
براساس تعريف مرکز آمار ایران "خانوار معمولی از چند نفر تشكیل میشود كه با هم در یك اقامتگاه زندگی میكنند، با یكدیگر هم خرج هستند و معمولاً با هم غذا میخورند. در مواردی خانوار معمولی می تواند یك نفره باشد. "

مطالعات نشان می دهد در فواصل سال های 95-1335 تعداد خانوارهای کشور از 3/99 میلیون به 24/19 ميليون خانوار افزایش یافته است. طی این مدت تعداد خانوارهای کل کشور حدود 6/1 برابر شده است. این موضوع درحالی است که تعداد خانوارهای شهری بیش از 14 برابر و تعداد خانوارهای روستایی بیش از 2 برابر شده است.

بعد خانوار عبارت است از متوسط تعداد افراد در خانوار و از تقسیم تعداد جمعیت به تعداد کل خانوار حاصل می شود. متوسط تعداد افراد خانوار طی این مدت با نوساناتی همراه بوده است. در دهه اخیر کاهش محسوسی در بعد خانوار اعم از نقاط شهری و روستایی ملاحظه می شود.

در گذشته داشتن فرزندان زیاد برای اداره ی مزرعه خانوادگی، یك نعمت اقتصادی محسوب می شد و از این رو خانواده هایی كه صاحب فرزندان بیشتری (به ویژه فرزندان ذكور) بودند، از نیروی كار و قدرت بیشتری نیز برخوردار می شدند و متعاقب آن به امنیت اقتصادی و سیاسی بالاتری نیز دست می یافتند. اما امروزه با رشد شهرنشینی و انتقال از جامعه روستایی و كشاورزی (نسبت شهرنشینی كشور در سال 133۵، 4/31 درصد بوده است) به یك جامعه شهری و چه بسا صنعتی (نسبت شهرنشینی در سال 1395 به 74 درصد افزایش یافته است) نه تنها تأمین اقتصادی با داشتن فرزندان بیشتر و خانواده های گسترده (شامل پدربزرگ، مادربزرگ و ...) مشكل تر شده، بلكه ضریب مطلوبیت آنها نیز در تابع رفاه نان آوران خانواده (پدر و مادر) كمتر شده است، به این مفهوم كه افراد، ضریب مطلوبیت بیشتری به رفاه خودشان می دهند و بر این باورند كه با كاهش بار تكفل می توانند به سطح رفاه بالاتری نائل آیند. امروزه عواملی چون شهرنشینی و متعاقب آن تغییر الگوی زندگی (مثلاً تغییر الگوی مسكن از واحدهای مسكونی گسترده به آپارتمان نشینی)، رشد انگیزه های فردگرایانه، قدرت اقتصادی پایین خانواده و ریسك ناشی از بار تكفل بیشتر و. . .، باعث هسته ای 1 شدن خانواده و كاهش بعد خانوار در كشور شده است.

[1] خانوادهاي است متشكل از حداكثر دو نسل يعني پدر و مادر و فرزندان مجرد آنها.

