در طرح آزمایش سرشماری عمومی کارگاهی سال ۱۳۸۱ دفتر ازدواج و طلاقی در منطقه شرق تهران به عنوان کارگاه نمونه انتخاب شده بود. به دفتر مذکور مراجعه نمودیم. یک نفر معمم ظاهرا رئیس آن بود. به محض ورود و سلام و قبل از آنکه صحبتی بکنیم طرف لب به سخن گشود. حالا نگو کی بگو. فرصت حرف زدن را هم به ما نمی داد.من مریضم. همین الان از دکتر آمدم.حال حرف زدن ندارم.دائم تکرار می کرد و می گفت از من زیاد سوال نکنید. من نمی توانم زیاد جواب بدهم.ما تعجب کرده بودیم که این چه مریضی است که این قدر حرف می زند. بالاخره رضایت داد که ما صحبتمان را شروع و خودمان را معرفی کنیم . در مورد سوال اول که در درباره تاریخ فعالیت بود توضیحات لازم را داد. اما در مورد شماره تلفن دفتر با بی حوصلگی گفت: سوال بعدی؟! بعد با تمسخر گفت: شما اول سوال های انحرافی را می کنید تا بعد جواب سوال های اساسیتان را بگیرید. بالاخره طرف جواب سوال های بعدی ما را نداد و مرتب طفره می رفت. ما از ایشان تشکر کردیم ولی موقع خداحافظی با دودلی اظهار داشت : راستش را بگویید شما از اداره مالیات نیامده بودید؟!! که ما در جواب گفتیم از شما بعید است شما که فرد تحصیکرده و دانشجوی دکتری حقوق هستید؟!!!!!!!!!!!!! از طرف دیگر ما اهداف خود را برای شما گفتیم و معرفی نامه های خود را نیز به شما نشان دادیم. طرف که دلخور شده بودُ پاسخ داد : می دانید؟؟!! آخر به نام های دیگر به ما مراجعه می کنند ولی از اداره دارایی و یا شهرداری سردر می آوردند.

 

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۱/۰۷/۲۳ و ساعت 11 |

 

در فواصل سال­های 1390-1385 تعداد خانوارهای کشور از 5/17میلیون به 18/21 میلیون خانوار رسیده است. طی این مدت تعداد خانوارهای کل کشور بیش از 21/1 برابرشده است. این موضوع درحالی است که تعداد خانوارهای شهری 24/1 برابر و تعداد خانوارهای روستایی 13/1 برابر شده است.

 

در سال­های اخیر کاهش محسوسی در بعد خانوار اعم از نقاط شهری و روستایی ملاحظه می­شود. در توجیه این موضوع می­توان گفت امروزه ساختار سنی جوان جمعیت کشور باعث تشکیل خانواده­های نوپا و  شکسته­شدن خانوارها شده است. در کنار این واقعیت عواملي دیگری چون شهرنشيني و متعاقب آن تغيير الگوي زندگي (مثلاً تغيير الگوي مسكن از واحدهاي مسكوني گسترده به آپارتمان نشيني)، رشد انگيزه‏‏هاي فردگرايانه، کاهش قدرت اقتصادي خانوارها و درنتیجه کاهش انگیزه برای داشتن فرزند کمتر را نمی­توان نادیده گرفت. البته، تمایل تعداد قابل توجه­ای از جوانان و نوجوانان به زندگی انفرادی و مجزا از خانوار خود به دلیل مهاجرت برای تحصیل و یا کار در مکانی به غیر از محل اقامت قبلی و . . .، نیز در کاهش بعد خانوار تاثیرگذار بوده است.

براساس مطالعات انجام شده در مورد خانوار و ترکیب آن در ایران در 5 سال اخیر بر درصد خانوارهاي يك نفره، دو نفره، سه نفره و چهار نفره افزوده شده و از درصد خانوارهاي پنج نفره و بيشتر كاسته شده است.

در حال حاضر ایران در حال گذار از جامعه سنتی به جامعه صنعتی و مدرن می­باشد و از جمله ویژگی­های چنین جوامعی تغییر و تحول در ساختار خانواده می­باشد. تغییر بافت خانواده­ها از نوع گسترده به نوع هسته­ای و کاهش تعداد فرزندان و ساختار جوان خانواده ها (به دلیل ساختار جوان کشور و تشکیل خانواده های نوپا) از خصوصیات بارز خانواده­های ایرانی امروزی می­باشد که آمار و ارقام نیز حاکی از چنین وضعیتی است.

 به لحاظ جمعیت شناختی موضوع سرپرست خانوار برحسب جنس از مباحث مهم در برنامه­ریزی های اجتماعی- اقتصادی می­باشد. این موضوع از آن نظر حائز اهمیت است که خانوارهای دارای سرپرست زن، آسیب پذیرتر از خانوارهای دارای سرپرست مرد بوده و به حمایت­های اجتماعی اقتصادی بیشتری نیازمند می­باشند.

 

بررسی جمعیت سرپرست خانوار برحسب جنس در سال های 1385 تا 1390 نشان می­دهد که در طی 5 سال اخیر درصد خانوارهای دارای سرپرست زن افزایش یافته است. مطالعات نشان می­دهد اغلب زنان سرپرست خانوار، زنان خویش سرپرست (خانوار یک نفره) و در سنین بالاتر از 60 سال می باشند. بديهي است كه اين موضوع مي‌تواند مربوط به بالاتر بودن اميدزندگي زنان در مقايسه با مردان و عدم تمايل زنان به ازدواج مجدد پس از فوت همسر يا طلاق از همسر باشد.

 

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۱/۰۷/۰۵ و ساعت 11 |