
با اهميت يافتن بعد كمي و كيفي جمعيت كشور، در سالهاي اخير بحث هاي زيادي در رابطه با موضوع افزايش سن ازدواج و كاهش تعداد فرزندان مطرح شده است. به گونه اي كه در بسياري از موارد بحث افزايش تعداد خانواده هاي بدون فرزند و نيز خانواده هاي تك فرزند به عنوان مباحث جدي و نگران كننده تلقي شده و بسياري از منتقدان، مخاطرات اين پديده را گوشزد كرده اند. به نظر مي رسد در بررسي موضوع از ديد علمي لازم است از يك سو به ساختار و تركيب جمعيت جوان كشور و نيز تغييرات و تحولات اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي و ... اخير ايران، توجه كرد. از سوي ديگر با استفاده از آمارهاي رسمي موجود در كشور موضوع را تحليل نموده و درعين حال به تعاريف و مفاهيم توجه خاص نمود. لذا در اين مختصر سعي مي نمايد با استفاده از نتايج سرشماري عمومي نفوس و مسكن 1390 به مطالعه و بررسي موضوع از ديدگاه آمار رسمي بپردازد.

براساس نتايج سرشماري عمومي نفوس و مسكن 1390 بيش از نيمي از زنان ايران حداقل يك بار ازدواج كرده داراي 3 فرزند و بيشتر هستند. حدود يك چهارم داراي 2 فرزند و كمتر از يك چهارم ديگر 1 فرزند دارند. اغلب زنان تك فرزند، جوان (25-29 ساله) بوده و هنوز فرصت لازم براي تجربه فرزند دوم را دارند.

به موازات افزایش میانگین سن در اولین ازدواج، میانگین سن فرزند آوری زنان نیز افزایش یافته است. با توجه به عمومیت سوادآموزی و افزايش سطح تحصيلات زنان و گرايش آنها به مشارکت در بازار کار و در نتیجه ارتقاي پايگاه اجتماعي- اقتصادي زنان این موضع کاملاً بدیهی و قابل انتظار به نظر میرسد.

متن كامل اين مقاله در سيزدهمين شماره دو ماهنامه آمار مرداد و شهريور 94 به چاپ رسيده است. براي مشاهده متن كامل مقاله به آدرس زير مراحعه نماييد:
http://amar.srtc.ac.ir/browse.php?slc_lang=fa&slc_sid=1&cur=1

