396-%D8%AA%D8%A7-1399
[1] COVID-19
[2] baby bust


بر اساس توصیه های سازمان ملل
-هم زماني يعني هر فرد و هر دسته از مناطق مسكوني بايد تا آنجا كه ممكن است در زماني هر چه نزديكتر به يك مقطع زماني خوب تعريف شده ي معين شمارش شود و اطلاعات جمع آوري شده بايد به يك مبدا زماني خوب تعريف شده نيز اشاره داشته باشد.
-براي بيشتر اطلاعات آماري مبداء زماني همان زمان سرشماري خواهد بود، ولي در بعضي موارد ممكن است مبداء زماني پيش از زمان سرشماري باشد. به اين ترتيب جزييات مربوط به سن، وضع ازدواج، تابعيت و غيره مربوط مي شوند به وضع فرد در تاريخ سرشماري، ولي براي موضوعات خاصي از قبيل فعاليت، مهاجرت، مدت زمان ساخت بنا و غيره اطلاعات آماري ممكن است به مبداء زماني معيني اشاره كنند.
-لحظه سرشماری با تعیین لحظهی سرشماری، شمارش هر فرد (یا هر واحد مسکونی) با توجه به یک زمان مشخص و کوتاه انجام میشود. چنین تدبیری منجر به افزایش دقت در شمارش (به خصوص در مورد افراد خاص و نیز در حالاتی که جابجایی یا تغییرات جمعیتی رخ داده است) میشود.
از طرف دیگر، با تعریف لحظهی سرشماری، همزمانی (که یکی از ویژگیهای اساسی سرشماری است) در طراحی سرشماری لحاظ میشود.
علاوه بر این، وجود لحظهی سرشماری مقایسهپذیری دادهها و نیز دقت تحلیلهای جمعیتشناختی را بهبود میبخشد.
تاريخچه زمان و مدت زمان اجراي سرشماری هاي عمومي نفوس و مسكن در ايران

دلايل پيشنهاد در نظرگفتن مقطع و لحظه سرشماري در ميانه سال درسرشماری 1405 ایران
•نيمه سال زماني است كه حركت جمعيت (جمعيت در حال تحصيل، جمعيت عشاير و ...) به حداقل خود مي رسد.
•سري زماني سرشماري ها، اجراي سرشماري هاي قبلي در تاريخ مهر و آبان هستند.
•محاسبه شاخص هاي جمعيتي مخرج كسر هميشه جمعيت ميانه سال است و جمعيت شناسان اهميت زيادي براي جمعيت ميانه سال قائل هستند به گونه اي كه روش ها و مدلهايي براي بازگرداندن جمعيت به ميانه سال ابداع كرده اند.
•با توجه به تقويم آموزشي كشور به نظر مي رسد اطلاعات پايگاه هاي دانش آموزي و دانشجويي در ميانه سال بروزرساني مي شوند.
•پيش بيني و برآوردهاي جمعيت بر پايه جمعيت ميانه سال انجام مي شود.
•با توجه به تنوع اقلیم سرزمین پهناور ایران ماه آبان از نظر وضعیت آب و هوایی برای اجرای عملیات میدانی مناسبتر است.
•بنظر می رسد با توجه به محدوديتهاي پايگاه هاي اطلاعاتي و چالش هاي منابع ثبتي سرشماري 1405 با روش تركيبي خواهد بود. چون عمليات ميداني در نيمه سال اجرا مي شود بنابراين بهتر است اطلاعات پايگاه هاي ثبتي نيز بر اساس ميانه سال تنظيم شوند.

بررسی نتایج سرشماری های نفوس و مسکن در 60 سال اخیر نشان می دهد تعداد شهرهای کشور 6/2 برابر و جمعیت شهری نیز حدود 10 برابر شده است. به عبارتی تعداد شهرهاي ایران از تعداد 199 نقطه شهری در سال 1335 به تعداد 1242 نقطه شهري در سال 1395 افزايش يافته است و جمعيت شهرنشين نيز در همين مدت از تعداد 6000986 به 59146847 نفر افزايش يافته است.

برپايه نتايج سرشماري 1335 تعداد آبادي هاي كوچك و بزرگ داراي سكنه كشور 49040 پارچه بوده كه در سال 1395 در مجموع به تعداد 97538 پارچه آبادي داراي سكنه و خالي از سكنه افزايش يافته است. صرف نظر از تغيير تعاريف آبادي در سرشماري ها، در دوره زماني 60 ساله 1335 تا 1395 تعداد كل آبادي هاي كشور نزديك به دو برابر شده اما توزيع نسبي آبادي هاي داراي سكنه كاهش يافته و در مقابل توزيع نسبي آبادي هاي خالي از سكنه افزايش يافته است.


در تحليل اين موضوع گرچه مي توان به مهاجرت روستاييان به مناطق شهري نيز اشاره كرد. اما تعريف آبادي نيز در پديدآمدن چنين حالتي بي تاثير نبوده است. در یك نگاه كلی و به منظور پوشش جمعيت کل کشور، بنا به توصيه هاي سازمان ملل متحد، مركز آمار ایران آبادی ها را به دو دسته دارای سكنه و خالی از سكنه تقسیم می کند. در سرشماری بسیار مهم است كه هیچ فردی از قلم نیافتد، بنابراین به منظور سهولت كار مأمور سرشماری و افزایش دقت و پوشش سرشماری چنانچه مأمور سرشماری در هر نقطه ای خارج از شهر به هر مكانی برسد، آن مكان را ثبت نموده و اگر فردی در آن جا سكونت نداشته باشد، به عنوان آبادی خالی از سكنه تلقی می نماید. در غير اين صورت مامور آن نقطه را به عنوان آبادي داراي سكنه ثبت مي كند. به عنوان مثال در پاره ای از نقاط روستایی كشور برای آبیاری اراضی كشاورزی موتور چاه آب تعبيه شده و برای نگهداری این موتورها كلبه ای توسط افراد روستایی ساخته شده است كه معمولاً در آن جا اقامت دائم ندارند. براساس تعریف، این افراد در محل سكونت اصلی خود سرشماری می شوند، اما آن مكان به عنوان آبادی خالی از سكنه ثبت می شود. بنابراين لازم است كاربران داده های نتایج سرشماری در هنگام بررسی آبادی ها و به ويژه تغيير و تحول آبادي هاي داراي سكنه و خالي از سكنه به اين موضوع توجه داشته باشند (زنجاني، فتحي و نوراللهي: 1395، 232).


براساس نتايج سرشماري عمومي نفوس و مسكن در سال 1390 تعداد 63240592 نفر جمعيت 10 ساله و بيشتر در ايران ساكن بوده اند كه در سال 1395 اين جمعيت به تعداد 66421989 نفر افزايش يافته است. به عبارتي در اين دوره زماني بالغ بر 3 ميليون نفر بر جمعيت 10 ساله و بيشتر افزوده شده است. اين افزايش براي جمعيت مردان (1757838) به مراتب بيشتر از زنان (1423559) بوده است. به اين ترتيب نسبت جنسي در سال 1390 برابر 101.2 و در سال 1395 برابر 102.1 درصد محاسبه می شود. جمعيت حداقل يكبار ازدواج كرده نيز از تعداد 41575212 نفر در سال 1390 به 46243562 نفر افزايش يافته است. به اين ترتيب در فاصله زماني 95-1390 جمعيت حداقل يكبار ازدواج كرده به تعداد 4668350 نفر افزايش يافته است. اين افزايش در مردان به مراتب بيشتر از زنان بوده است.


جمعيت داراي همسر برحسب جنس در دو سرشماري اخير الگوي سني مشابهي را نشان مي دهند (نمودارهاي 1 و 2).


موضوع شايان توجه، تفاوت مرد و زن داراي همسر در دو سرشماري اخير است كه در جهت عكس هم قرار گرفته اند. به اين ترتيب كه در سال 1390 اين تفاوت بالغ بر 86 هزار نفر و به ضرر زنان بوده در حالي كه در سال 1395 اين تفاوت بالغ بر 118هزار و به نفع مردان بوده است. به عبارتي اين اطلاعات نشان مي دهد در سرشماري 1395 برخلاف سرشماري هاي قبلي تعداد مردان داراي همسر بيش از زنان داراي همسر بوده است.
بديهي است كه از ويژگي هاي جمعيت پويايي آن است كه شديدا تحت تاثير تغييرات اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و ... قرار مي گيرد. سرشماري ها با توجه به امكانات و محدوديت هاي خاص خود تا حدودي میتوانند به بررسي و تحليل اين تغييرات بپردازند. براساس بررسي ها و تجزيه و تحليل نتايج سرشماري اخیر بخشي از تفاوت هاي موجود بين تعداد زن و مرد در جمعيت داراي همسر به شرح زير مي باشند:

البته مواردي نيز وجود دارد كه با استفاده از يافته هاي سرشماري قابل بررسي نيست و نياز به پژوهش هاي متخصصان و صاحبنظران و مطالعات موردي دارد. به عنوان مثال به نظر مي رسد در سال هاي اخير تعداد خانوارهايي كه فرزندانشان در خارج از كشور به سر مي برند افزايش يافته است. اثر اين پديده به اين ترتيب است كه پدر در داخل كشور به كار و فعاليت مشغول است در حالي كه مادر به منظور ديدار و مراقبت از فرزندان در خارج از كشور به سر مي برد.
علي رغم تمام موارد فوق از آنجايي كه اطلاعات سرشماري به صورت خوداظهاري تكميل مي شود ممكن است خطاي سرشماري نيز در داده ها رخ داده باشد. البته بررسي هاي متعدد نشان مي دهد سهم آنها ناچيز باشد.
بنابراين پيشنهاد مي شود به منظور تحليل كاملتر موضوع و رفع ابهامات موجود، مطالعات و بررسي هاي بيشتري توسط محققان علوم اجتماعي از جمله جامعه شناسان و مردم شناسان انجام پذيرد.


اطلاع نگاشت تهیه شده نشان میدهد ميزان باروري كل ايران در سالهاي ١٣٩٠ تا ١٣٩٨ افت و خيزهايي را تجربه نموده است. اين شاخص در نيمه اول دهه ١٣٩٠ با شيب ملايمي رو به افزايش گذاشته به گونه اي كه از ١,٧٥ فرزند در سال ١٣٩٠ به حدود ٢.٠٧ فرزند در سال ١٣٩٦ رسيده است. سپس اين شاخص رو به كاهش گذاشته و در سال ١٣٩٨ به ميزان ١.٨ فرزند كاهش يافته است.
بر اساس دادههای سازمان ثبت احوال كشور تعداد ولادتهاي ثبت شده در سال ١٣٩٠ برابر یک میلیون و ٣٨٢ هزار و ١١٨ تولد بوده که در سال ١٣٩٥ به یک میلیون و ٥٢٨ هزار و ٥٣ تولد افزايش يافته است اما تعداد ولادت در کل کشور از سال ١٣٩٥ تا ١٣٩٨ روند کاهشی داشته و در سال ١٣٩٨ تعداد مواليد به یک میلیون و ١٩٦ هزار و ١٣٥ ولادت كاهش يافته است.
الگوي سني باروري نشان دهنده كاهش ميزان باروري كل در همه سنين از جمله گروههاي سني ٢٠-٢٤ و ٢٥-٢٩ و ٣٠-٣٤ ساله در سال ١٣٩٨ است. اين تغيير بيانگر كاهش باروري به ويژه در ميان گروه سني جوان است كه به نوبه خود سهم بسزايي در كاهش ميزان باروري كشور داشته است.
این اطلاع نگاشت توسط گروه جمعیت و سلامت مرکز آمار ایران تهیه شده است.

در دنیای مدرن و پیشرفته امروزی، توسعه ی اجتماعي اقتصادي منجر به كاهش رشد جمعيت و افزايش اميد زندگي در سطح جهاني شد .به اين ترتيب فرآيند انتقال جمعيتي تغيير ساختار سني جمعيت و به عبارتي گذار سني جمعيت را در پي داشت، به طوري كه انتظار مي رود به تدريج وزن جمعيت از گروه هاي سني جوان به گروه هاي سني بالا منتقل شود.
در زمانهاي گذشته تعداد اندکی از افراد به سنين كهولت و پيري ميرسيدند، اما در جهان كنوني پيشرفتهاي تكنولوژي و بهداشتي باعث شده تا افراد سالهاي بيشتري عمر كنند و مرگ آنها در سنين بالاتري اتفاق افتد، در نتیجه در حال حاضر افراد بیشتری میتوانند سنین پیری را تجربه نمایند. از طرف ديگر از آن جايي كه تقريباً تمامي كشورهاي دنيا دورهي باروري بالا را پشت سر گذاشته و يا در حال گذار از آن هستند، طبيعتاً تعداد افراد زيادتري نسبت به گذشته به مرحله پيري ميرسند. در سطح جهاني بعد از كاهش ميزان مرگ و مير و احتمال زنده ماندن كودكان تا سنين بزرگسالي، ميزان باروري كل رو به كاهش گذاشت. در نتيجه تعداد افراد سالخوردهي جوامع رو به افزايش گذاشت و در حال حاضر جمعيت بسياري از كشورها رو به سالمندي رفته و انتظار مي رود سایركشورها نيز در آينده اين پديده را تجربه نمايند.

نمودار نسبت جمعیت 60 و 65 ساله و بیشتر جهان و ایران در سال های 1950 تا 2020 ميلادي
منبع سایت سازمان ملل مورخ 5/03/ 2020
در مورد پیامدهای اقتصادی و اجتماعی سالمندي جمعيت دو ديدگاه متفاوت وجود دارد. اول ديدگاه بدبينانه كه بر اين باور است جمعيت هاي سالخورده با كاهش جمعيت واقع در سن كار روبرو می شوند به گونه ای که از يك طرف دولت ها با كاهش رشد اقتصادي مواجه شده و از سوی ديگر آنها ناچارند كه هزينه هاي گزاف و جديدي براي بيمه ها، خدمات و مراقبت از سالخوردگان بپردازند. در اين ديدگاه گفته مي شود موفقیت اقتصادی به اندازه و کیفیت نیروی کار بستگی دارد. با عبور افراد از دهه 50 سالگي و بعد از آن، احتمال مشاركت در نیروی کار کاهش می یابد. از طرف ديگر سرمايه و به عبارتي دارایی ها کاهش می یابند زیرا سالمندان به طور فزاینده برای تأمین هزینه های زندگي خود به پس انداز متکی مي شوند. در مقابل طرفداران ديدگاه خوشبينانه بر اين باورند سالمندی جمعیت فرصت های جدیدی را به ارمغان می آورد، زیرا افراد مسن امروزي زندگی سالم تري در مقايسه با گذشتگان خود دارند، در نتيجه توانايي بیشتری براي سال های طولانی تر کار و فعاليت داشته و با توجه به تجارب و مهارت های بیشتر ظرفیت ها و نیازهای مختلفي را براي جامعه مهيا مي كنند. البته در اين ديدگاه تاكيد ميشود كه بايد سازگاری با شرایط جدید در همه سطوح شخصی، سازمانی و اجتماعی فراهم آيد (بلوم و همكاران : 2011، 1).

با عنایت به دیدگاه های فوق مقايسه شاخص هاي سالمندي جمعيت ايران با جهان و برخي مناطق براي آگاهي نسبت به وضعيت و موقعیت ايران براي افزايش آگاهي و برنامه ريزي در حوزه سالمندی جمعیت مفيد و ضروري به نظر مي رسد.
اين تحقیق سعي دارد تا پس از ارائه تعريف جمعيت سالمند و سالخورده به مقايسه روند سالمندي و سالخوردگي ايران و جهان و برخي از مناطق منتخب پرداخته و روند سالمندي ايران را از گذشته تاكنون به تصوير كشيده و سپس سالمندي جمعيت ايران را پيش بيني و تحليل نمايد.

نتایج نشان داد ایران با شروع سده جدید شمسی با پدیده اجتماعی سالمندی روبه رو خواهد شد. سالمندی جمعیت ایران فرآیندی طبیعی است و نمی توان آن را متوقف یا معکوس کرد، بلکه می توان با برنامه ریزی و سیاستگزاری های صحیح آثار این فرآیند را کنترل کرد.

براي مشاهده كامل گزارش تحليلي به سايت پژوهشكده آمار به آدرس زير مراجعه نماييد:
در کنار کمّیت، به کیفیت جمعیت هم باید توجه داشته باشیم
متن مصاحبه خبري پژوهشكده آمار ايران، مورخ 99/02/30
به مناسبت روز ملي جمعيت
گفتگو با خانم دكتر الهام فتحی (رييس گروه آمارهاي جمعيت و سلامت، مرکز آمار ایران)
به کوشش: حمید عابدی


ـ اخیراً گزارشی از شما در رسانهها منتشر شده بود که در آن چهار سناریو را برای جمعیت ایران در 1430 پیشبینی کرده بودید. قبل از اینکه به یافتههای آن پژوهش بپردازیم، بهعنوان اوّلین سؤال، لطفاً بفرمایید بهطور کلی، گزارشها و مطالعات جمعیتشناختی تا چه حد در تصمیمگیریهای کلان در سطوح ملی و بینالمللی تأثیرگذارند؟
از آنجا که دانش جمعیتشناسی، یکی از زیرشاخههای علوم اجتماعی است، مانند شاخههای دیگر این حوزه، تحت تأثیر عوامل مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و بسياري عوامل ديگر قرار میگیرد و در تعامل با تمام عوامل عمل میکند. بنابراین نمیتوانیم جمعیت را بهطور مستقل نگاه کنیم و به سایر عوامل توجه نداشته باشیم؛ چراکه مطالعات جمعیت با مطالعات فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و... بهنوعی در همتنیده و پیچیده هستند و بين آنها را بطه دو سويه وجود دارد. دلیلش هم این است که موضوع مطالعه، رفتار انسانی است که بهطور طبیعی این پیچیدگی را ایجاد میکند. در چنین شرایطی، بهطوری طبیعی مطالعات جمعیت، یکی از مباحث مهمی قلمداد میشود که همیشه مورد توجه برنامهریزان و سیاستمداران بوده و هرچقدر افرادی که در این حوزه تخصص دارند، بتوانند تحلیلهای مناسبتری ارائه دهند، به برنامهریزان و سیاستگزاران، دید عمیقتر و روشنتری نسبت به آینده خواهد داد که بتوانند مسائل پیش روی جوامع را دقیقتر تحلیل نموده و تصمیمات مؤثرتری برای مسائل و پدیدههای پیش رو ارائه نمایند.
ـ شما در پژوهش اخیرتان جمعیت ایران را در بازۀ زمانی 30 سال آینده مورد توجه قرار داده بودید. بهطور معمول بازههای زمانی که در مطالعات جمعیتشناسی مورد توجه کارشناسان این حوزه قرار میگیرد، چگونه است؟
در مطالعات جمعیتشناسی، معمولاً تعیین بازههای زمانی بر عهدۀ پژوهشگر و هدفی است که از پژوهشش دنبال میکند، اما معمولاً جمعیتشناسان بازهها را بیشتر از 30 سال پیشنهاد نمیکنند. برای اینکه همانطور که اشاره کردیم بحث، بحث علوم اجتماعی است و این علم، در روند تغییرات زمانی و مکانی، تحت تأثیر متغیرهای بسیار زیادی قرار میگیرد که به ما اجازه نمیدهد آیندهای خیلی دور را پیشبینی کنیم. حتی در مورد پیشبینیهایی هم که انجام میشود، بعد از گذشت مدتی، نیاز هست که دوباره برگردیم و با توجه به شرايط جديد یک بازنگری روی آن انجام دهیم. هرچند سازمان ملل، معمولاً پیشبینیهای خود را در یک بازۀ زمانی ۱۰۰ ساله ارائه میکند و اخيرا جدیداً دورههای ۱۵۰ ساله را هم ارائه کرده که البته این موضوع، با این استدلال که طولانیبودن این دورهها باعث ضعیفشدن پیشبینیها خواهد شد، مورد انتقاد جمعیتشناسان قرار گرفته است. با این حال، آنها هم هر ۲ یا ۳ سال یک با مجددا پيش بيني هاي خود را بازنگري ميكنند.
ـ آیا از نگاه جمعیتشناختی، یک استاندارد جهانی برای ساختار جمعیتی کشورها وجود دارد؟ مثلاً آیا میتوانیم بگوییم ساختار جمعیتی ایدهآل کشورها چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟
بهترين و گوياترين نمودار براي آگاهي از وضعيت ساختمان سني هر جمعيتي ترسيم هرم سني جمعيت است. اين هرم فراواني افراد را در گروه هاي سني برحسب جنس نشان ميدهد. هرم جمعیت، برای هر کشوری متفاوت است و تا به حال، یک ساختار ایدهآل برای این منظور، پیشنهاد نشده است، ولی معمولاً وقتی جمعیت فعال (که در جمعیتشناختی به گروه سنی ۱۵-۶۴ اطلاق میشود)، حجم نسبتاً بزرگی از کل جمعیت را به خود اختصاص دهد، میتواند بهصورت بالقوه باعث شکوفایی اقتصادی جوامع شود؛ تأکید بنده بر کلمۀ «بالقوه» به این دلیل است که این شکوفایی مشروط به این است که کشورها بتوانند امکانات و بسترهای لازم را برای اشتغال و بالندگی این جمعیت فعال را فراهم کنند، برای مثال در حال حاضر ایران در چنین شرایطی قرار گرفته، اما تا الآن نتوانسته از آن به شکل مطلوب استفاده کند؛ برای اثبات آن میتوانیم نگاهی به نرخ بيكاري كشور مخصوصا بيكاري جوانان در دهه اخير داشته باشیم.
بهطور کلی، اگر دو/سوم از کل جمعیت هر کشور، در بازۀ جمعیت فعال قرار گیرند، برای آن کشور حالت ایدهآل محسوب میشود که البته چنین شرایطی خیلی بهندرت و در اثر گذار جمعيتي(انتقال از وضعيتي كه ميزان مواليد و مرگ و مير بالاست به وضعيتي كه ميزان مواليد و مرگ و پايين است)
پیش میآید و اگر هم اتفاق بیفتد، در صورتی برای آن کشور بهعنوان یک فرصت محسوب میشود که بسترهای لازم برای بهرهگیری از آن فراهم باشد و بتوان بهخوبی از آن استفاده نمود تا باعث رشد و شکوفایی اقتصادی شود. برای مثال خیلی از کشورها از جمله چین و امریکا در دورههایی از تاریخ خود به این فرصت رسیدند و توانستند از آن بهرهبرداری مناسبی بکنند.
ـ اگر بخواهیم یک نگاه تاریخی به بحث جمعیتشناسی در کشورمان داشته باشیم، بحث مطالعات جمعیت در ایران از چه زمانی مورد توجه قرار گرفت و آیا عامل خاصی برای این توجه وجود داشته است؟
بحث جمعیت در ایران، از قدیم مورد توجه پادشاهان بوده؛ مثلاً زمانی که میخواستند سربازگیری کنند یا مالیات بگیرند، شمارش جمعیت برایشان اهمیت داشته است. اگر به اسناد تاریخی هم مراجعه کنیم، میبینیم که در مواردی، سرشماریهایی هم انجام شده است، اما پیشینۀ مطالعات جمعیت بهصورت علمی، به دوران قبل از انقلاب و به دورهای که بحثهای بهداشتی و توسعهای مطرح شدند، بر میگردد. در این دوره، افراد تحصیلکرده در رشته جمعيت شناسي کمکم وارد این حوزه شدند و اولين درس جمعيت شناسي در دهه 1330 در دانشگاه تهران برقرار شد و نطفه ي پژوهش هاي جمعيتي تيز با ايجاد بخش مطالعات جمعيتي در موسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي آن دانشگاه شكل گرفت.
بعد از انقلاب اسلامی هم هرچند توجه بیشتری به حوزۀ جمعیتشناسی در ایران شده، اما همچنان یک کانون متمرکزی که متولی این امر در کشور باشد تا بتواند تمام نظرات را جمعآوری کرده و برنامهریزی نماید، وجود ندارد.

ـ مگر مرکز آمار ایران متولی این بحث نیست؟
مرکز آمار ایران وارد بحث سیاستگزاری و برنامهریزی نمیشود، تنها وظیفهای که دارد، تولید آمار است و تا حدی هم میتواند آمار تولید شده را تحلیل کند و در اختیار برنامهریزان قرار دهد، اما هیچ وظیفهای در حوزه برنامهریزی برای آن تعریف نشده است.
ـ نرخ رشد جمعیت ایران طی سالهای گذشته، به چه شکلی بوده و این روندهای رشد جمعیت در چه دورههایی مطلوب و در چه دورههایی ضعیف بوده است؟
آمارهای موجود در این حوزه نشان میدهند که ایران از آغاز اولين سرشماري در سال 1335 تا سومين سرشماري در سال 1355 ، رشد جمعیت نسبتاً بالایی داشته است. در آن زمان حکومت به این فکر میافتد که سیاستهای جمعیتی را بهسمت کاهش رشد جمعیت سوق دهد؛ این کار از اوایل دهۀ ۵۰ شروع میشود و اثر خودش را در سرشماری ۱۳۵۵ میگذارد که در نقاط شهری تا حدودي با كاهش متوسط رشد سالانه جمعیت مواجه میشویم. در سال ۱۳۵۷ با شروع انقلاب اسلامی این سیاست رها شده و سیاستهای افزایش جمعیتی جایگزین آن میشود در دوره زماني 1355 تا 1365 با رشد بي سابقه جمعيت نزديك به 4 درصد مواجه مي شويم.
که در تاریخ ایران و جهان بیسابقه بوده است، هرچند بخشی از این رشد، تحت تأثیر ورود مهاجران افغانستانی به ایران هم بوده، اما در هر صورت رشد جمعیت ایران شدیداً زیاد شد و دولت به فکر تدابیری برای کاهش این رشد افتاد؛ چراکه بهدلیل وقوع جنگ در آن زمان، تأمین هزینههای این جمعیت برای دولت نگرانکننده بود و سعی کرد با سیاستهای کاهش جمعیت، رشد آن را کاهش دهد. نتیجۀ این سیاستگزاری، خودش را در دهه هاي بعد نشان داد به اين ترتيب رشد جمعيت كشور كاهش پيدا كرد تا اين كه در دوره زماني 1390 تا 1395 به كمترين مقدار متوسط رشد سالانه جمعيت يعني مقدار 24/1 رسيديم.
مجدداً از اوایل سال ۱۳۹۰، دولت نگران بحث کاهش جمعیت و رشد جمیت شد و مجموعهای از سیاستهای تشویق رشد جمعیت و موالید را مطرح کرد، اما مطالعات نشان مي دهد متوسط رشد سالانه جمعيت ايران با شيب ملايمي رو به كاهش خواهد بود و انتظار مي رود حتي در بدبينانه ترين سناريو رشد جمعيت كشور تا سال 1430 به صفر نرسد ، به اين ترتيب انتظار مي رود حداقل تا سه دهه بعد رشد مثبت جمعيتي را تجربه نماييم.
ـ به بدبینانهترین سناریویی که در پژوهش اخیرتان انجام دادهاید، اشاره کردید. اگر ممکن است لطفا در خصوص 3 سناریوی دیگر هم توضیح دهید؟
ـ جمعیتشناسان برای این که بتوانند به یک دید کلی نسبت به آینده برسند، روشهای مختلفی را برای پیشبینی جمعیت ارائه میکنند؛ یکی از این روشها ـکه خیلی مورد استفاده قرار گرفته و از یک منطق کاملاً مناسبی برخوردار استـ، پيش بيني جمعيت با روش تركيبي يا مولفه اي نسلي است که من هم در پژوهش اخیرم از این روش استفاده کردهام. در این روش، معمولاً چند سناریو از سوی جمعیتشناسان در نظر گرفته میشود که شامل؛ «حالت حداقل»، «حالت حد وسط» و «حالت حداکثر» میباشد، اما در نهایت این جمعیتشناس است که باید پیشنهاد بدهد که کدام فرض، محتملتر است. در مورد آیندۀ جمعیت ایران هم چهار سناريو را میتوان در نظر گرفت؛ بد بينانه ترين سناريو كاهش ميزان باروري به رقم 5/1 فرزند و خوش بينانه ترين سناريو افزايش باروري حداكثر به 6/2 فرزند است. دو سناريو بينابين نيز در نظر گرفتم. اول اين كه باروري در سطح جانشيني (1/2 فرزند) باقي بماند و دوم اين كه باروري با شيب ملايمي كاهش يابد و به رقم زير سطح جانشيني يا 9/1 فرزند برسد.
مطالعات جمعیت در سال 1395 نشان میدهد که میزان باروری در ایران در سطح جانشینی بوده که البته این میزان یک حالت مقطعی و گذار بوده است و با یک شیب ملایم رو به کاهش قرار دارد. بنده با توجه به شرایطی که ایران دارد، فرض محتمل را باروری 9/1 در نظر گرفتم که بر اساس آن جمعیت ایران به احتمال زیاد در سال 1430، بالغ بر ۱۰۱ میلیون نفر میشود. در سناریوی خوشبینانه، با در نظر گرفتن باروری 6/2 فرزند، جمعیت کشور، حداکثر به ۱۱۲ میلیون نفر میرسد که البته این فرض خیلی ضعیف بوده و احتمالش خیلی پایین است و در حالت بدبینانه، با سطح باروری 5/1 فرزند، جمعیت ایران در سال 1430 بالغ بر ۹۵ میلیون نفر خواهد بود. به هر حال هر کدام از این چهار سناریو را در نظر بگیریم، تا سال ۱۴۳۰ ما رشد منفی جمعیت را تجربه نخواهیم کرد. شايان ذكر است نمي توان گفت هميشه پيش بيني هاي جمعيت حتما به وقوع مي پيوندند و قطعيت دارند. همانگونه كه ذكر شد مجددا در سال هاي آتي با توجه به شرايط جديد لازم است بازنگري شوند.
ـ با فرض اینکه بر اساس سناریوی محتمل جمعیت ایران تا سال ۱۴۳۰ به ۱۰۱ میلیون نفر برسد، آیا میتوان مشخص کرد که ساختار این جمعیت به چه صورتی خواهد بود؟
به هر حال هر سناریو که به وقوع بپیوند، پنجرۀ جمعیتی ایران (جمعیت فعال بین 14 تا 64 سال) تا آن زمان باز میماند؛ چراکه گروه سنی که الآن در دهۀ سوم زندگی خود هستند و حجم بزرگی از جمعیت اکنون ایران را به خودشان اختصاص دادهاند و هنوز به سن ۶۵ و بالاتر نرسیدهاند، اما از دهه ۱۴۳۰ کمکم از این پنجره خارج میشوند و به سنین بالاتر از 65 سالگی میرسند. بنابراین ما از سال 1430 به بعد، کمکم با پدیدۀ سالخوردگي مواجه خواهیم شد.

ـ بنابراین ما ۳۰ سال دیگر فرصت داریم از این موقعیت استثنایی که برای کشور فراهم شده است (پنجرۀ جمعیتی) استفاده کنیم. حالا با توجه به اینکه میدانیم تا ۳۰ سال دیگر جمعیت به این شکل خواهد بود و بعد از آن سالخوردگی جمعیت را خواهیم داشت، به نظر شما آیا این امکان برای ما وجود دارد که جمعیت کشور را طوری مدیریت کنیم که بعد از ۱۴۳۰ با مشکل سالخوردگی جمعیت مواجه نشویم؟
البته سالخوردگی، مشکل نیست؛ بلکه یک پدیدۀ طبیعی است که در بحث گذار جمعیتی اتفاق میافتد که با کاهش باروری و کاهش میزان مرگ و میر، خواهناخواه هر کشوری با این پدیده مواجه میشود و در سطح جهانی هم این اتفاق خواهد افتاد و یک پدیدۀ کاملاً طبیعی است. اما مهم این است که قبل از مواجه شدن با آن، بتوانیم راهکارهایی را ارائه و شروع به برنامهریزی در این زمینه کنیم که در آن زمان با بحران مواجه نشویم. شايان ذكر است سالخوردگي جمعيت با بحث سالمندي فردي متفاوت است و نبايد آن را با پيري يك فرد اشتباه بگيريم. سالخوردگي جمعيت به اين معني نيست كه همه افراد سالمند و از كار افتاده مي شوند بلكه سهم جمعيت 65 سال و بيشتر افزايش مي يابد.
جمعیتشناسان معتقدند که اگر در حال حاضر، جمعیت جوان کشور حمایت شود و شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مناسبی برای آنها فراهم شود، در آینده وقتی به سن سالمندی برسند هم میتوانند زندگی خوبی داشته باشند و حتی بهعنوان پشتوانۀ خوبی برای اقتصاد کشور محسوب شوند. بنابراین اگر از حالا مدیریت داشته باشیم، در آینده به بحران نمیخوریم. توجه به این نکته هم ضروری است که کشور باید از نظر اقتصادی خیلی قوی باشد تا بتواند این مرحله را به راحتی سپری نماید.
ـ شما به اهمیت و ضرورت مدیریت جمعیت اشاره کردید. با توجه به شناختی از جامعۀ ایران دارید، برای اینکه ما بتوانیم جمعیت را درست مدیریت نماییم و در آینده با بحران مواجه نشویم، روی کدام یک از شاخصهای تأثیرگذار در این حوزه باید بیشتر کار کنیم و برای آن برنامهریزی نماییم؟
با توجه به شرایطی که ایران دارد، بحث باروری خیلی مهم است. درست است که هر سناریویی که اتفاق بیفتد، ما تا ۳۰ سال دیگر رشد صفر را تجربه نخواهیم کرد، اما باز هم باید به این سمت برویم که باروری را در مقداری که اکنون هست، حفظ کنیم. برای این کار، باید جوانان به ازدواج تشویق شوند و شرایط اشتغال را فراهم کنیم. در کنار آن بحث کنترل مرگومیر هم هست که خیلی مهم و یکی از سیاستهای تعیینکننده در حوزۀ سياست هاي جمعيتي است.
بر اساس بررسیهای انجام شده، سومین دلیل مرگومیر در ایران در حال حاضر، حوادث و سوانح است که در اثر آن اکثریث مردان جوان (جمعیتی که در سن فعاليت و کار هستند و میتوانند به اقتصاد کشور کمک نمایند) از دست میروند. بنابراین اگر ما بتوانیم سوانح کشور را کاهش دهیم، با بهبود شرایط بهداشتی و پزشکی باز هم میتوانیم مرگ و میر را در نوزادان و کودکان کاهش دهیم و در سنین میانسالی و سالمندی هم با تمرکز روی بیماریهای قلبی و عروق و سرطان (مخصوصاً در زنان که نرخ بالایی را مبتلا میکند)، میشود بخشی از جمعیت را حفظ کرد. این نکته با توجه به اینکه کشور ما کشور مهاجرپذیری هم نیست، اهمیت بیشتری پیدا میکند. ضمن اینکه باید تلاش کنیم با فراهم کردن شرایط اقتصادي و اجتماعي از مهاجرت جوانان هم جلوگیری نماییم.

ـ بر اساس سناریوی محتمل شما، ما در سال 1430 حدود 101 میلیون نفر جمعیت خواهیم داشت. به نظر شما آیا کشور ما بسترهای لازم برای مدیریت این حجم از جمعیت را دارد؛ در حالی که همین الان هم بسیاری از مشکلات و ناهنجاریهای اجتماعی در اثر افزایش افسارگسیختۀ جمعیت در شهرهایی مانند تهران است؟
نکتۀ مهم در این خصوص این است که هیچ کشوری دوست ندارد رشد منفي جمعيت داشته باشد، ما هم در ایران باید همین شیب ملایم را حفظ کنیم، اما در عین حال به این نکته هم توجه داشته باشیم که پیش از این که کمیت جمعيت برایمان مهم باشد، باید به کیفیت جمعیت هم توجه داشته باشیم و تمام امکانات اقتصادی، پزشکی، آموزشی، فرهنگی و... مورد نیاز آن را فراهم کنیم.
ایران کشوری است که با کمبود شدید منابع آبی مواجه است و یکی از مسائل پیش روی جمعیت ایران در سالهای آینده، تأمین آب شرب است که نیاز است یک تیم تخصصی در حوزههای مختلف روی آن کار کنند و ببینند اگر در آینده جمعیت ایران تا حد 101 میلیون نفر زیاد شود، آیا امکانات و زیرساختهای ما جوابگوی تأمین آب شرب این جمعیت خواهد بود یا خیر؟
نکتۀ دیگر این است که متأسفانه طی سالهای گذشته، افزایش جمعیت فقط در چند کلانشهر ایران (از جمله تهران) اتفاق افتاده و باز توزیع جمعیت بهصورت مناسبی در کشور انجام نشده است. علت این است که امکانات و بسترهای مناسب بیشتر در شهرهای بزرگ متمرکز شده و جمعیت مناطقی که از این گونه امکانات محروم هستند، مجبور به سرازیر شدن بهسمت کلانشهرها شدهاند و همین مسئله، باعث ایجاد آسیبهای اجتماعی (که به آن اشاره کردید) شده است. خیلی از جغرافیدانان و اقتصاددانان بر این باورند که اگر توزیع جمعیت در هر سرزميني بهصورت متناسب انجام شود، منجر به رشد و توسعه کشور خواهد شد، این در حالی است که بر اساس آمار، در سال ۹۵ بیشترین میزان تراکم در تهران (969 نفر در کیلومتر مربع) بوده، در حالی که در همین سال، تراکم جمعیت در خراسان جنوبی حدود 5 نفر در کیلومتر مربع) بوده است. بنابراین اگر قرار باشد در سال ۱۴۳۰ یک جمعیت ۱۰۰ میلیون نفری را در قالب همین پراکنش جمعیت در کشور داشته باشیم، مطمئناً با مشکل مواجه میشویم؛ مخصوصاً در شهر تهران که تراکم خیلی بالایی دارد بر اساس نتايج سرشماري 1395 جمعيت شهر تهران (به عنوان اولين كلان شهر ايران) سه بر ابر شهر مشهد (به عنوان دومين كلان شهر) و هشت برابر شهر اهواز (به عنوان هشتمين كلان شهر) بوده است.
جمعيت شهر تهران در بدبينانهترين پيشبيني حداقل 61/9 و در خوشبينانهترين حالت حداكثر 1/14 ميليون نفر در سال 1430 شمسي خواهد شد. بنابراين چنانچه سياستهاي جمعيتي كشور به سمت افزايش و يا حتي تثبيت جمعيت باشد چنانچه تدابيري براي تمركز زدايي از كلان شهر تهران انديشنده نشود، اين كلان شهر حداقل جمعيتي بالاي 6/9 ميليون نفر را درون خود جاي خواهد داد. شايان ذكر است كه جمعيت مورد بحث مربوط به جمعيت شب شهر تهران است. براساس نتايج سرشماري 1390 ، روزانه حدود 500 هزار نفر جمعيت شناور نيز به شهر تهران سرريز ميشود كه جمعيت روز اين شهر را متراكمتر از جمعيت شب آن مينمايد. حال اين سوال مطرح ميشود آيا كلانشهر تهران در آينده ميتواند پاسخگوي امكانات مختلف زيربنايي، زيستي و محيطي، بهداشتي، آموزشي، اقتصادي، ترافيكي و حمل و نقل، فرهنگي و ... باشد، درحاليكه اكنون كلان شهر تهران پاسخگوي نيازهاي جمعيت كنوني خود نيست.
ـ با تشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.

روزملی جمعیت بر تمام ایرانیان به ویژه جمعیت شناسان ایران زمین مبارک باد



براساس تعريف مرکز آمار ایران "خانوار معمولی از چند نفر تشكیل میشود كه با هم در یك اقامتگاه زندگی میكنند، با یكدیگر هم خرج هستند و معمولاً با هم غذا میخورند. در مواردی خانوار معمولی می تواند یك نفره باشد. "

مطالعات نشان می دهد در فواصل سال های 95-1335 تعداد خانوارهای کشور از 3/99 میلیون به 24/19 ميليون خانوار افزایش یافته است. طی این مدت تعداد خانوارهای کل کشور حدود 6/1 برابر شده است. این موضوع درحالی است که تعداد خانوارهای شهری بیش از 14 برابر و تعداد خانوارهای روستایی بیش از 2 برابر شده است.

بعد خانوار عبارت است از متوسط تعداد افراد در خانوار و از تقسیم تعداد جمعیت به تعداد کل خانوار حاصل می شود. متوسط تعداد افراد خانوار طی این مدت با نوساناتی همراه بوده است. در دهه اخیر کاهش محسوسی در بعد خانوار اعم از نقاط شهری و روستایی ملاحظه می شود.

در گذشته داشتن فرزندان زیاد برای اداره ی مزرعه خانوادگی، یك نعمت اقتصادی محسوب می شد و از این رو خانواده هایی كه صاحب فرزندان بیشتری (به ویژه فرزندان ذكور) بودند، از نیروی كار و قدرت بیشتری نیز برخوردار می شدند و متعاقب آن به امنیت اقتصادی و سیاسی بالاتری نیز دست می یافتند. اما امروزه با رشد شهرنشینی و انتقال از جامعه روستایی و كشاورزی (نسبت شهرنشینی كشور در سال 133۵، 4/31 درصد بوده است) به یك جامعه شهری و چه بسا صنعتی (نسبت شهرنشینی در سال 1395 به 74 درصد افزایش یافته است) نه تنها تأمین اقتصادی با داشتن فرزندان بیشتر و خانواده های گسترده (شامل پدربزرگ، مادربزرگ و ...) مشكل تر شده، بلكه ضریب مطلوبیت آنها نیز در تابع رفاه نان آوران خانواده (پدر و مادر) كمتر شده است، به این مفهوم كه افراد، ضریب مطلوبیت بیشتری به رفاه خودشان می دهند و بر این باورند كه با كاهش بار تكفل می توانند به سطح رفاه بالاتری نائل آیند. امروزه عواملی چون شهرنشینی و متعاقب آن تغییر الگوی زندگی (مثلاً تغییر الگوی مسكن از واحدهای مسكونی گسترده به آپارتمان نشینی)، رشد انگیزه های فردگرایانه، قدرت اقتصادی پایین خانواده و ریسك ناشی از بار تكفل بیشتر و. . .، باعث هسته ای 1 شدن خانواده و كاهش بعد خانوار در كشور شده است.

[1] خانوادهاي است متشكل از حداكثر دو نسل يعني پدر و مادر و فرزندان مجرد آنها.

نشريه بررسي تطبيقي شاخص هاي جمعيتي ايران و جهان با کشورهای سند چشم انداز 2050 ـ 1950 ميلادي به بررسي جايگاه جمعيت و شاخص هاي جمعيتي ايران در جهان و نيز كشورهاي سند چشم انداز (آسياي جنوب غربي) ميپردازد. سند چشمانداز بیست ساله ایران سندی جهت تبیین توسعه ایران در زمینههای مختلف فرهنگی، علمی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است. اجرای این چشمانداز از سال ۱۳۸۴ و در قالب چهار برنامه توسعه ۵ ساله شروع شده است. سال ۱۴۰۴ خورشیدی (2025 میلادی) افق چشمانداز است.

مطالعه تطبيقي شاخص های جمعيتي منطقه از آن جهت حايز اهميت است كه وضع و موقعيت هر كشور را از نظر متغيرهاي جمعيتي و شاخصهاي مربوطه مشخص مي نمايد و مي توان رتبه ايران را در سطح جهاني و نيز در مقايسه با کشورهای سند چشمانداز نشان داد. در راستای تحقق چنین هدفی، این نشريه با استفاده از داده های سرشماری های عمومی نفوس و مسکن ایران و نیز برآوردهای جمعیتی سازمان ملل متحد برای کشورها، به بررسی مقایسه تغییرات جمعیتی جهان و کشورهای سند چشم انداز با تاکید بر جایگاه جمهوری اسلامی ایران نموده است. اميد است بر پايه اين آمار و اطلاعات، برنامه ريزان تصوير روشنتري از وضعيت جمعيت كشور در اختيار داشته باشند تا بدين وسيله با برنامه ريزي دقيق تر توسعه كشور مقرون به عدالت شود.
اين گزارش با همكاري خانم الهام فتحي رييس گروه آمارهاي جمعيت و سلامت و خانم صفيه ميرزايي، آقايان نورمحمد جاويد، مجتبي نصيري پور و سيد مسعود حسيني، كارشناسان آمارهاي جمعيت و سلامت تهيه شده است.
به اميد آن كه تهيه اين مجموعه مسیر پژوهش را برای مطالعه محققان و برنامه ریزان اجتماعی، جمعیتی هموار سازد.
اين نشريه توسط مركز آمار ايران در دي ماه 1398 منتشر شده است.


نسبت شهرنشيني ايران در سال 1395 برابر 74 درصد بود. در همين سال بالاترین نسبت شهرنشینی در استان قم با 95/2 درصد و سپس استان تهران با 93/3 درصد در مرتبه بعدی قرار داشت. از نظر استاني بيشترين نسبت شهرنشيني در ايران مربوط به استانهايي است كه در مركز كشور قرار گرفته اند. در سال 1395 كمترين نسبت شهرنشيني در استان سيستان و بلوچستان با مقدار 49 درصد مشاهده می شود. استان سیستان و بلوچستان تنها استانی که تقريبا نيمي از جمعيت آن شهرنشين هستند. در مجموع استان هاي شرقي كشور كمترين نسبت شهرنشيني را به خود اختصاص داده اند.

نقشه نسبت شهرنشيني ايران در سال 1395

جمعیت هر كشور بر اساس عوامل متعددی نظیر آب و هوا، امكانات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در سطح آن كشور پخش و توزیع میشود. تراکم نسبی جمعیت ایران در سال 1395 برابر با 49 نفر در هرکیلومتر مربع است که در مقایسه با سال 1390، در هرکیلومتر مربع 3 نفر افزایش داشته است. مقايسه تراكم نسبی جمعیت جهان و ایران طی سالهای 1335 تا 1395 در نمودار زیر ارائه شده است.

نمودار1- مقايسه تراكم نسبي جمعيت جهان و ايران سال هاي 1395 تا 1335
شايان ذكر است براساس يافته هاي سازمان ملل متحد تراكم نسبي جمعيت در سطح جهاني در سال 2016 ميلادي (1395) برابر با 57.4 نفر در هر كيلومتر مربع بوده است. نمودار 1 تراكم نسبي جمعيت جهان و ايران را در سال هاي سرشماري نشان مي دهد. در سال هاي مورد بحث تراكم نسبي جمعيت جهان همچنان در سطحي بالاتر از تراكم نسبي جمعيت ايران بوده است.

يكي از شاخصهاي مهم جمعيتي كه در ارزيابي وضع توسعه يافتگي كشورها و مناطق به كار ميرود، اميدزندگي در بدو تولد است. اميدزندگي در بدو تولد عبارت است از متوسط تعداد سالهاي عمر كه انتظار ميرود یک نوزاد از بدو تولد و تحت شرايط جاری مربوط به مرگ و مير آن جامعه، زنده بماند.

نمودار زير احتمال مرگ و میر ایران بر حسب جنس را در سال 1395 نشان می دهد. ملاحظه می شود از سنین صفرسالگی تا 45 سالگی احتمال مرگ و میر هر دو جنس تقریبا مشابه یکدیگر است، اما از سنین 50 سالگی به بعد بین دو جنس شکاف بزرگی بوجود می آید. به گونه ای که احتمال مرگ و میر مردان بر زنان پیشی می گیرد. این موضوع نشان می دهد عموما زنان بیشتر از مردان عمر می کنند.

نمودار احتمال مرگ و مير برحسب جنس، کل کشور: 1395
در توجیه این وضعیت می توان گفت طیف گسترده اي از متغیرها بر رابطه جنسی مرگ و مير تأثیر میگذارد تفاوت در مرگ و میر هر دو جنس به طور كلي به علل بیولوژیکی و علل رفتاری تقسیم می شود.
الف- تفاوت های بیولوژیکی: زنان به لحاظ ژنتیکی و زیست شناختی توانمندتر از مردان هستند. تفاوت هاي هورموني بين دو جنس از جمله عوامل موثر در اين زمينه مي باشد.
ب- تفاوت های رفتاری: شیوه زندگی مردان به سلامت آنها آسیب می رساند. تبعیض علیه زنان، باعث افزايش مرگ ومير زنان ميشود اما پس از گذار جوامع از مرحله سنتي به صنعتي و تغییر در فرهنگ، اميدزندگي زنان افزایش مییابد. اعتقادات دینی و مذهبي نيز بر شيوه زندگي افراد موثر بوده و به طور غيرمستقيم بر اميدزندگي هر دو جنس اثر مي گذارد.

شناسایی علل مرگ و مير برای پیش بینی دقیق مرگ و میر بسیار مهم است در قرن بیست و یکم بخش بزرگی از علل افزايش مرگ و مير مردان در مقايسه با زنان مربوط به تفاوتهاي رفتاري آنها مانند کشیدن سیگار، استرس، قرار گرفتن در معرض ایدز، الگوهای رانندگی و ... است.
![]()
برنامه «صبح و گفتگو» رادیو گفت و گو با موضوع روز ملی جمعیت و با حضور الهام فتحی ریاست گروه آمارهای جمعیت و سلامت دفتر جمعیت، نیروی کار و سرشماری مرکز آمار ایران و بشیر خالقی عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی به روی آنتن رفت.

الهام فتحی با اشاره به روز ملی جمعیت گفت: در دهه های اخیر با مشاهده تحولات جمعیتی کشور، برای نخستین بار در تاریخ ایران، در تاریخ ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳ سیاست های کلی جمعیت که مشتمل بر ۱۴ بند بود از سوی مقام معظم رهبری ابلاغ شد و به همین دلیل روز سی ام اردیبهشت به نام روز ملی جمعیت نامگذاری شد.
وی یادآور شد: در این سیاست به موارد کلی مهمی در زمینه های سیاست های جمعیتی مثل ارتقا، پویایی، بالندگی و جوانی جمعیت با افزایش نرخ باروری به بیش از سطح جانشینی، رفع موانع ازدواج، تسهیل و ترویج تشکیل خانواده، کاهش سن ازدواج، اختصاص تسهیلات مناسب برای مادران به ویژه در دوران بارداری و شیردهی، کاهش بیمه ای هزینه های زایمان و درمان ناباروری مردان و زنان و از این قیبل موارد اشاره شده است.

ریاست گروه آمارهای دفتر جمعیت و سلامت جمعیت، نیروی کار و سرشماری مرکز آمار ایران متذکر شد: بررسی و شناسایی مشکلات بر عهده سازمان های ذیربط است و مرکز آمار فقط می تواند با توجه به آمارهایی که اعلام کرده، ان ها را رصد کند و ارائه کند.
وی عنوان کرد: در حال حاضر، از هر ۱۰۰ نفر جمعیت جهان، یک نفر ایرانی است. بر اساس آخرین سرشماری عمومی نفوس و مسکن که در سال ۹۵ اجرا شد، جمعیت ایران بالغ بر ۷۹ میلیون و ۹۲۶ هزار نفر شمارش شد. بنابراین متوسط رشد جمعیت سالانه کشور در دوره ۹۵ – ۹۰ برابر ۱,۲۴ درصد محاسبه شده است.

فتحی افزود: در این فاصله زمانی، نزدیک به ۵ میلیون نفر به جمعیت کشور اضافه شده است. در حال حاضر هم با توجه به ساعت جمعیتي کشور، جمعیت ایران بالغ بر ۸۲ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر است.

برای شنیدن مصاحبه به آدرس زیر مراجعه نمایید:

الهام فتحي رئيس گروه آمارهای جمعیت و سلامت دفتر جمعيت،نيروي كار و سرشماري هاي مركز آمار ايران در گفت و گو با شبكه پيامرسان سروش مركز آمار ايران، در رابطه با جمعيت جوان و جمعيت فعال كشور گفت:
امروزه ساختار سني و جنسی جمعيت از اهميت كمي و كيفي بسياري برخوردار است و از مشغلههاي ذهني دست اندركاران امور اجرايي در تمام ممالك دنيا محسوب ميشود. وي افزود: برای داشتن تصویری کلی از ساخت جمعیت، میتوان جمعيت را در سه گروه عمدهی سنی زیر بررسی کرد:
جمعیت کمتر از ٠-١٤ سال
جمعیت ١٥-٦٤ سال
جمعیت ٦٥ سال و بیشتر

براساس سه طبقه بندی فوق، جمعیت شناسان به مطالعه و بررسی جوامع مختلف از نظر جوانی، سالمندی و سالخوردگی جمعیت پرداختهاند...
براي مشاهده فايل تصويري مصاحبه به شبكه سروش مركز آمار ايران به نشاني markazamariran @ مراجعه كنيد.


نسبت باسوادي از مهمترين شاخص هاي توسعه يافتگي كشورها مي باشد. تعميم سوادآموزي و هدف آموزش اشتغال حداقل تا سطح ابتدايي براي همه در سطح بين المللي و ملي در نيم قرن اخير به طور فزاينده اي مورد تاكيد بوده و ابعاد جديدي به رابطه جمعيت و آموزش بخشيده است.
بررسي آمار و اطلاعات موجود در كشور روشنگر اين واقعيت است كه در سالهاي اخير تعداد باسوادان به طور قابل ملاحظهاي افزايش پيدا كرده است و ميزان بيسوادي پايين آمده است. اما هنوز درصدي از جمعيت بي سواد هستند و مي بايست براي اين گروه از جمعيت كه تعدادشان هم كم نيست برنامه ريزي نمود.
نسبت باسوادی در ايران طي نيم قرن اخير افزايش چشمگيري داشته است. اين نسبت از 15/1 درصد در سال 1335 به مقدار 87/6 درصد درسال 1395 افزايش يافته است. هرچند كه اين افزايش براي زنان به مراتب بيشتر از مردان بوده است اما هنوز نسبت باسوادي مردان در سطح بالاتري از نسبت باسوادي زنان قرار دارد.

نمودار ذيل ساختار بيسوادي جمعيت ايران را در سال 1395 نشان ميدهد به طوري كه مشاهده مي شود در سنين كمتر از 20 سال علاوه بر تعداد كم جمعيت بي سواد، فاصله بين مرد و زن نيز كمتر شده است. همچنين بيشترين جمعيت بي سواد مربوط به جمعيت 75 ساله و بيشتر ميباشد. در تحليل اين موضوع مي توان گفت در گذشته هنگامي كه خانوارها با محدوديت منابع مواجه ميشدند، در مورد فرستادن كودكان به مدرسه تصميمهاي متفاوتي مي گرفتند. خانوارها ارزشهاي تحصيلي متفاوتي براي دختران و پسران قائل بودند. دختران معمولاً محدوديت بيشتري براي دسترسي به تحصيل، به ويژه در مناطق روستايي روبرو بودند. اما در دهه هاي اخير كه آموزش پايه پذيرفته شده است و نرخ ثبت نام افزايش يافته است، تعداد دختران و پسران در مقطع ابتدايي تقريباً برابر شده است.

بالا بودن جمعيت بي سواد در گروه سني اول به دليل گروه سني 6 ساله است كه هنوز تعدادي از آنها در مدرسه ثبت نام كردهاند. شايان ذكر است حدود 60 درصد جمعيت بيسواد در گروه سني 55 سال و بيشتر قرار گرفته اند.


نابرابري بين زن و مرد در دسترسي به منابع و امكانات از مباحثي است كه در دههي اخير مورد توجه سازمان ملل قرار گرفته و آمارهاي مختلف در سطح جهان اين تفاوت آشكار را نشان مي دهند. اين موضوع باعث شده سازمانهاي بين المللي توجه خود را به مفاهيم جديدي مانند جنسيت و تحليل جنسيتي معطوف نموده و اهداف و برنامه ريزيهاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي را با رويكرد جنسيتي دنبال كنند. امروزه در كشورهاي توسعه يافته به اين موضوع توجه بيشتري شده و در حال حاضر سعي بر اين است تا كشورهاي كمتر توسعه يافته نيز به بررسي و تحليل آمارهاي جنسيت بپردازند.

موضوع آموزش و تحصيل و نيروي كار، مهاجرت و برابريهاي اجتماعي از جملهي موضوعات مهمي هستند كه در قالب آمارهاي جنسيت مطرح ميشوند. آمارهاي جنسيت تنها به وضعيت اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي زنان محدود نميشود. آمارهاي جنسيت آمارهايي هستند كه واقعيتهاي مردان و زنان، در تمام حوزههاي زندگي، از جمله روابط بين جنسيتها را منعكس مينمايد. بنابراين اين آمارها ميزان برابري در اجتماع را برجسته مينمايند. آمارهاي جنسيت اوضاع، شرايط و تجربيات مردان و زنان را در تمام مراحل چرخهي زندگي آشكار ميسازند. آمارهاي جنسيت اهداف زير را دربر ميگيرند:
- تمام آمارهاي فردي بايد به تفكيك جنس گرداوري شوند.
- تمام متغيرها و صفات بايد برحسب جنس بهعنوان طبقهبندي كلي و اوليه تحليل و ارايه شوند.
- تمام آمار بايد مسايل جنسيت را منعكس نمايند.

در کشورهای درحال توسعه، سرشماریهای نفوس و مسکن و آمارگیریهای خانواری مانند نیروی کار، هزینه و درآمد خانوار، گذران وقت و آمارگیری از ویژگیهای اجتماعی و بهداشتی خانوار از منابع عمده تولید کنندهی آمارهای جنسیت هستند و در منابع ثبتی هم تا حدودی بحث جنسیت مورد توجه قرار می گیرد.

با توجه به اهمیت موضوع تحقیق حاضر سعي مي نمايد تا با استفاده از نتايج سرشمارهاي عمومي نفوس و مسكن با تاكيد بر نتايج سرشماري عمومي نفوس و مسكن 1395 (به عنوان آخرين سرشماري) و تاحدودي آمارهاي ثبتي مباحث جنسيتي در ايران را بررسي و تحليل نمايد.

اين طرح كاري است مشترك با آقاي نور محمد جاويد كه توسط پژوهشكده آمار منتشر شده است و در نشست تخصصی «تحلیل نتایج سرشماری و شاخصهای توسعهی پایدار» مورخ 28 آذر 1397 به صورت سخنراني ارائه شد.

محاسبه ميزان باروري كل ايران با روش فرزندان خود با استفاده از نتايج سرشماري عمومي نفوس و مسكن 1395 نشان مي دهد، ميزان باروري كل ايران به طور مقطعي به سطحي بالاتر از سطح جانشيني رسيده است(2/11 فرزند). اما انتظار مي رود اين رقم در سال هاي آتي به پايين تر از سطح جانشيني برسد.
بررسي ميزان باروري كل بر حسب سطح تحصيلات زنان نشان مي دهد افراد داراي تحصيلات پايين تر باروري بالاتري دارند. ميزان باروري كل كشور در سطح باروري تقريبا ديپلم است(نمودار 1).
نمودار 1- میزان باروری کل، برحسب سطح تحصیلات، كل كشور: براساس نتایج سرشماری 1395

الگوي باروري نيز نشان مي دهد زنان بي سواد و كم سواد زودتر وارد دوران بارداري شده و ديرتر از اين دوره خارج مي شوند. در مقابل هر چه زنان از تحصيلات بالاتري برخوردارند ديرتر فرزند مي آورند. الگوي باروري كشور نيز بين سطح الگوي باروي ديپلم و ليسانس قرار گرفته است (نمودار2).
نمودار2- میزان باروری ویژه سنی کل کشور برحسب سطح تحصیلات زنان: 1395


ترکیب جمعیت بر اساس وضعیت زناشویی یکی از ابعاد مهم تحلیل های جمعیتشناختی است.
از ديدگاه جمعيت شناسي، ازدواج و زناشویی به تغییر وضع فرد از حالت هرگز ازدواج نکرده به ازدواج کرده اطلاق میشود و افرادی که پس از ازدواج وضعیت بدون همسر پیدا میکنند نیز از نظر آمارهای جمعیتی ازدواج کرده محسوب میشوند. بدین ترتیب افراد از نظر وضع زناشویی یا ازدواج کرده هستند و یا مجرد. افراد ازدواج کرده به نوبه خود به سه گروه دارای همسر، بدون همسر بر اثر فوت و طلاق تقسیم می شوند. در تعريف اين كه بيوه به چه افرادي اطلاق مي شود اتفاق نظر وجود ندارد. در لغتنامه فرهنگ دهخدا در تعريف بيوه آمده است "بيوه به معني زنی است که شوهرش مرده یا او را طلاق داده باشد". اماني در تعريف بيوه مي نويسد : "افرادي كه در اثر فوت، همسر خود را از دست داده اند، بيوه تلقي مي شوند." با توجه به تعاريف متفاوت در اينجا سعي مي شود تصويري از افراد بي همسر در اثر طلاق و نيز بي همسر در اثر فوت همسر براساس نتايج سرشماري عمومي نفوس و مسكن 1395 ارائه شود.

در سال 1395، تعداد 66421989 نفر جمعيت 10 ساله و بيشتر در كل كشور سرشماري شدند كه از اين تعداد 46243562 نفر (6/69 درصد) حداقل يكبار ازدواج كرده بودند. تعداد مردان بي همسر در اثر فوت همسر 329031 نفر و بي همسر در اثر طلاق 399084 نفر بوده است. تعداد زنان بي همسر در اثر فوت همسر نيز 2398987 نفر و بي همسر در اثر طلاق 712782 نفر بوده است.

براساس نتايج سرشماري اخير، جمعيت زنان 19-10 ساله برابر 5450270 نفر بوده كه از اين تعداد 610916 نفر (11/2 درصد) حداقل يكبار ازدواج كرده اند. از بين جمعيت حداقل يكبار ازدواج كرده، 598284 نفر (12/6 درصد) داراي همسر و 1420 نفر (0/2 درصد) بي همسر بر اثر فوت همسر 11212 نفر (1/8 درصد) بي همسر بر اثر طلاق بوده اند.


متن كامل اين تحليل بر روي در گاه ملي آمار بخش ديدگاه ها و تحليل ها ارائه شده است. براي مشاهده به آدرس زير مراجعه فرماييد:
https://www.amar.org.ir/

امروزه برای ارزیابی و تنظیم سیاست های مربوط به رشد جمعیت علاوه بر اطلاعات مربوط به تعداد موالید، سری زمانی جمعيت زنان واقع در سن باروري و نيز توزيع آنان برحسب سن اهميت مي يابد.
سنين باروري به دوره هاي از زندگي زنان گفته مي شود كه بهطور كلي از نظر زيستي در آن دوره، زنان توان بارور شدن را دارند.
آمار نشان مي دهد در ايران جمعيت زنان واقع در سن باروري (49-15ساله) از سال 1385 تا سال 1395 در حال افزايش بوده است.

در سال 1395 تعداد زنان واقع در سن باروري 22958941 نفر شمارش شده كه در مقايسه با سال 1390، تعداد 557308 نفر افزايش مشاهده مي شود.
البته نسبت زنان واقع در سن باروري به كل زنان روندي كاهشي و تدريجي را به تصوير مي كشد. به عبارتي در سال 1395، 57/6 درصد از جمعيت زنان درسن باروري (49-15ساله) بودند، در حالي كه در سال 1390 اين نسبت برابر به 60/1 درصد بوده است.

همانطور كه قبلاً اشاره شد، ساختار سني زنان واقع در سن باروري در تعداد مواليد اهميت به سزايي دارد. در حال حاضر جمعيت زنان 34-30 ساله حداكثر تعداد زنان واقع در سن باروري را به خود اختصاص داده كه انتظار مي رود با گذشت زمان اين گروه از جمعيت، به گروه سني بالاتر انتقال يابد.
در سال 1395 تعداد زنان گروه سني 34-30 ساله، 4260465 نفر سرشماري شده كه در مقايسه با سال 1390، تعداد 804369 نفر افزايش نشان مي دهد.


کارگاه آموزشی «روشهای پیشبینی جمعیت با استفاده از نرمافزار DAPPS» در روزهای ۱۳ تا ۱۵ اسفند ۱۳۹۶ توسط آقای دکتر محمد شیری، عضو هیئت علمی پژوهشکدهی آمار، و خانم الهام فتحی، رئیس گروه آمارهای جمعیت و سلامت مرکز آمار ایران برگزار شد.

در این دوره، مباحثی در زمینهی آشنایی با روششناسی پیشبینی جمعیت به روش ترکیبی/ دمویی با استفاده از نرمافزار DAPPS، آمادهسازی اطلاعات باروری، مرگ و میر، جمعیت پایه و پیشبینی جمعیت بدون مهاجرت و با مهاجرت ارایه شد.

نرم افزار ِDAPPS نرم افزار جديدي است كه توسط اداره آمار و سرشماري ايالات متحده آمريكا طراحي شده است و روش پيش بيني بر اساس روش تركيبي يا مولفه اي - نسلي است. از ويزگي هاي اين نرم افزار كار پسند بودن آن، قابليت تجمعيع در نرم افزار PASS ، پيش بيني جمعيت با دقت بالاتر نسبت به نرم افزارهاي ديگر، پيش بيني جداول عمر خلاصه و مقايسه سناريوهاي مختلف پيش بيني و ارائه نمودارهاي گرافيكي به شكلي متفاوت و جذابتر از نرم افزارهاي ديگر پيش بيني جمعيت است.
سر فصل هاي ارائه شده در اين كارگاه آموزشي به شرح زير است:


برنامه "گفت و گوی اجتماعی" با موضوع بررسی عوامل کاهش رشد جمعیت در ایران، با حضور الهام فتحی (رئیس گروه آمارهای جمعیت و سلامت مرکز آمار ایران) از شبکه رادیویی گفت و گو روی آنتن رفت.
در این برنامه الهام فتحی با اشاره به این که سازمان آمار کشور وظیفه ی برنامه ریزی و سیاست گذاری در حوزه های آماری مختلف را ندارند، گفت: در حالت کلی سه عامل تعداد موالید، تعداد فوت و مهاجرت بیشترین تاثیر را در کاهش یا رشد جمعیت کشور دارند.
وی همچنین در ادامه افزود: جلوگیری از مرگ و میر زیاد در کشور می تواند از جمله مواردی باشد که در رشد جمعیت موثر واقع شود.

رئیس گروه آمارهای جمعیت و سلامت مرکز آمار ایران با اشاره به ابهام آمار مهاجرت های بین المللی در کشور، عنوان کرد: مهاجرت یکی از مهم ترین دلایل رشد یا کاهش جمعیت کشور به شمار می آید، بر همین اساس سازمان های مربوط به این موضوع همواره باید آمارهای دقیقی را از افراد مهاجر به دست آورد، به طوری که جمعیت خارج شده و وارد شده به کشور مورد ارزیابی آماری قرار گیرند.
وی همچنین در ادامه افزود: مرکز آماری ایران در هنگام سرشماری های دوره ای فقط اطلاعات افرادی را می تواند به دست آورد که در هنگام سر شماری در داخل کشور حضور دارند، بر همین اساس اطلاعات و آمار خانواده های خارج شده از ایران در آمار به دست آمده لحاظ نمی شوند.

الهام فتحی با اشاره به این که بهترین آمارهای کشور را داده های ثبتی به وجود می آورند، اظهار داشت: اطلاعات سازمان آمار کشور همواره به عنوان اطلاعات و آمارهای کمکی هستند، در حالی که داده های ثبتی همواره از دقت لازم برخوردار هستند.
وی همچنین در ادامه افزود: مرکز آمار ایران در حال حاضر در تلاش است تا از راه مکاتبه و همکاری با سازمان های مختلف بتواند آمارهایی دقیق از میزان رشد یا کاهش نرخ مهارت در کشور تهیه و تولید کند.
گفتگوي كامل اين مصاحبه را از طريق لينك زير دريافت كنيد:
http://radiogoftogoo.ir/NewsDetails/?m=175102&n=177601

در بررسی نيروی کار می توان گفت کل جمعیت به دو گروه کلی تفکیک می شود، جمعیت کمتر از 10 سال (15 سال) که هنوز قادر نیستند وارد بازار کار شوند و جمعیت 10 ساله (15 ساله) و بیشتر که توان ورود به بازار کار را دارا هستند. البته در بسیاری از کشورها سن قانونی ورود به بازار کار 15 ساله و بیشتر است. جمعیت 10 ساله و بیشتر خود شامل دو گروه می شود، جمعیت شاغل و جمعیت جویای کار. جمعیت غیرفعال از نظر اقتصادی نیز شامل جمعیت محصل (اعم از دانشجو و دانش آموز، خانه دار، دارای درآمد بدون کار و سایر می شود.

بر اساس طبقه بندی فوق بسیاری از شاخص های نیروی کار و نیز شاخص های کلیدی بازار کار محاسبه و بررسی می شود.
شاخص هاي كليدي بازار كار
سازمان بين المللي كار، به منظور هماهنگي و كمك به كشورهاي عضو براي شناخت تحولات بازاركار و اتخاذ سياست هاي مناسب بازاركار، در سال 1996 اقدام به مطالعة گسترده براي تعريف و تدوين يك سري شاخص كرده است تا بتواند اين مهم را به انجام برساند. پس از تبادل نظرها و پژوهش هاي گسترده اي كه كارشناسان آمار كار و تحليلگران بازاركار انجام داده اند، سرانجام در سال 1997 روي هجده شاخص عمده براي تحليل و شناخت بازاركار توافق حاصل شد. در سال 2000 اين شاخص ها به 20 مورد افزايش و امروزه تحت عنوان "شاخص هاي كليدي بازاركار" شناخته مي شود و به اختصار KILM نام گرفته است. این شاخص ها کلا در هفت گروه زیر طبقه بندی شده اند:

گروه اول: مشاركت در دنياي كار
گروه دوم: وضعيت اشتغال
گروه سوم: بيكاري، توسعه نيافتگي و عدم فعاليت
گروه چهارم: آموزش و بيسوادي
گروه پنجم: دستمزدها و هزينه هاي نيروي كار
گروه ششم: بهره وري
گروه هفتم: درآمد، رفاه و فقر


نتايج حاصل از سرشماری عمـومی نفوس و مسکن از عمدهتـرین و مهمترين راههای شناخت ویژگیهای جمعيتي و اجتماعی و اقتصادي هر كشوري محسوب مي شود كه در نهايت نتايج اين مطالعات در اختيار برنامـه ریـزان و سياستگذاران قرار مي گيرد. دو سرشماري اخير كه به فاصله زماني 5 ساله اجرا شد فرصت مطالعاتي بسيار مناسبي را براي مطالعات جمعيتي فراهم آورده است. بررسي رشد جمعيت استان ها از جمله اين موارد است.

محاسبات انجام شده نشان مي دهد رشد جمعیت استان های مختلف کشور در فواصل زماني سه سرشماري اخير از الگوی مشخصی پیروی نکرده است. به این ترتیب که بیشترین متوسط رشد سالانه جمعیت دوره زمانی 1390-1395 مربوط به استان خراسان جنوبي با 3/02 درصد و كمترین مقدار مربوط به استان همدان با میزان 23 /0 - درصد میباشد. در حالی که در دوره زمانی 1385-1390 بیشترین متوسط رشد سالانه جمعیت در استان بوشهر با مقدار 11/ 3درصد و كمترین مقدار مربوط به استان اردبیل با میزان33 /0 درصد میباشد. بیشترین متوسط رشد سالانه جمعیت در دوره زمانی 1375-1385 مربوط به استان سیستان و بلوچستان با مقدار 4/ 3 درصد و كمترین میزان نیز مربوط به استان همدان با مقدار15 /0 درصد میباشد.

افزايش فوق العاده رشد جمعيت استان خراسان جنوبي به دليل تغيير محدوده شهرستان طبس در سال 1391 است كه از استان يزد منفك و به استان خراسان جنوبي الحاق شد. اما رشد منفي استانهاي همدان و به ويژه خراسان شمالي بسيار قابل تامل است. به ويژه اينكه در دو جهت عكس بوده و در اين دوره 5 ساله يعني سال هاي 1390 تا 1395 اتفاق شگرفي در اين استان ها اتفاق نيفتاده كه به شدت رشد جمعيتي آنها را منفي نمايد
توزیع مرگ ومیر ايران برحسب سن و جنس در نمودار زير ارائه شده است. بر اساس این نمودار مرگ و مير زنان در همه سنين به مراتب كمتر از مرگ و مير مردان بوده است. البته بخشي از آن مربوط به كم پوششي ثبت مرگ و مير زنان است. براساس مطالعه اي كه در پژوهشكده آمار با عنوان "مدلسازي و پيش بيني مرگ و مير در ايران: 1420-1375" انجام شده در سال1390 كم پوششي ثبت فوت مردان 7/5 درصد و زنان 18/7 درصد بوده است. در فاصله سال هاي 1391 و 1394، مرگ ومیر جمعیت 0-4 ساله براي هر دو جنس کاهش يافته، در مقابل فوتي هاي 50 سال و بيشتر براي هر دو جنس افزايش يافته است. در گروه سني جوانان فوت ها عمدتا بدلیل سوانح رانندگی روی می دهند و بيشتر به ضرر مردان است. بنابراين لازم است تدابير اساسي انديشيده شود.
نمودار ساختار سني و جنسي مرگ و مير در ايران: 1391-1394


نمودار فوق بر اساس نتايج سرشماري نفوس و مسكن 1395 ترسيم شده است.
اين نمودار نشان مي دهد در حال حاضر ساختمان هرم سني جمعيت ايران جوان بوده و در حال گذار از مرحله جواني به مرحله بزرگسالي است. اين وضعيت حاکی از آن است كه جمعيت كشور كه درحال حاضر جمعيت جواني ميباشد، در دهه هاي آتي به سوي سالمندي متمايل خواهد شد.
علاوه بر اين متولدين دهه 60 تاثير خود را بر قاعده هرم سني گذاشته و پديده گشتاوري جمعيت را به وجود آورده اند. البته اين نسل هنوز به اندازه خود بر روي قاعده هرم اثر نگذاشته است (تفاوت بين جمعيت متولدين دهه 60 با جمعيت قاعده هرم).
انتظار مي رود در دهه آتي با گذار متولدين دهه 60 به سنين بالاتر (دوران بزرگسالي) و ورود جوانان دهه 70 به سنين ازدواج و باروري تعداد مواليد مجددا كاهش يابد.

از مهمترین معیارهای مرتبط با سالخوردگی جمعیت شاخص سالخوردگی یا نسبت سالمندان به کودکاناست. شاخص سالخوردگی بیشترین حساسیت را به تفاوت ها و تغییرات در ترکیب سنی دارد.
اين شاخص از تقسیم جمعیت بالای 65 سال و بيشتر بر جمعیت 14 ساله و كمتر سال به دست میآید. شاخص سالخوردگي جمعيت، تغییرات باروری را به سرعت در خود نشان میدهد و همین موضوع هم اهمیت زیادی در بررسی سالخوردگی جمعیت دارد. طبق این معیار، جمعیتهای با رقم کمتر از 15، جوان و جمعیتهای بیش از 30 سال، سالخورده به حساب میآیند. در سطح جهاني، شاخص سالخوردگی در دو کشور ژاپن و بلغارستان در سال 2000 بیش از 100 بوده و پیشبینی مي شود که تا سال 2030، همه کشورهای توسعهیافته رقم شاخص سالخوردگي بیش از 100 شود و حتی در ژاپن و برخی کشورهای اروپایی به بالای 200 هم برسد.

برخی جامعه شناسان همچون پترسون، با توجه به تغییرات ساخت سنی برخی جوامع و سالخورده شده جمعیت آنها با عنوان خاکستری شدن جمعیت یاد کردهاند و آن را ثمره دو عامل در روندهای طولانیمدت جمعیت دانستهاند: اول تمایل خانوادهها به داشتن فرزند کمتر و دوم زنده ماندن افراد بیشتر. ضرغامی (1390)

آمار و ارقام حكايت از جواني جمعيت ايران امروزي دارد اما انتظار مي رود در اوايل دهه 1400 شمسي ايران با پديده ي سالخوردگی جمعیت رو به رو شود. چنانچه ميزان باروري كل روند افزايشي به خود بگيرد سرعت سالخوردگي جمعيت شتاب كتري را به خود خواهد گرفت.
جدول 1 شاخص سالخوردگی را طی سال های 1335 تا 1390 نشان می دهد.

بررسي سري زماني اين شاخص در نيم قرن اخير نشان مي دهد از سال 1335 تا سال 1365، روند کاهشي تدریجی داشته و در این سال به 69/6 درصد رسیده است. این روند عمدتا به خاطر کاهش مرگ و میر کودکان و نوزادان و بخشی هم افزایش موالید بوده است که باعث شده میزان رشد سالیانه جمعیت کودک و نوجوان در این مدت بیش از میزان رشد جمعیت سالمند باشد. از سال 1365 و با کاهش سریع باروری، روند این شاخص هم معکوس شد به طوری که در سال 1390 به 47/24 درصد رسیده است که نشان می دهد جمعیت ایران به سمت سالخوردگی در حرکت است.
جدول 2 مقدار اين شاخص را با فروض مختلف پيش بيني تا افق 1430شمسي نشان مي دهد.



جمع آوري اطلاعات همواره به عنوان يكي از قسمت هاي مهم هر تحقيق و پژوهشي به شمار مي آيد. اگر اين كار به شكل صحيح و منظم و دقيق صورت گيرد، كار استخراج داده ها با سرعت بيشتر و كيفيت مناسبتري انجام خواهد شد. براي جمع آوري اطلاعات روش هاي مختلفي وجود دارد كه از جمله آنها مي توان به موارد زير اشاره نمود:

از ديرباز تاكنون مراكز آماري در اكثر نقاط دنيا، از روش هاي مختلف فوق براي توليد اطلاعات آماري استفاده كرده اند. جمع آوري اطلاعات به همراه مصاحبه حضوري از متداولترين روش هاي جمع آوري اطلاعات محسوب مي شود. به منظور ثبت اطلاعات در اين روش مي توان از ابزار مختلفي مانند پرسشنامه كاغذي و يا ابزار الكترونيكي مانند تبلت و يا تلفن و ... استفاده نمود. مصاحبه به همراه پرسشنامه كاغذي از جمله روش هاي سنتي در جمع آوري اطلاعات سرشماري ها محسوب مي شود. در ايران نيز اغلب از اين روش در انجام سرشماري ها و نيز اغلب طرح هاي آماري گيري استفاده شده است. اما امروزه با پيشرفت تكنولوژي و سيستم هاي فن آوري اطلاعات مركز آمار ايران درصدد است تا براي اولين بار در تاريخ سرشماري هاي نفوس كشور، سرشماري سال 1395 را با استفاده از دو ابزار جديد انجام دهد:

علاوه براين به منظور دستيابي به اطلاعات كامل در كنار دو روش فوق مركز پاسخگويي تلفني (كال سنتر) طراحي شده است. اين مركز تكميل اطلاعات خانوارهاي غايب و يا از قلم افتاده كه سرشماري نشده اند و امكان استفاده از اينترنت به هر دليلي براي آنها ميسر نيست، در نظر گرفته شده است.

بديهي است استفاده از ابزار جديد داراي مزاياي زيادي از جمله افزايش سرعت و دقت تكميل پرسشنامه توسط مامور سرشماري خواهد بود. همچنين سرعت و دقت استخراج نتايج افزايش خواهد يافت. به همين ترتيب كاهش هزينه هاي اجرا و زمان را در برخواهد داشت.

به مناسبت شروع سرشماري عمومي نفوس و مسكن 1395 مصاحبه اي با راديو سلامت در تاريخ 3 مهرماه 1395 صورت گرفت. مهمترين مباحث مطرح شده در اين زمينه به شرح زير است:
1. سرشماري عمومي نفوس و مسكن 1395 در چه تاريخي اجرا مي شود؟
2. چرا سرشماري عمومي نفوس و مسكن انجام مي شود؟
3. چرا سرشماري به روش اينترنتي و تبلتي صورت مي گيرد؟
4. پاسخگويي به پرسش هاي مردم
5.پرسش هاي سرشماري عمومي نفوس و مسكن 95 كدامند؟
6.عدم پاسخگويي و دقت مردم به سوالات سرشماري چه بازخوردي دارد؟
7.كاربرد نتايج سرشماري عمومي نفوس و مسكن در چيست؟
براي شنيدن اين مصاحبه به لينك هاي زير مراجعه نماييد:
http://s9.picofile.com/file/8268672500/0018.mp3.html
http://s8.picofile.com/file/8268672534/0019_1_.mp3.html

منظور از پراکندگی عمودی جمعیت، استقرار جمعیت در مناطق جغرافیایی مختلف برحسب اختلاف از سطح دریا میباشد. بررسي ها نشان می دهد در سطح جهاني تعداد و تراکم جمعيت با افزايش ارتفاع کاهش مي يابد. اين پديده يک مشکل اساسي در بهره برداري از مناطق مرتفع جغرافيايی و عدم سازش و انطباق انسان ها با چنين محيط هايي مي باشد. ظاهراً 56.2 درصد از جمعيت جهان در ارتفاعي بين صفر تا 200 متر زندگي ميکنند و اين فضا فقط 27.8 درصد کل سطح خشکي ها را تشکيل مي دهد.

کاهش زياد فشار جو و در نتيجه کمي اکسيژن در ارتفاعات زياد، براي زيست بشر خطرناک ميباشد. بنابراين عامل ارتفاع خود به تنهايي يک حد نهايي طبيعي براي سکونت انسا ن ها بوجود مي آورد.
مطالعات در ایران نشان می دهد از 8 شهر پرجمعيت كشور (شهرهاي داراي بيش از يك ميليون نفر جمعيت) 7 شهر پرجمعیت کشور در ارتفاعی بین 940 تا 1570 متر مستقر شده اند و بيش از يك سوم جمعيت شهري كشور(2/36 درصد) را درون خود جاي داده اند. در اين ميان شهر اصفهان مرتفعترين كلان شهر كشور بوده و از نظر تعداد جمعيت در مرتبه سوم قرار گرفته است. در مقابل شهر اهواز با ارتفاع 18 متر از سطح دريا نيز كم ارتفاعترين كلان شهر ايران بوده و رتبه هفتم جمعيتي را به خود تخصيص داده است(جدول 1).

اين مقاله در هفدهمين شماره مجله دو ماهنامه آمار به آدرس اينترنتي زير منتشر شده است:
http://amar.srtc.ac.ir/


به طور خلاصه، آمار مهاجرت بين المللي به دنبال پاسخگويي به سوالاتي در مورد تعداد جمعيت مهاجر و ويژگي هاي مهاجران است :
الف-تعداد

ب- ويژگي هاي مهاجران

در ايران، تمام اين سوالات بدون جواب باقی مانده به دلیل این که آمار مهاجرت بين المللي در دسترس نیست و در برخی موارد اطلاعات جمع آوری شده، اما به دلیل عدم ارائه تعاریف و طبقهبندی استاندارد و معتبر، داده ها پردازش، استخراج و منتشر نشده است. درحالي كه در سطح جهاني و همگام با افزايش جمعيت و تغييرات شرايط زندگي گرایش رو به رشدي در مهاجرت های بین المللی ملاحظه مي شود. انتظار مي رود در آينده آمار مهاجران بين المللي افزايش يابد، كه در اين مورد كشور ايران نيز مستثني نخواهد بود.
بديهي است چنانچه کشوری آمار درستي از مهاجران خود نداشته باشد، نمی تواند ارزیابی مناسبي بر مهاجران انجام دهد. بنابراین در چنین مواردی اهداف و سیاست های مربوط به مهاجرت مبهم باقي مانده و درنتيجه بودجه و اعتبار اختصاص داده شده برای این موضوع منطبق با واقعیت نمی باشد. سیاست مهاجرت، اگر با داده های کمی قابل اعتمادي، پشتیبانی نشود و مرجع آماری معيني نداشته باشد، تنها اتلاف وقت و هدردادن بودجه و سرمایه ملي خواهد بود.


تهران - ایرنا - رئیس گروه آمارهای جمعیت و سلامت دفتر جمعیت، نیروی کار و سرشماری مرکز آمار ایران به مناسبت ۲۳ مهر روز جهانی نابینایان(عصای سفید) اعلام کرد: براساس نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن ۱۳۹۰ از هر ۱۰ هزار نفر در کشور حدود ۱۳ نفر نابینا هستند.
کد خبر: ۸۱۷۹۸۷۶۳ | تاریخ خبر: ۲۲/۰۷/۱۳۹۴ - ۱۱:۳۸ 
به گزارش روز چهارشنبه ایرنا، الهام فتحی با اشاره به اینکه درصد نابینایان در کشور در سال ۱۳۸۵ نیز نظیر سال ۱۳۹۰ حدود ۰.۱۳ درصد بوده است، گفت: در سال ۱۳۸۵، ۹۴ هزار و ۲۳۱ نفر نابینا در کشور وجود داشت که این تعداد در سال ۱۳۹۰ به ۹۸ هزار و ۹۷۷ نفر رسیده است.
رئیس گروه آمارهای جمعیت و سلامت مرکز آمار ایران با اشاره به اینکه در سال ۱۳۸۵ معادل ۰.۱۲ از افراد ساکن در نقاط شهری و ۰.۱۷ درصد از افراد ساکن در نقاط روستایی نابینا بودهاند، گفت: در سال ۱۳۹۰ براساس نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن نیز ۰.۱۱ درصد از افراد ساکن در نقاط شهری و ۰.۱۸ درصد از افراد ساکن در نقاط روستایی نابینا بودهاند.
فتحی ادامه داد: با وجود آنکه درصد نابینایان طی سالهای ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۰ تغییر زیادی نداشته اما درصد نابینایان در نقاط روستایی طی این پنج سال۰.۰۱ درصد افزایش یافته و در نقاط شهری۰.۰۱ درصد کاهش داشته است.

رئیس گروه آمارهای جمعیت و سلامت دفتر جمعیت، نیروی کار و سرشماری در خصوص نسبت نابینایان در بین مردان و زنان نیز گفت: دادههای سرشماری ۱۳۹۰نشان میدهد که از مجموع افراد نابینا در کشور ۵۹ درصد مرد و ۴۱ درصد زن بودهاند که این نسبتها در نقاط شهری(۶۰ درصد مرد و ۴۰ درصد زن) در مقایسه با نقاط روستایی(۵۸ درصد مرد و ۴۲ درصد زن) تفاوت زیادی ندارد. نتایج سرشماری ۱۳۸۵ نیز نشان میدهد نسبت نابینایان در بین مردان و زنان در کل کشور، نقاط شهری و نقاط روستایی مشابه سال ۱۳۹۰ میباشد.
فتحی در پایان به تعریف نابینا در سرشماری عمومی نفوس و مسکن اشاره کرد و گفت: براساس تعاریف سرشماری نابینا به فردی اطلاق میشود که به طور کلی دید هر دو چشم خود را از دست داده به طوری که حتی با استفاده از وسایل کمکی مانند عینک قادر به دیدن نمیباشد یا اینکه دید وی به حدی است که فقط میتواند وجود نور را در محیط درک کند اما قادر به تشخیص حرکت اجسام در فاصله بیش از یک متری خود نیست.


مطالعه تحولات وضع سواد در كشور طي نيم قرن اخير با استفاده از نتايج سرشماريهاي عمومي نفوس و مسكن قابل بررسي است. طبق ارقام اولين سرشماري عمومي كشور، در سال 1335 وضع سواد از جمعيت 7 ساله و بيشتر پرسش شد. براين اساس 2 ميليون و 210 هزار نفر باسواد گزارش شد. به عبارت ديگر در سال 1335 نسبت باسوادي در كل كشور 15.4 درصد بود. در دومين سرشماري عمومي كشور، در سال 1345 تعداد باسوادان كشور در جمعيت 7 ساله و بيشتر به 5 ميليون و 533 هزار نفر رسيد و براساس سرشماري مزبور نسبت باسوادي در كشور به 29.4 درصد بالغ گرديد. مقايسه اين دو سرشماري نشان ميدهد معادل 14 درصد به نسبت جمعيت باسواد كشور افزوده شده است.
در سومين سرشماري عمومي كشور، در سال 1355 وضع سواد از جمعيت 6 ساله و بيشتر پرسش شد. در اين سال تعداد باسوادان كشور به 12 ميليون و 877 هزار نفر بالغ گرديد و در نتيجه نسبت باسوادي به 47.5 درصد رسيد.
انتشار نتايج تفصيلي سرشماري سال 1365، چشمانداز مطلوبي از وضع سواد و سير تغييرات رشد آن نشان داد. آمار بهدست آمده نشان داد طي ده سال (از سال 1355 تا 1365) 85.7 درصد به جمعيت باسواد كشور افزوده شد و تعداد باسوادان از 12 ميليون و 877 هزار در سال 1355 به 23 ميليون و 913 هزار نفر در سال 1365 رسيد . بهاين معني كه نسبت باسوادي در كل كشور از 47.5 درصد در سال 1355 به 61.8 درصد در سال 1365 رسيد.
براساس آمار بهدست آمده از نتايج سرشماري عمومي نفوس و مسكن سال 1375 نسبت باسوادي در كل كشور از 62.8 درصد در سال 1365 به 79.5 درصد در سال 1375 رسيد. همچنين براساس نتايج بهدست آمده از سرشماري عمومي نفوس و مسكن سال 1385 نسبت باسوادي در كل كشور 84.61 بود كه نسبت به سال 1375 1.5 درصد رشد نشان داد.
نتايج سرشماري عمومي نفوس و مسكن 1390، نسبت باسوادي جمعيت 6 ساله و بيشتر را با كمي افزايش نسبت به سال 1385 برابر 84.8 نشان داد. جدول زير تحولات باسوادي در كل كشور را
طي 55 سال اخير (90-1335) نشان ميدهد.

ساختار سني بيسوادن نشان ميدهد اغلب بيسوادان كشور در گروههاي سني كهنسال (65 و بيشتر) قرار گرفتهاند. بيسوادي در ميان زنان سالمند بيش از مردان سالمند بوده است.


مطالعات حاکی از آن است که کشورهای مسلمان با وجود پیشینه تاریخی- اسلامی چندین هزار ساله و اشتراکات فرهنگی- دینی به عنوان غنیترین کانون فرهنگی تمدنی جهان و دارا بودن منابع عظیم طبیعی، مزیتها و ظرفیتهای توسعهای استثنایی، کماکان از مناطق کمتر توسعه یافته جهان محسوب میشوند.
وسعت کشورهای اسلامی بیش از 29 میلیون کیلومتر مربع شامل 59 کشور با جمعیتی بیش از یک میلیارد و پانصد و نود و دو میلیون نفر میباشد. به عبارتي اين كشورها با دارا بودن حدود 20 درصد از مساحت خاكي جهان بيش از 4/22 درصد از جمعيت دنيا را درون خود جاي دادهاند.

اعتقاد بر این است که آگاهی و شناخت نسبت به آمار و اطلاعات هر جامعه کمک شایان توجهی به برنامهریزی و سیاستگزاری كشورهاي اسلامي مینماید. لذا مطالعه حاضر به بررسي كمي و كيفي جمعیت و ویژگیهای آن در کشورهای اسلامی پرداخته و سپس در هر شاخص جایگاه و موقعیت ایران را در میان کشورهای اسلامی نشان خواهد داد. اعتفاد بر اين است نشان دادن جايگاه ايران درميان كشورهاي منطقه كمك موثري در برنامهريزيهاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي و منطقهاي كشور خواهد داشت.

مطالعات نشان ميدهد ايران از جمله كشورهاي پرجمعيت و پهناور منطقه محسوب شده و از نظر شاخصهاي كيفي جمعيت نيز در جايگاه نسبتا مناسبي در ميان كشورهاي اسلامي قرار گرفته است. با وجود اين لازم است كه با افزايش شاخص اميدزندگي در بدو تولد و كاهش سطح مرگ و مير كودكان كمتر از يكسال تلاشهاي مضاعفي صورت پذيرد و از اين حيث نيز جايگاه خود را در منطقه ارتقاء دهد.

علم جمعیت شناسی از علوم جدید محسوب میشود. لغت دموگرافی یا جمعیت شناسی برای نخستین بار در سال 1855 میلادی در آثار یکی از نویسندگان فرانسوی به نام آشیل گیارد به کار رفت. پس از آن به تدريج با مطالعات و بررسيهايي كه در اين زمينه صورت گرفت، علم جمعيتشناسي كاملتر شد. امروزه جمعيت شناسي دانشي است كه در آغاز با نگرش كميبه مطالعه و بررسي جمعيتهاي انساني ميپردازد، به تدريج به ساخت و تغيير و تحول جمعيت نزديكتر ميشود و جنبههاي كيفي آن را مد نظر قرار ميدهد، سپس به آيندهنگري ميپردازد و آنگاه وارد قلمرو برنامهريزي ميشود. در واقع جمعیت شناسی به مطالعه علمی جمعیتهای بزرگ و در حال تغییر انسانی میپردازد.

در اين كتاب به شاخصهای سلامت که یکی از جنبههای مهم جمعیت محسوب می شود نیز پرداخته می شود، از نظر سازمان بهداشت جهانی سلامت عبارت است از برخورداری از آسایش کامل جسمی، روانی و اجتماعی و نه فقط نداشتن بیماری و نقص عضو.
تاکنون کتابها و نشریات متعددی در حوزه جمعیت شناسی و شاخصهای آن در منابع فارسي به چاپ رسیده است. یکی از مشکلات این منابع جامع و مانع نبودن شاخصهای جمعیتی درج شده در این کتابها و نشریات میباشد، منابع مذکور بهصورت پراکنده به شاخصهای حوزه خاصی از جمعیت شناسی اختصاص یافتهاند. نگارندگان با توجه به تجارب كارشناسي و نياز دسترسي به مجموعهاي جامع و كامل در اين زمينه سعي نموده اند، نكات فني و مجموعه روشهاي كاربردي مربوط به مطالعه جمعيت و سلامت را جمع آوری، تهيه و براي استفاده كاربران در كتاب شاخص هاي جمعيت و سلامت ارائه نمايد.
كتاب شاخص هاي جمعيت و سلامت از كتاب هاي مرجع در حوزه جمعيت شناسي است. نويسندگان كتاب عبارتند از خانم ها الهام فتحی و فاطمه ربیعی و صفیه میرزایی و فريبا سادات بني هاشمي و آقایان مجتبی نصیری پور و داوود عباسی
اين كتاب توسط نشر حيات با قطع وزيري و در تاريخ 1392/12/18 منتشر شده است.
نتايج حاصله از مطالعه و بررسي سرشماري هاي عمومي نفوس و مسكن ايران از سال هاي 1335 تا ۱۳۹۰نشان مي دهد كه اين سرشماري ها فاقد اطلاعات درخصوص قوميت و مذهب مي باشد. فقط در سرشماري 1365، ميزان آشنايي به زبان فارسي منظور شده و در تعريف اين قلم آماري آمده است، منظور از زبان فارسي، زبان مورد استفاده در برنامههاي سراسري صدا و سيماي جمهوري اسلامي و يا لهجههاي نزديك به آن (لهجههاي اصفهاني، خراساني، شيرازي و...) است. در اين سرشماري، افراد جامعه از نظر ميزان آشنايي به زبان فارسي در گروه هاي

اطفالي كه هنوز زبان باز نكرده اند درصورتي كه با آنان به زبان فارسي صحبت مي شود، در گروه اول و در غير اين صورت در گروه سوم منظور مي شوند. افرادي كه قادر به تكلم نيستند(لال)، در گروه جداگانه اي قرار مي گيرند.
در ميان طرح هاي آماري مركز آمار ايران، در طرح آمارگيري از خصوصيات اجتماعي اقتصادي خانوار پرسشي دربارة ”زبان محلي و قومي“ گنجانده شده است. اين پرسش به شكل زير مي باشد:
به كداميك از زبان هاي محلي يا قومي زير مي توانيد صحبت كنيد؟
1-بلوچي 2-تركمني 3-تركي 4-عربي 5-كردي 6-گيلكي 7-لري 8- مازندراني 9-هيچكدام
در نتايج منتشر شده نيز يك جدول با عنوان جمعيت برحسب جنس، زبان محلي و قومي و ميزان آشنايي به زبان فارسي ارائه شده است.
تلخیصی از گزارش درج پرسش قومیت و زبان در پرسشنامه سرشماری عمومی نفوس و مسکن ۱۳۸۵ که توسط اینجانب الهام فتحی نوشته شده است.
داده های مربوط به سرشماریهای عمومی نفوس و مسکن معلوم می دارد که در ایران همواره تعداد مردها بیش از زنان بوده است. همچنین آمار نشان می دهد که نسبت جنسی در مناطق شهری کشور به دلیل مهاجرت مردان روستایی و وجود خانوارهای دسته جمعی نظیر پادگانها و زندانها بیشتر از مناطق روستایی می باشد.
· در سال 1355 نسبت جنسی در مقایسه با سال 1345 کاهش یافته است. دلیل این امر کاهش میزان مرگ و میر زنان واقع در سن باروری و نوزادان دختر در اثر مراقبتهای پزشکی و بهداشتی و درمانی و بالا رفتن سطح آگاهی مردم بوده است.

· در سرشماری 1365 نیز نسبت جنسی به مقدار 6/104 رسیده است. از جمله عوامل موثر در کاهش نسبت جنسی در سال 1365، افزایش مرگ و میر مردان به علت مسائل ناشی از انقلاب و جنگ، کم شماری مردان به علت فرار از سربازی، بیش شماری زنان به علت مسائل کپنی شدن ارزاق عمومی و ارائه برخی از تسهیلات و کمکهای دولتی از طریق دفترچه های کوپنی را می توان نام برد.

· در سرشماری 1375 نسبت جنسی به مقدار 3/103 درصد کاهش یافته است. در توجیه این موضوع می توان گفت در سال 1365 ، ایران کشوری مهاجرپذیر بود و اغلب مهاجران مردانی بودند که از کشورهای عراق و افغانستان وارد کشور شده بودند اما در سال 1375 با برگشت مهاجران به موطن خود و شمارش بهتر زنان نسبت جنسی کاهش یافته است و به این ترتیب که تقریبا در مقابل هر 100 نفر زن، 103 نفر مرد وجود داشته است
.
· رقم نسبت جنسي كشور در سال 1385 معادل 3/103 بوده كه رقم قابل قبولي به نظر ميرسند.
· رقم نسبت جنسی در سال 1390 به 8/101 کاهش یافته است. به نظر می رسد کاهش تعداد جمعیت خانوارهای دسته جمعی که معمولا اغلب آنها را مردان تشکیل می دهند، همچنین خروج تعداد قابل ملاحظه ای از اتباع خارجی از کشور که اغلب آنان را مردان جوان تابعه کشور افغانستان و عراق تشکیل می دادند از جمله دلایل موثر بر کاهش نسبت جنسی جمعیت کشور باشد.

بررسي كمي جمعيت جهان نشان ميدهد كه در چند دهه اخير، تعداد جمعيت به سرعت در حال افزايش بوده و از 5/2 ميليارد نفر در سال 1950 ميلادي (1331 شمسي) به 9/6 ميليارد نفر در سال 2010 (13۹۰ شمسي) رسيده است و پيشبيني ميشود در سال 2050 يعني 40 سال آینده به 5/9 ميليارد نفر برسد.
بر پايه برآوردهاي انجام شده در سال 2010 میلادی توزيع جغرافيايي جمعيت جهان در قارهها از نظر كميت متفاوت است. بيشترين جمعيت جهان يعني 157/4 ميليارد نفر در قاره آسيا زندگي ميكنند. به عبارت ديگر 3/60 درصد از كل جمعيت جهان در آسيا ساكن هستند پس از آن به ترتيب قاره آفريقا 03/1 ميليارد نفر، آمريكا 929 ميليون نفر، اروپا 739 ميليون نفر و اقيانوسيه 37 ميليون نفر جمعيت را درون خود جاي دادهاند.
در سال 2010 میلادی در بين 224 كشور جهان، ايران بیست و یکمین كشور پرجمعيت جهان بوده( با جمعیت ۷۵۱۴۹۶۶۹ نفر) و 2 درصد از جمعیت جهان را درون خود جای داده است.
زمان دو برابر شدن جمعیت یکی از مهمترین و گویاترین پارامترهای تحول جمعیت است. گرچه در ظاهر تفاوتهای اندک در میزان رشد جمعیت جوامع مختلف یا دوره های زمانی یک منطقه ملاحظه میشود، اما اهمیت آن در طی دورهای از زمان قابل درک است. بررسیها نشان میدهد براساس متوسط رشد سالیانه مشاهده شده، در فاصله سالهای 1355 و 1345 زمان لازم برای دو برابر شدن جمعیت ایران23 سال است. با احتساب متوسط رشد سالیانه بین سالهای 1345 و 1355 در حدود 26 سال و با رشد بین سالهای 1355 و 1365 معادل 18 سال و با استفاده از رشد سالیانه 1365 و 1375 معادل 35 سال و بالاخره با کمک متوسط رشد در فاصله سالهای 1375 و 1385 این زمان درحدود 43 برآورد میشود. مدت زمان دو برابر شدن جمعیت کشور با توجه به رشد 1.29 درصد در سال (دوره 90-1385 ) برابر 54 سال میباشد.

اهمیت ارقام فوق را هنگامی می توان فهمید که به زمان دو برابرشدن جمعیت جهان توجه شود. جمعیت ایران از حدود 19 میلیون نفر در سال 1335 بالغ بر 75 میلیون نفر در سال 1390 افزایش یافته و به بیان دیگر در فاصله 55 سال جمعیت کشور4 برابر شده است. درحالیکه جمعیت جهان در همین فاصله زمانی 6/2 برابر شده است. به عبارت ديگر سرعت رشد جمعيت ايران بيش از سرعت رشد جمعيت جهان بوده است.
میزان باروری عمومی گروه های سنی در ایران در طی 25 سال اخیر تغییرات قابل ملاحظه ای را نشان می دهد. این میزانها از سالهای 1365 تا 1390 برای همهی گروه های سنی کاهش یافته است. نکته قابل توجه این است که در سال 1365 تا 1375 ، اوج سن باروری در گروه سنی 20-24 سال بوده که از سال 1385 به گروه سنی 29-25 سال تغییر یافته است. همچنین در سال های 1385 و 139۰ میزان باروری عمومی در گروه های سنی 35-39 به بعد به سرعت کاهش یافته است. به نظر می رسد از جمله عوامل موثر در این امر تغییرات اساسی در ساختار اجتماعی و فرهنگی کشور در دهه های اخیر باشد.
به عبارتي مي توان گفت كه در سال 1365، الگوي باروري ايران در وضعيت الگوي باروري طبيعي يا جوامع "غيرمالتوسي" قرار داشته و در سال 1375 به الگوی جوامع "مالتوسی" نزدیک شده و در سال های 1385و 1390 به طور کلی الگوي باروري كشور به الگوي جوامع "مالتوسي" يا جوامع داراي باروري كنترل شده تغيير شكل داده است.
توضیح این که درصورتی که جامعه ای بخواهد بر وضعیت باروری زنان خود تاثیر بگذارد، نمی تواند از انجام چنین مطالعاتی بی نیاز باشد.

در فواصل سالهای 1390-1385 تعداد خانوارهای کشور از 5/17میلیون به 18/21 میلیون خانوار رسیده است. طی این مدت تعداد خانوارهای کل کشور بیش از 21/1 برابرشده است. این موضوع درحالی است که تعداد خانوارهای شهری 24/1 برابر و تعداد خانوارهای روستایی 13/1 برابر شده است.
در سالهای اخیر کاهش محسوسی در بعد خانوار اعم از نقاط شهری و روستایی ملاحظه میشود. در توجیه این موضوع میتوان گفت امروزه ساختار سنی جوان جمعیت کشور باعث تشکیل خانوادههای نوپا و شکستهشدن خانوارها شده است. در کنار این واقعیت عواملي دیگری چون شهرنشيني و متعاقب آن تغيير الگوي زندگي (مثلاً تغيير الگوي مسكن از واحدهاي مسكوني گسترده به آپارتمان نشيني)، رشد انگيزههاي فردگرايانه، کاهش قدرت اقتصادي خانوارها و درنتیجه کاهش انگیزه برای داشتن فرزند کمتر را نمیتوان نادیده گرفت. البته، تمایل تعداد قابل توجهای از جوانان و نوجوانان به زندگی انفرادی و مجزا از خانوار خود به دلیل مهاجرت برای تحصیل و یا کار در مکانی به غیر از محل اقامت قبلی و . . .، نیز در کاهش بعد خانوار تاثیرگذار بوده است.
براساس مطالعات انجام شده در مورد خانوار و ترکیب آن در ایران در 5 سال اخیر بر درصد خانوارهاي يك نفره، دو نفره، سه نفره و چهار نفره افزوده شده و از درصد خانوارهاي پنج نفره و بيشتر كاسته شده است.
در حال حاضر ایران در حال گذار از جامعه سنتی به جامعه صنعتی و مدرن میباشد و از جمله ویژگیهای چنین جوامعی تغییر و تحول در ساختار خانواده میباشد. تغییر بافت خانوادهها از نوع گسترده به نوع هستهای و کاهش تعداد فرزندان و ساختار جوان خانواده ها (به دلیل ساختار جوان کشور و تشکیل خانواده های نوپا) از خصوصیات بارز خانوادههای ایرانی امروزی میباشد که آمار و ارقام نیز حاکی از چنین وضعیتی است.
به لحاظ جمعیت شناختی موضوع سرپرست خانوار برحسب جنس از مباحث مهم در برنامهریزی های اجتماعی- اقتصادی میباشد. این موضوع از آن نظر حائز اهمیت است که خانوارهای دارای سرپرست زن، آسیب پذیرتر از خانوارهای دارای سرپرست مرد بوده و به حمایتهای اجتماعی اقتصادی بیشتری نیازمند میباشند.

بررسی جمعیت سرپرست خانوار برحسب جنس در سال های 1385 تا 1390 نشان میدهد که در طی 5 سال اخیر درصد خانوارهای دارای سرپرست زن افزایش یافته است. مطالعات نشان میدهد اغلب زنان سرپرست خانوار، زنان خویش سرپرست (خانوار یک نفره) و در سنین بالاتر از 60 سال می باشند. بديهي است كه اين موضوع ميتواند مربوط به بالاتر بودن اميدزندگي زنان در مقايسه با مردان و عدم تمايل زنان به ازدواج مجدد پس از فوت همسر يا طلاق از همسر باشد.

نتايج حاصل از سرشماری عمـومی نفوس و مسکن از عمدهتـرین و مهمترين راههای شناخت ویژگیهای جمعيتي، اجتماعی و اقتصادي هر كشوري محسوب ميشود كه در نهايت نتايج اين مطالعات در اختيار برنامـهریـزان و سياستگزاران قرار ميگيرد. امروزه در اغلب کشـورهاي جهان سرشماریهای نفوس به فاصلهی 5 یا 10 سال یک بار به مرحلهی اجرا در میآید. مطابـق مادهی 4 قانون مرکز آمار ایران اجرای سرشماری عمومی نفوس و مسکن هر ده سال یکبار اجباری بوده و براساس مصوبه مورخ 24/2/86 هیأت محترم دولت، از سال 1390 به بعد، سرشماری عمومی نفوس و مسکن هر پنج سال یک بار با فرمان رئیس جمهوری اجـرا میشود. سابقهي سرشماري عمومي نفوس و مسكن در ايران مربوط به سالهای1335 ، 1345، 1355،1365 ، 1375و 1385 ميشود و آخرين سرشماري در آبان ماه سال 1390 به مرحله اجرا درآمد.

جمعيت كشور بر اساس نتايج آخرين سرشماري عمومي نفوس و مسكن در سال 1390،تعداد 75,149,669 نفر بوده كه در مقايسه با سرشماري 1385 تعداد 4,653,887 نفر افزايش را نشان ميدهد. به بيان ديگر متوسط رشد سالانه جمعيت كشور در دوره 90-1385، برابر 29/1 درصد بوده است. علی رغم این که در حال حاضر کشور دارای ساختار سنی جمعیت جوانی میباشد و انتظار رشد جمعیتی بیش از 29/1 درصد میرفت (به دلیل موج دوم افزایش جمعیت)، لیکن به نظر میرسد سهم عوامل فرهنگی و اجتماعی نظیر افزايش سطح سواد و تحصيلات جمعيت كشور به ويژه در میان زنان، گسترش شهرنشيني، صنعتي شدن امور، افزايش هزينههاي زندگي، تغيير نگرش و تمايل خانوادهها به ويژه زوجهاي جوان دركاهش تعداد فرزندان، افزايش سطح بهداشت و كاهش سطح مرگ ومير (به ويژه مرگ ومير نوزادان) در كاهش متوسط رشد سالانه جمعيت کشور قویتر بوده است.
نتايج سرشماري1390 نشان ميدهد كه رشد جمعیت نقاط شهری مثبت و در حال افزایش و در مقابل رشد جمعیت نقاط روستایی کشور منفی و در حال کاهش میباشد. به این ترتیب که در پنج سال اخیر متوسط رشد سالانه جمعیت شهری کشور برابر 14/2 درصد و متوسط رشد سالانه جمعیت نقاط روستایی برابر 67/0- درصد بوده است.

مقايسه هرمهاي سني جمعيت ايران در دو سرشماری اخير نشان ميدهد كه جمعيت كشور كه درحال حاضر جمعيت جواني ميباشد، در سالهاي آتي به سوي سالمندي متمايل خواهد شد. به بیانی دیگر در حال حاضر هرم سني جمعيت ايران مراحل اولیه انتقال از مرحله جواني به سالخوردگي است.
نرخ خام مواليد ، از نسبت مواليد زنده بدنيا آمده در يك دوره زماني بر ميانگين جمعيت ميانه همان دوره زماني بدست مي آيد. مقدار این شاخص تحت تاثیر عوامل متعددي از جمله ساختار سني جمعيت، پيش رسي ازدواج، شدت همسر گزيني و شیوه های رایج استفاده از وسايل پيشگيري از باروري در هر جامعهای مي باشد. اين نرخ از 20.5 در هزار در سال 1375 به 19.2 در سال 1385 کاهش یافته است. عليرغم کاهش نرخ موالید طي دهه اخیر، افزايش تعداد موالید از سال های 1384 به بعد آغاز شده و به تدريج نيز بر سرعت آن افزوده مي شود. علاوه بر این با توجه به این که رقم نسبت جنسی در بدو تولد عدد 105 می باشد براساس داده های سازمان ثبت احوال کشور نسبت جنسی در بدو تولد، در سال های 1384 تا 1385، ارقام قابل قبولی به نظر می رسند. این موضوع به این معنی است که گرچه تعداد موالید در سال های اخیر در حال افزایش است اما در میان خانواده های ایرانی، ترجیح جنسیتی وجود ندارد.

شایان ذکر است در سال 2006 میلادی در كشورهاي اروپائي و آسياي شرقي كمترين ميزان ولادت مشاهده شده است به این ترتیب که در کشورهای آلمان، چين، هنگ كنگ و ماكائو هر كدام میزان خام موالید 8 در هزار را تجربه کرده اند. چنانچه ترتيب كشورها را از نظر ميزان ولادت به شكل صعودي درنظر بگيريم، در اين حالت كشوري كه داراي كمترين ميزان ولادت است در مرتبه نخست قرار خواهد گرفت. با توجه به اين ترتيب، ایران با دارا بودن ميزان ولادت 19 درهزار، در رتبه هفتاد و چهارمين كشور قرار ميگيرد.
براساس آمارهای سازمان ثبت احوال کشور تعداد موالید طی سال های 1384 تا 1388 رشد 7/1 درصدی داشته است. این موضوع ناشی از افزایش تعداد مواليد اوایل دهه 1360 است كه همگي آنها اکنون به سن ازدواج و باروري رسيدهاند و درحال حاضر پدیدهی گشتاوری جمعیت را بوجود آوردهاند. كارشناسان بر اين باورند كه موج دوم افزايش جمعیت آغاز شده و دولت بايد بهويژه در برنامهي پنجم توسعه، برای آن هدف گزاری نماید.
تولد حضرت فاطمه زهرا (س) و روز زن بر جمعیت 37 میلیونی زنان ایرانی و نیز بر جمعیت 38 میلیونی مردان ایرانی مبارک باد.
بررسی کمی جمعیت جهان نشان می دهد که در چند دهه اخیر جمعیت به سرعت در حال افزایش بوده است و از 2.5 میلیارد نفر در سال 1950 میلادی به حدود 6.9 میلیارد نفر در سال 2010 میلادی رسیده است در سال جاری از مرز 7 میلیارد نفر گذشت. پیش بینی می شود در سال 2050 میلادی جمعیت جهان به حدود 9.5 میلیارد نفر برسد.
![]()
اگر بخواهیم جمعیت جهان را به تفکیک قاره ها بررسی کنیم در حال حاضر 60 درصد از جمعیت دنیا در آسیا، 15 درصد در قاره آفریقا، 13 درصد در قاره آمریکا، 11 درصد در قاره اروپا و 1 درصد در اقیانوسیه زندگی می کنند. سهم جمعیت ایران از جهان در سال 2010 میلادی 1.1 نفر بوده است و سهم جمعیت ایران در قاره آسیا در سال 2010 میلادی 1.8 نفر بوده است به عبارتی از هر 100 نفر در قاره آسیا 2 نفر را ایرانی ها تشکیل می دهند.
در حال حاضر کشورهای چین و هندوستان از پر جمعیت ترین کشورهای جهان محسوب می شوند بدین ترتیب که از هر 5 نفر جمعیت دنیا یک نفر چینی و از هر 6 نفر جمعیت جهان یک نفر هندی است و ایران رتبه هفدهم را در میان کشورهای جهان دارد. بررسی جمعیت ایران طی نیم قرن اخیر حاکی از آن است که حدود 52 میلیون نفر به جمعیت کشور اضافه شده است و رشد جمعیت کشور طی 50 سال اخیر یکسان نبوده است.

برای مشاهده و شنیدن این گفتگو به لینک زیر مراجعه کنید.
امروزه سرشماري و آمارگيري در اكثر كشورهاي جهان متداول است. کارسرشماري و آمارگيري با وجود دقتي كه در انجام آن به عمل ميآيد با نارساييهايي همراه است و دشواريهايي را دربردارد. به گونهاي كه هنوز براي افرادي كه در عمليات ميداني و اجرايي آمارگيريهاي شركت مينمايند، اين سؤال مطرح ميشود چرا بعد از گذشت 170 سال (زمان صدارت اميركبير) از نخستين سرشماري كه در شهر تهران صورت گرفت و مردم از ترس پرداخت ماليات به دشت وكوه پناه بردند و از ديدگان مأموران آمارگيري پنهان شدند، هنوز هم اين وضعيت در بسياري از موارد ملاحظه ميشود. در مجموع به نظر ميرسد عدم شناخت كافي و آگاهي كم آحاد جامعه نسبت به آمار و آمارگيري، وظايف و اهداف مراكز آماری از جمله مرکز آمار ايران از انجام آمارگيريها و سرشماريها و عدم اعتماد و اطمينان نسبت به کار آمارگيري و بي اعتمادي مردم نسبت به ساير ارگانهاي مختلف دولتي (نظير وزارت اقتصاد و امور دارايي، سازمان تأمين اجتماعي، شهرداري) و تداخل وظايف آنها با وظايف مراكز آماری از جمله بزرگترين مشكلات و ضعفهاي فرهنگ آماري در ميان اقشار مختلف جامعه به شمار ميآيد.
این مطلب در روزنامه ایران سه شنبه ۳ آبان۱۳۹۰ به شماره۴۹۲۲ منتشر شده است.به منظور مشاهده کامل این متن به لینک زیر مراجعه نمایید.
http://www.iran-newspaper.com/1390/8/3/Iran/4922/Page/8/?NewsID=164588

توسعه و پيشرفت آرماني است كه همواره مورد توجه كشورهاي مختلف بوده است. براي دستيابي به توسعه، نياز به برنامهريزي است. با در اختيارداشتن آمار و اطلاعات صحيح، دولت ميتواند نيازهاي جامعه را به درستي تشخيص دهد و سپس برنامههاي توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي را براساس نيازهاي واقعي تنظيم كند. دادههاي مربوط به جمعيت و ويژگيهاي اقتصادي و اجتماعي آن، مجموعهاي از اطلاعات ضروري است كه در برنامهريزيهاي توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي به كار ميرود. دستيابي به اين گونه اطلاعات از راه انجام سرشماريهاي جمعيت ميسر ميشود. در اين سرشماريها، جمعيت به عنوان محور و هدف توسعه، از ابعاد مختلف مورد توجه قرار ميگيرد و اطلاعات تفصيلي باارزشي گردآوري ميشود.
در حال حاضر كشور در مرحلهگذار از جامعه كمتر توسعه يافته به جامعه توسعهيافته است. بديهي است كه در اين رهگذر با تغييرات وسيع اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي روبهرو است و در چنين شرايطي هرقدر بتوان اطلاعات و آمار بهنگامتري در مورد جمعيت و مسكن و خانوار كشور به دست آورد، برنامهريزيها و سياستگذاريها از دقت و اعتبار بيشتري برخوردار خواهند شد لذا براساس مصوبه شماره 26581/ت537147 مورخ 24/2/86 هيأت محترم دولت، انجام سرشماري عمومي نفوس و مسكن سال 1390 در دستور كار مركز آمار ايران قرار گرفت.

این مطلب با همکاری خان صفورا عباسی تهیه شده و در روزنامه ایران به شماره۴۹۱۷ ُ ۲۷ مهرماه ۱۳۹۰ منتشر شده است.برای مشاهده کامل مطلب به لینک زیر مراجعه کنید
http://www.iran-newspaper.com/1390/7/27/Iran/4917/Page/7/Index.htm

کارگاهی آموزشی درباره ی سنجش ناتوانی در تاریخ جون 2001 میلادی در مقر اسکاپ در شهربانکوک برگزار شد. در این کارگاه نیاز به آمارهای ناتوانی برای برنامه ریزی های کشوری و همچنین مقایسه های بین المللی تاکید شد. همچنین به فقر کیفیت داده های مربوط به ناتوانی به ویژه در کشورهای درحال توسعه و عدم وجود معیارهایی برای مقایسه های بین المللی حتی در میان کشورهای در حال توسعه اشاره شد. توضیح داده شد که گروه واشنگتن درباره ی آمارهای ناتوانی برای هدایت دادن به این نیاز مهم شکل گرفته است.
هدف اصلی گروه واشنگتن ارتقاء و هماهنگی بین المللی در منطقه آسیا و اقیانوسیه متمرکز بر آمارهای سلامتی، سنجش متناسب ناتوانی در سرشماری ها و طرح های آماری در سطوح ملی است. علاوه براین هدف عمده این گروه توسعه ابزارهای جمع آوری داده های پایه ای و تدارک اطلاع رسانی درباره ی ناتوانی است به گونه ای که این آمارها در سطح بین المللی قابل مقایسه باشند.
گروه واشنگتن کار خود را با تهیه مجموعه پرسش های کوتاه برای سنجش مناسب آمارهای ناتوانی در سرشماری ها، طرح های آماری یا اشکال دیگری از آمارگیری ها با هدف اولیه سیاست گذاری و ایجاد برابری فرصت ها برای افراد ناتوان آغاز کرد.
براساس تعریف گروه واشنگتن"ناتوانی کنش متقابل وضعیت عملکرد هر فرد با محیط های سیاسی، فرهنگی و فیزیکی وی است. چنانچه محیطی که فرد در آن زندگی می کند، برای دسترسی کامل عملکرد انسانی و متشکل از فرصت های سازش با محیط و مکانیزم های حمایتی تخصیص یابد، افرادی که محدودیت کارکردی در این زمینه ها دارند، ناتوان هستند زیرا آنها قادر نیستند به طور کامل در جامعه مشارکت نمایند."
تمرکز گروه واشنگتن بر طبقه بندی بین المللی کارکردی ناتوانی و بهداشت (ICF) می باشد که توسط سازمان بهداشت جهانی در سال 2001 آماده بهره برداری شد. این کار باعث شد تا زبان مشترک و نقطه مرجع مشترکی در تجزیه و تحلیل های مفهوم سازی ناتوانی حاصل شود.
طبقه بندی بین المللی کارکردی ناتوانی و بهداشت متکی بر دیدگاه مدل آسیب شناختی پزشکی است و تنوعی از پرسش ها را شامل می شود. پرسش اولیه به صورت "آیا شما ناتوانی دارید؟"بود که بررسی ها نشان داد این نوع پرسش رضایت بخش نیست. بنابراین تمرکز سنجش به "تجربه ی مشکل" در عملکرد اصلی و موانع مشارکت تغییر داده شد. روش کار به این ترتیب بود که در ششمین همایش سالانه گروه واشنگتن در کامپالا اوگاندا در سال 2006، نتایج آزمایش های صورت گرفته در زمینه آسیب شناختی پزشکی گزارش شدند و مجموعه پرسش های ناتوانی توسط 23 کشور و 5 شرکت بین المللی در این گردهمایی پیش نویس شدند. این مجموعه شامل شش پرسش در حوزه کارکردی مراقبتی بود:
ü دیدن
ü شنیدن
ü راه رفتن
ü ادارک
ü محافظت شخصی
ü ارتباطات
آخرین نسخه مجموعه پرسش های کوتاه به شرح زیر می باشد:
1. آیا شما مشکلی در دیدن دارید، حتی هنگامی که از عینک استفاده می کنید؟
2. آیا شما مشکلی در شنیدن دارید، حتی هنگامی که از یک وسیله کمک شنوایی استفاده می کنید؟
3. آیا شما مشکلی در راه رفتن و بالارفتن از پله ها دارید؟
4. آیا شما مشکلی در یادآوری و تمرکز دارید؟
5. آیا شما مشکلی در مراقبت شخصی نظیر شستن خود یا لباس هایتان دارید؟
6. آیا در استفاده از زبان رایج تان به طور معمول شما مشکلی در ارتباطات نظیر درک یا تفهیم دیگران دارید؟
هرپرسشی پاسخ چهارگزینه ای دارد شامل:
1. نه هیچ مشکلی
2. بله کمی مشکل
3. بله مقدار زیادی مشکل
4. هرگز نمی توانم انجام دهم
![]()
با توجه به اینکه در تعدادی از کشورها مجموعه پرسش های ناتوانی، در سرشماری ها لحاظ و بررسی شده، گروه واشنگتن درصدد برآمد تا انجام آزمایش پایلوت در 6 کشور ( فیلیپین، کامبوج، قزاقستان، سری لانکا، مالدیو و مغولستان) طرح آماری ناتوانی را با سوالات بیشتر و دقیق تری انجام دهد. در این کارگاه آموزشی بیشتر به روند کار و نتایج حاصله از طرح آماری ناتوانی در این 6 کشور پرداخته شد.
|
همایش " آمار و اطلاعات جمعیتی" روز چهارشنبه مورخ 29/10/89 با حضور دکتر ناظمی اردکانی، معاون وزیر و رئیس سازمان ثبت احوال کشور، مهندس پارسایی، معاون آمار و انفورماتیک، آقای نبوی، معاون دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی و کارشناسان آمار و جمعیت ادارات کل ثبت احوال استانها و 21 وزارتخانه کشور برگزار شد. در این همایش دکتر ناظمی به اهمیت برگزاری این همایش اشاره و به 3 مأموریت مهم سازمان ( ثبت وقایع حیاتی، صدور اسناد هویتی و تولید و انتشار آمار و اطلاعات جمعیتی) تأکید داشتند. مهندس پارسایی نیز در این همایش از اهمیت شماره ملی در شناسایی دقیق هویت افراد و استفاده آن در سرشماری نفوس و مسکن سال 1390 سخن گفتند. در ادامه ایشان در خصوص اثر مکانیزاسیون بر کیفیت جمع آوری داده های ثبتی سخنرانی نمودند. آقای نبوی نیز درباره تولید داده های ثبتی جمعیتی در سازمان ثبت احوال گفتند: سازمان ثبت احوال از دیرباز تا امروز ثبت وقایع حیاتی را انجام داده و به صورت فوق العاده از1374به این مهم پرداخته است. همچنین وی اشاره داشتند درخواست های بسیاری از سوی دستگاه های مختلف کشور، وزارتخانه ها، مراکز علمی و پژوهشی و NGO ها برای دریافت آمار وقایع حیاتی شده است. آقای عباسی، معاون آمار و انفورماتیک استان گلستان در این همایش از تجربیات این استان در مورد همکاری با سایر دستگاهها در جمع آوری و ثبت وقایع حیاتی و همچنین ارائه آمارهای تولید شده صحبت نمودند. خانم فتحی، کارشناس دفتر آمارهای جمعیت، نیروی کار و سرشماری مرکز آمار ایران نیز در این همایش به سخنرانی در مورد آمارهای ثبتی و سرشماری لازم و ملزوم یکدیگرند پرداختند. در پایان این همایش، دکتر محمود مشفق، مدیر گروه جمعیت، محیط زیست و توسعه مرکز مطالعات و پژوهش های آسیا و اقیانوسیه در خصوص نقش و اهمیت ثبت رویدادهای حیاتی در تحقیق و توسعه سخنرانی نمودند. | |
|
گروه خبري : دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی سازمان ثبت احوال کشور |
تاریخ : 1389/11/02
|