در اواسط عملیات میدانی سرشماری، یکی از ماموران زرنگ و مورد اعتماد، تلفنی خبرداد که ساکنان یک بلوک با هم دست به یکی کردند و قرار گذاشته اند که پاسخ مامورسرشماری را به هیچ وجه من الوجوه ندهند و هرچه مامور اصرار کرده بود که بابا!! این کار دولتی است. به نفع همه مردم است و برای برنامه ریزی های مهم مملکتی مورد نیاز است، زیر بار نرفته بودند وگفته بودند که مرغ یک پا داره.

 مامورآمارگیر خیلی دلخور و ناراحت شده بود. بنابراین مسئول گروه مربوطه به محل اعزام وکاشف به عمل آمد، یکی از پیرمردان محله سردسته ی معترضین هست و عنوان می کند که چون قبلا ما پاسخ ماموران سرشماری را داده ایم، هزینه های آبمان بالا رفته و حالا به هیچ وجه آمادگی پاسخگویی به ماموران سرشماری را نداریم، چون باز هم هزینه های آبمان بالا رفته و حالا به هیچ وجه آمادگی پاسخگویی به ماموران سرشماری را نداریم، چون باز هم هزینه های آب از این هم که هست بالاتر می رود و بالاخره مسئول گروه، با ارائه دلایل قابل قبول و مستدلی، به ایشان تفهیم می کند که مسائل سرشماری ارتباطی با هزینه های آب و برق ندارد.  با این وجود پیرمرد، نسبت به تهیه ی یک استشهادنامه محلی اقدام و اهالی به شرط پاسخگوی مسئول گروه می­شوندکه هزینه های آب بالاتر نرود و هزینه های قبلی که زیاد آمده، نیز جبران شود. مسئول گروه موضوع را قبول و نامه­ی آنها را اخذ و برای سازمان آب ارسال می دارد و بدین وسیله نسبت به سرشماری آن بلوک اقدام می شود.

 

 

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۰/۱۲/۰۶ و ساعت 9 |