از زمان پيدايش انسان بر روي زمين، زن و مرد هر دو كار مي كردند و تقسيم كار بر حسب سن و جنس از سوي مردم شناسان و فرهنگ شناسان در ميان اقوام مختلف مورد توجه قرار گرفته است. تا شروع قرن بيستم هنگاميكه بيشتر مردان در مزارع به كار اشتغال داشتند، زنان نه تنها كليه امور مربوط به منزل را عهده دار بودند، بلكه به موازات آن در مزارع نيز كار مي كردند. اين روند ادامه داشت تا اينكه در قرن بيستم (پس از انقلاب صنعتي) تدريجاً“ زنان به سوي بخش هاي صنعتي، اداري و خدماتي روي آوردند. در جنگ جهاني دوم و در طول شكوفايي اقتصادي طي سال هاي 1960-1950 تعداد زنان مزدبگير افزايش قابل توجهي يافت.

در جهان غرب، حركت هاي فمنيستي(5) برای نخستين بار در دهه 1630 آغازشد و به عنوان يك جريان باريك ولي مستمر ادامه پيدا كرد. اما از 1780 تا زمان كنوني نوشته هاي فمنيستي بصورت يك كوشش دسته جمعي درآمده است. اعلام سال 1976 به عنوان «سال جهاني زن» و در پي آن اعلام «دهه زن» از سوي سازمان ملل متحد توجه جهانيان را به نقش انكارناپذير زنان در توسعه جلب كرد و انگيزه هاي لازم را در سازمان هاي بين المللي و بسياري از حكومت ها به منظور تلاش در رفع تبعيض از زنان بوجود آورد. در همين زمان و به خصوص بعد از اعلام «سال زن» حجم عظيمي از تحقيقات زنان در توسعه WID (Women In Development) به بررسي مسائل خاص زنان از ديدگاه هاي گوناگون پرداختند.

مطالعات نشان می دهد در حال حاضر ايران در سطح جهاني و حتي در ميان كشورهائي كه داراي توسعه انساني متوسط اند، پايين ترين نسبت اشتغال را دارا مي باشد. حال با توجه به اينكه در دوران نوسازي و بازسازي اقتصادي – اجتماعي پس از جنگ تحميلي به سر مي بريم و نيز به دليل اينكه دولتمردان جمهوري اسلامي ايران درصددند كه همگام با توسعه اقتصادي اجتماعي و فرهنگي كشور به اشتغال زنان توجه و اهميتي بيشتر از گذشته اعمال نمايند و نيز به علت اينكه :
1. تاكنون هيچ گونه تحقيق جمعيت شناختي به صورت مقايسه اي در مورد اشتغال زنان در دوران قبل و بعد از انقلاب اسلامي ايران صورت نگرفته است.
2. به دليل اهميت اين نوع تحقيقات براي برنامه ريزي هاي خرد و كلان در سطح كشور، سعي مي شود تا اشتغال زنان در طول چهار دوره سرشماري (45،55،65،1375) با دقت، مورد كنكاش و بررسي قرار گيرد. تغييرات و دگرگوني هاي اشتغال زنان در اين دوره 30 ساله را بررسي نموده و نشان دهد كه اين تغييرات و تحولات در دوران قبل از انقلاب اسلامي ايران ( سرشماري هاي 1345 و 1355) و دوران بعد از انقلاب اسلامي كه خود شامل دو دوره جنگ تحميلي (سرشماري 1365) و نوسازي و بازسازي اقتصادي (سرشماري 1375) است، به چه نحو بوده است.
روش تحقيق، مطالعه ی كتابخانه اي و مشاهده ی اسنادي ( مشاهده ی غيرمستقیم) است. در این تحقیقی در مرحله نخست، اطلاعات لازم، از سرشماري ها و نشريات بويژه جداول منتشره توسط مركز آمار ايران و سازمان برنامه و بودجه و امور مشاركت بانوان و يونيسف و سازمان اسناد و مدارك علمي ايران و دفتر توسعه فعاليت هاي زنان روستائي، جمع آوري و به منظور سهولت تجزيه و تحليل در جداول و نماگرهاي مختلف طبقه بندي و توصيف شده اند.
در مرحله دوم روابط بين متغييرهاي مورد بررسي در پژوهش بررسي و توصيف شده و سپس با مراجعه به چارچوب تئوريك كار مورد تحليل قرار گرفته است.

در مجموع مي توان چنين نتيجه گرفت
1. تواناسازي زنان ودختران از طريق ارتقاء آموزش و مهارت هاي شغلي امري بسيار حياتي براي توسعه پايدار است. پژوهش حاضر نشان مي دهد كه افزايش نسبت زنان شاغل داراي تحصيلات عالي در دهه اخير، در افزايش مشاركت آنان در مشاغل علمي و تخصصي و مديريتي مؤثر مي باشد.
2. اين پژوهش نشان مي دهد كه كاهش نسبت اشتغال زنان (با وجود اجراي برنامه هاي سوادآموزي زنان و افزايش نسبت باسوادي آنان) ، در دوران جنگ تحميلي، در افزايش ميزان باروري كل TFR مؤثر بوده است.
3. برنامه هاي سوادآموزي و اشتغال در دوران بازسازي اقتصادي كشور(سال 1375 و در هر دو منطقه شهر و روستا) در كاهش ميزان باروري كل TFR مؤثر واقع شده است.
4. افزايش نسبت باسوادي و برنامه هاي سوادآموزي زنان در كشور(به تنهائي) نمي تواند، در استقلال مالي زنان نقش اساسي و تعيين كننده را بازي نمايد. بنابراين لازم است كه به همراه اجراي برنامه هاي سوادآموزي زنان، سطح تخصص آنان، بيش از گذشته فراهم آيد، تا بانوان جامعه ما نيز بتوانند به حقوق خود آگاهي بيشتري يابند. به اين ترتيب آموزش متناسب، موجب تواناسازي روزافزون زنان دركسب درآمد مستقل و درنتيجه بالارفتن جايگاه آنان در جامعه و مشاركت بيشتر آنها
در تصميم گيري هاي خانوادگي از جمله تصميم گيري در برنامه هاي تنظيم خانواده گردد.
(5) واژه «فمنيسم» براي اولين بار، در سال 1873 وارد زبان فرانسه شد. فرهنگ لغت «بر»، اين مفهوم را چنين تعريف مي كند : «آئيني كه طرفدار گسترش حقوق و نقش زن در جامعه است». (ميشل، آندره – جنبش اجتماعي زنان – ترجمه هما زنجاني زاده – نشر نيكا- مشهد – چاپ اول- 1372- ص 11)

