اولین و مهم‌ترین منبع تعیین‌کننده‌ی شمار و توزیع جمعیت و نیز ساختار و ترکیب جمعیت؛ »نتایج سرشماری‌های عمومی نفوس و مسکن« است، آمار ثبتی موالید و مرگ که از داده‌های ثبت احوال تولید می‌شود به‌عنوان اطلاعات کمکی در کنار داده‌های سرشماری قرار می‌گیرد. »داده‌های سرشماری (همراه با دیگر آمارها) مانند عدسی‌هایی هستند که به وسیله‌ی آنها می‌توان تصاویری از جامعه ارائه داد. قدرت نهفته در پشت ارقام سرشماری را می‌توان با واکنش افراد به یافته‌های سرشماری سنجید« (جان ویکس،۱۹۹۴: ۱۳۲).

امروزه در اغلب کشـورهای جهان سرشماری‌های نفوس به فاصله‌ی ۵ یا ۱۰ سال یک‌‌بار به مرحله‌ی اجرا در می‌آید. در ایران نـیز سرشمـاری عمومی نفوس و مسکن مطابـق ماده‌ی ۴ قانون مرکز آمار ایران، هر ده‌سال یک‌بار با فرمان رئیس جمهوری اجـرا می‌شود. سرشماری‌های عمومی نفوس و مسکن ایران در سال‌های ۱۳۳۵، ۱۳۴۵، ۱۳۵۵، ۱۳۶۵، ۱۳۷۵، ۱۳۸۵ و ۱۳۹۰ و آخرین سرشماری نیز در مهر و آبان سال ۱۳۹۵ به مرحله‌ی اجرا در آمد. 

شایان ذکر است که در کشورهای در حال توسعه به دلیل شتاب زیاد تغییرات، اکثر برنامه‌ها، کوتاه‌مدت است و برای بهنگام کردن آمار و اطلاعات مورد نیاز برنامه‌ریزی‌ها تلاش مضاعفی باید انجام پذیرد. در حال حاضر کشور در مرحله‌ی گذار از جامعه‌ی کم‌تر توسعه‌یافته به جامعه‌ی توسعه‌یافته است. بدیهی است که در این رهگذر با تغییرات وسیع اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی روبه‌رو است و در چنین شرایطی هر قدر بتوان اطلاعات و آمار بهنگام‌تری در مورد جمعیت و مسکن و خانوار کشور به‌دست آورد، برنامه‌ریزی‌ها و سیاست‌گذاری‌ها از دقت و اعتبار بیش‌تری برخوردار خواهند شد. تحولات جمعیتی، افزایش دقت براوردها و پیش‌بینی‌های جمعیتی، تعیین جمعیت بر اساس تقسیمات کشوری جدید، بررسی عرضه و تقاضای واحدهای مسکونی، بررسی وضعیت فارغ‌التحصیلان آموزش عالی و ارزیابی برنامه‌ها‌ی ۵ ساله‌ی توسعه‌ی اقتصادی اجتماعی کشور از دلایل عمده‌ی اجرای سرشماری پنج‌ساله در ایران بوده است.

خلاصه این که نتایج مطالعات جمعیت‌شناختی که به طور عمده از سرشماری‌های عمومی نفوس و مسکن و آمارهای جمعیتی حاصل می‌شوند، زیربنای برنامه‌ریزی‌ها و سیاست‌گذاری‌های خرد و کلان هر سرزمینی به شمار می‌آیند. بدیهی است که برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری بدون توجه به آمارهای جمعیتی جدید و به روز می‌تواند صدمات جبران‌ناپذیری را به سرمایه و ثروت ملی وارد نماید. این مختصر برخی از شاخص‌های مهم جمعیتی ایران را با استفاده از نتایج دو سرشماری اخیر به تصویر می‌کشد.

اين مقاله كاري است مشترك با سركار خانم بهناز سرخيل كه در دو ماهنامه آمار جلد5 شماره 5 به آدرس زير منتشر شده است:

http://amar.srtc.ac.ir/article-1-332-fa.html

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۷/۰۷/۰۷ و ساعت 8 |

محاسبه ميزان باروري كل ايران با روش فرزندان خود با استفاده از نتايج سرشماري عمومي نفوس و مسكن 1395 نشان مي­ دهد، ميزان باروري كل ايران به طور مقطعي به سطحي بالاتر از سطح جانشيني رسيده است(2/11 فرزند). اما انتظار مي­ رود اين رقم در سال ­هاي آتي به پايين تر از سطح جانشيني برسد.

بررسي ميزان باروري كل بر حسب سطح تحصيلات زنان نشان مي ­دهد افراد داراي تحصيلات پايين تر باروري بالاتري دارند. ميزان باروري كل كشور در سطح باروري تقريبا ديپلم است(نمودار 1).

 

نمودار 1- میزان باروری کل، برحسب سطح تحصیلات، كل كشور: براساس نتایج سرشماری 1395

 الگوي باروري نيز نشان مي ­دهد زنان بي سواد و كم سواد زودتر وارد دوران بارداري شده و ديرتر از اين دوره خارج مي­ شوند. در مقابل هر چه زنان از تحصيلات بالاتري برخوردارند ديرتر فرزند مي­ آورند. الگوي باروري كشور نيز بين سطح الگوي باروي ديپلم  و ليسانس قرار گرفته است (نمودار2).

نمودار2- میزان باروری ویژه سنی کل کشور برحسب سطح تحصیلات زنان: 1395

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۷/۰۷/۰۱ و ساعت 7 |