
بيكاري به عنوان يك مسئله اجتماعي و اقتصادي زماني مطرح ميشود كه در يك جامعه تعداد زيادي از افراد واقع در سن كار نتوانند براي مدت معيني شغلي بدست آورند. بيكاري را ميتوان به منزله شمشير دو لبهاي تلقي نمود كه يك لبه آن عوارض سويي را به جامعه وارد كرده و رشد و توسعه اقتصادي را به تاخير مياندازد و لبهي ديگر آن جنبه فردي داشته و بر اعتماد به نفس و بهداشت رواني فرد تاثير منفي دارد. از آن جايي كه شناخت ويژگيهاي اجتماعي جمعيت بيكار ميتواند براي هر گونه برنامهريزي و سياستگزاري مفيد واقع شود. اين مطالعه به بررسي و مقايسه ابعاد اجتماعي جمعيت بيكار ايران براساس نتايج طرح نيرويكار در سالهاي 1384 و 1392 ميپردازد. روش بررسي توصيفي و كتابخانهاي ميباشد. به منظور توصيف دقيقتر سعي شده خصوصيات اجتماعي جامعه بيكار بر روي ساختار و تركيب جمعيت مورد مطالعه به تصوير كشيده و تحليل شود.

بررسي حاضر نشان ميدهد نرخ بیکاری در بين جوانان ایرانی به ویژه زنان جوان ايراني قابل ملاحظه است. نرخ بيكاري در مناطق شهري بيش از مناطق روستايي است. نكته قابل توجه اين كه نرخ بيكاري جمعيت 10 ساله و بيشتر در سالهاي 1384 تا سال 1392 از 11.5 درصد به 10.4 درصد كاهش يافته اما نرخ بيكاري جوانان 24-15 ساله در طي اين سالها از 23.3 درصد به 24.0 درصد افزايش يافته است. اين افزايش ناشي از افزايش نرخ بيكاري جوانان در مناطق روستايي ميباشد. به طوري كه نرخ بيكاري جوانان روستايي از 13.6 درصد در سال 1384 به 16.1 درصد در سال 1392 افزايش يافته است.

درصد قابل ملاحظهاي از افراد بيكار از نظر وضع سواد، باسواد ميباشند. نرخ باسوادي جمعيت بيكار از 96.4 درصد در سال 1384 به 97.5 درصد در سال 1392 افزايش يافته است. همچنين در طي اين سالها سهم بيكاران داراي تحصيلات عالي در بين جامعهي بيكاران باسواد با حدود 22 درصد افزايش از 20.6 درصد به 42.4 درصد رسيده است كه عدد قابل تأملي ميباشد.

اغلب بيكاران از نظر وضع تاهل، در طبقه هرگز ازدواج نكرده قرار ميگيرند به طوري كه وضع زناشويي 62.2 درصد از افراد بيكار در سال 1384 و 1392 هرگز ازدواج نكرده گزارش شده است.

در تحليل تغييرات نرخ بيكاري سالهاي اخير شايد بتوان گفت در دهههاي اخير تغییرات عمدهای در ساختار و تركيب جمعیت ایران ايجاد شد به گونهاي كه پدیدهی تورم جوانی جمعیت در اوسط دهه 1380 به وقوع پيوست. پس از آن فرصتی مغتنمي در ساختمان جمعيت شكل گرفت که از آن به عنوان "پنجرهی جمعیتی فرصتها" یاد میشود. در چنین شرایطی زيرساختهاي مناسب براي ورود جوانان به بازار كار فراهم نشد، در نتيجه نرخ بيكاري رو به افزايش گذاشت و اين فرصت و "هديه جمعيتي" ممکن است تبديل به " تهديد جمعيتي" شود. بديهي است كاهش نرخ بیکاری به ویژه بیکاری جوانان تحصيل كرده از جمله عوامل موثر در توسعه منابع انساني و توسعهي پايدار ميباشد. زيرا عقيده بر اين است كه به كارگيري نيروي جوان كارامد و متخصص اقتصاد كشور را متحول خواهد ساخت. گرچه در سالهاي اخير تمهيداتي درخصوص كاهش اين نرخ صورت پذيرفته است، اما لازم است كه سرعت اين تمهيدات و تصميمگيريها شتاب بيشتري به خود بگيرد.

اين مقاله كاري است مشترك با سركار خانم نرگس سادات موسي كاظمي كه در اولين همايش اقتصاد ايران در دي ماه 1393 به صورت پوستر ارائه شد.

