امروزه سرشماري و آمارگيري در اكثر كشورهاي جهان متداول

 مي باشد. کار سرشماري و آمارگيري با وجود دقتي كه در انجام آن

 به عمل مي­آيد با نارسائي­هايي همراه است و دشواري­هايي را

در بردارد. مرکزآمار ايران نيز در امر آمارگيري با مشكلات عديده اي

 مواجه مي باشد. به گونه اي كه هنوز براي افرادي كه در عمليات

ميداني و اجرايي آمارگيري­هاي مركز آمار ايران شركت مي نمايند،

 اين سؤال مطرح مي شود چرا بعد از گذشت 160 سال (زمان

صدارت اميركبير) از اولين سرشماري كه در شهر تهران صورت

 گرفت و مردم از ترس پرداخت ماليات به دشت وكوه پناه بردند و

 از ديدگان مأموران آمارگيري پنهان شدند، هنوز هم اين وضعيت در

 بسياري از موارد ملاحظه مي­شود. در مجموع به نظر مي­رسد

 عدم شناخت كافي و آگاهي كم مردم نسبت به آمار و آمارگيري،

 وظايف و  اهداف مركز آمار ايران از  انجام آمارگيري­ها و سرشماري­ها

 و عدم اعتماد و اطمينان نسبت به کار آمارگيري و بي اعتمادي مردم

 نسبت به ساير ارگان­هاي مختلف دولتي (نظير وزارت اقتصاد و امور

 دارائي، سازمان تأمين اجتماعي، شهرداري) و تداخل وظايف آنها با

 وظايف مركز آمار ايران از جمله بزرگترين مشكلات و ضعف­هاي

 فرهنگ آماري در ميان اقشار مختلف جامعه به شمار مي آيد.

این مقاله در مسابقه اولین همایش بزرگداشت روز جهانی آمار در دانشگاه اصفهان در آبان ماه ۱۳۸۹ ارائه و به عنوان مقاله برتر برگزیده شد.

 
+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۰/۰۲/۲۱ و ساعت 8 |

از زمان پيدايش انسان بر روي زمين، زن و مرد هر دو كار مي كردند و تقسيم كار بر حسب سن و جنس از سوي مردم شناسان و فرهنگ شناسان در ميان اقوام مختلف مورد توجه قرار گرفته است. تا شروع قرن بيستم هنگاميكه بيشتر مردان در مزارع به كار اشتغال داشتند، زنان نه تنها كليه امور مربوط به منزل را عهده دار بودند، بلكه به موازات آن در مزارع نيز كار مي كردند. اين روند ادامه داشت تا اينكه در قرن بيستم (پس از انقلاب صنعتي) تدريجاً“ زنان به سوي بخش هاي صنعتي، اداري و خدماتي روي آوردند. در جنگ جهاني دوم و در طول شكوفايي اقتصادي طي سال هاي 1960-1950 تعداد زنان مزدبگير افزايش قابل توجهي يافت.

در جهان غرب، حركت هاي فمنيستي(5) برای  نخستين بار در دهه 1630 آغازشد و به عنوان يك جريان باريك ولي مستمر ادامه پيدا كرد. اما از 1780 تا زمان كنوني نوشته هاي فمنيستي بصورت يك كوشش دسته جمعي درآمده است. اعلام سال 1976 به عنوان «سال جهاني زن» و در پي آن اعلام «دهه زن» از سوي سازمان ملل متحد توجه جهانيان را به نقش انكارناپذير زنان در توسعه جلب كرد و انگيزه هاي لازم را در سازمان هاي بين المللي و بسياري از حكومت ها به منظور تلاش در رفع تبعيض از زنان بوجود آورد. در همين زمان و به خصوص بعد از اعلام «سال زن» حجم عظيمي از تحقيقات زنان در توسعه  WID (Women In Development) به بررسي مسائل خاص زنان از ديدگاه هاي گوناگون پرداختند.

مطالعات نشان می دهد در حال حاضر ايران در سطح جهاني و حتي در ميان كشورهائي كه داراي توسعه انساني متوسط اند، پايين ترين نسبت اشتغال را دارا مي باشد. حال با توجه به اينكه در دوران نوسازي و بازسازي اقتصادي – اجتماعي پس از جنگ تحميلي  به سر  مي بريم و نيز به دليل اينكه دولتمردان جمهوري اسلامي ايران درصددند كه همگام با توسعه اقتصادي اجتماعي و فرهنگي كشور به اشتغال زنان توجه و اهميتي بيشتر از گذشته اعمال نمايند و نيز به علت اينكه :

1.   تاكنون هيچ گونه تحقيق جمعيت شناختي به صورت مقايسه اي در مورد اشتغال زنان در دوران قبل و بعد از انقلاب اسلامي ايران صورت نگرفته است.

2.   به دليل اهميت اين نوع تحقيقات براي برنامه ريزي هاي خرد و كلان  در سطح كشور، سعي مي شود تا اشتغال زنان در طول چهار دوره سرشماري (45،55،65،1375) با دقت، مورد كنكاش و بررسي قرار گيرد. تغييرات و دگرگوني هاي اشتغال زنان در اين دوره 30 ساله را بررسي نموده و نشان دهد كه اين تغييرات و تحولات در دوران قبل از انقلاب اسلامي ايران  ( سرشماري هاي 1345 و 1355) و دوران بعد از انقلاب اسلامي كه خود شامل دو دوره جنگ تحميلي (سرشماري 1365) و نوسازي و بازسازي اقتصادي (سرشماري 1375) است، به چه نحو بوده است.

روش تحقيق، مطالعه ی كتابخانه اي و مشاهده ی اسنادي ( مشاهده ی غيرمستقیم) است. در این تحقیقی در مرحله نخست، اطلاعات لازم، از سرشماري ها و نشريات بويژه جداول منتشره توسط مركز آمار ايران و سازمان برنامه و بودجه و امور مشاركت بانوان و يونيسف و سازمان اسناد و مدارك علمي ايران و دفتر توسعه فعاليت هاي زنان روستائي، جمع آوري و به منظور سهولت تجزيه و تحليل در جداول و نماگرهاي مختلف طبقه بندي و توصيف شده اند.

در مرحله دوم روابط بين متغييرهاي مورد بررسي در پژوهش بررسي و توصيف شده و سپس با مراجعه به چارچوب تئوريك كار مورد تحليل قرار گرفته است.

در مجموع مي توان چنين نتيجه گرفت

1.    تواناسازي زنان ودختران از طريق ارتقاء آموزش و مهارت هاي شغلي امري بسيار حياتي براي توسعه پايدار است. پژوهش حاضر نشان مي دهد كه افزايش نسبت زنان شاغل داراي تحصيلات عالي در دهه اخير، در افزايش مشاركت آنان در مشاغل علمي و تخصصي و مديريتي مؤثر مي باشد.

2.    اين پژوهش نشان مي دهد كه كاهش نسبت اشتغال زنان (با وجود اجراي برنامه هاي سوادآموزي زنان و افزايش نسبت باسوادي آنان) ، در دوران جنگ تحميلي، در افزايش ميزان باروري كل TFR مؤثر بوده است.    

3.    برنامه هاي سوادآموزي و اشتغال در دوران بازسازي اقتصادي كشور(سال 1375 و در هر دو منطقه شهر و روستا) در كاهش ميزان باروري كل TFR مؤثر واقع شده است.

4.     افزايش نسبت باسوادي و برنامه هاي سوادآموزي زنان در كشور(به تنهائي) نمي تواند، در استقلال مالي زنان نقش اساسي و تعيين كننده را بازي نمايد. بنابراين لازم است كه به همراه اجراي برنامه هاي سوادآموزي زنان، سطح تخصص آنان، بيش از گذشته فراهم آيد، تا بانوان جامعه ما نيز بتوانند به حقوق خود آگاهي بيشتري يابند. به اين ترتيب آموزش متناسب، موجب تواناسازي روزافزون زنان دركسب درآمد مستقل و درنتيجه بالارفتن جايگاه آنان در جامعه و مشاركت بيشتر آنها

در تصميم گيري هاي خانوادگي از جمله تصميم گيري در برنامه هاي تنظيم خانواده گردد.

 

این مقاله در ششمین کنفرانس آمار به صورت پوستر ارائه شده است.

(5) واژه «فمنيسم» براي اولين بار، در سال 1873 وارد زبان فرانسه شد. فرهنگ لغت «بر»، اين مفهوم را چنين تعريف مي كند : «آئيني كه طرفدار گسترش حقوق و نقش زن در جامعه است». (ميشل، آندره – جنبش اجتماعي زنان – ترجمه هما زنجاني زاده – نشر نيكا- مشهد – چاپ اول- 1372- ص 11)

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۰/۰۲/۲۱ و ساعت 8 |

 

با توجه به اهمیت و نقش سرشماری ها در امور برنامه ریزی و تصمیم گیری های کلان از یک سو و حجیم و سنگین بودن امر سرشماری از سوی دیگر، مرکز آمار ایران در راستای وظایف قانونی خویش، ضمن برنامه ریزی های بلند مدت و کوتاه مدت و پیش بینی تمام موارد، در مرحله ی اجراء سرشماری ها، ناچار است از نیروهای داوطلب خارج از مرکز، در رده های مامورآمارگیر و بازبین و مسئول گروه دعوت به همکاری نماید، لکن نیروهایی که آگاهی کافی به اهمیت کار و برنامه ریزی مرکز آمار ایران ندارند و علی رغم آموزش های لازم و کوتاه مدت و تفهیم مسائل آماری کشور متاسفانه گاها معضلاتی را برای رده های بالاترسرشماری بوجود می­آورند و گاهی نیز اتفاقاتی به صورت ناخواسته به وقوع می پیوندد که مشکلات را دو چندان می­کند. موارد زیر در هنگام عملیات میدانی سرشماری عمومی کارگاهی سال 1381 در منطقه­ی 4 شهر تهران برای نگارنده اتفاق افتاده است.

1-روز اول درس:

به عنوان کارشناس مسئول برای تدریس یک کلاس 44 نفری از افراد مختلف، پیر و جوان، از دیپلم تا فوق لیسانس، از همه شکل و تیپ و ... انتخاب شده بودم. در بدو برخورد با این کلاس عجیب و غریب و از همه فن حریف، همه­ی شاگردهای کلاس با نگاه­های آنچنانی و پوزخند قیافه­ی بنده را برانداز می­کردند و باور نداشتند که مدرس جوانی می بایست موارد مختلف را به آن ها تدریس نماید و راهنمای آنها در امر سرشماری باشد. در دقایق اولیه، کلاس مانند حمام زنانه بود، سر و صدا از در و دیوار بلند بود، همه با دیده­ی حقارت آمیزی به من نگاه می کردند. از طرفی هم دلشان سوخته بود که این معلم جوان با پای شکسته، چگونه می تواند راهنمای مامور آمارگیر را به ما تدریس نموده و یک گروه 50 نفری را در سرشماری هدایت نماید. بعد از دقایقی با نام و یاد خدا و سلام و علیک با شاگردان از همه فن حریف، صحبت را آغاز نمودم و برای اینکه آن ها را به وظایف مهم شان آگاه نمایم ابتدا از اهمیت کار مرکز آمار ایران و وظایف آن و لزوم انجام و اجرای سرشماری ها برای رسیدن به اهداف اجتماعی-اقتصادی کشور توضیحات لازم را داده و در مورد سایر مواردی که آنها اطلاعات چندانی نداشتند سخنرانی کردم و بدین ترتیب همه را ساکت و موارد بحث انگیزی را که از توان آنها خارج بود، به میان کشیدم. اندک اندک متوجه شدند که این مربی جوان، گویا در چنته­ی خود اطلاعاتی را دارد که آنها ندارند و به این شکل تا آخرین جلسه­ی تدریس شاگردان کلاس مجذوب دروس و مغلوب اطلاعات مدرس خود شدند. البته نه این که اینجانب اطلاعات کافی از همه­ی مسائل داشته باشم، اما نسبت اطلاعات آنها کمتر از این بنده­ی حقیر بود و به این نحو آن هیاهوی کلاس و لبخندهای نیش آگین، به لحظات شیرین و دوستانه و صمیمی و در عین حال جدی مبدل شد.

 

۲-سفره ی امام حسن:

 fruit-vegetable-art-07

زن و شوهر جوانی، در گروه اینجانب به عنوان مامور آمارگیر فعالیت داشتند. هر کدام از آنها کارشان را به نحو مطلوب انجام می دادند و مظلوم و سربزیر بودند. از قضای بد روزگار شوهر مامور، به منظور پی گیری خانوارهای غایب در یک روز تعطیل به آپارتمانی مراجعه و زنگی را فشار می دهد. خود را معرفی می کند، اما صاحبخانه دم در نمی آورد و می گوید بیا بالا. با دیدن مامور آمارگیر شک می­کند و می­گوید کارت شناسایی ات را نشان بده، کارت شناسایی هم که در این سرشماری مهر درست و حسابی نداشته، شک صاحبخانه را دو چندان می­کند. مامور آمارگیر بعد از پایان مصاحبه خداحافظی می­کند و آماده­ی رفتن می­شود، صاحبخانه در را می بندد و از پشت چشمی درب مشغول تماشای رفتن مامور می شود. در این لحظه ناگهان پای مامور به جاکفشی برمی­خورد و یک لنگه کفش از جا کفشی می افتد. مامور بیچاره خم می شود که کفش افتاده را سرجایش قرار دهد، ولی صاحبخانه که از پشت چشمی نگاه می کرده است به خیال این که مامور در حال برداشتن کفش های اوست، به کلانتری خبر می­دهد و به این ترتیب در حالی که مامور مشغول آمارگیری از سایر خانوارهای غایب بوده، توسط مامور کلانتری با جرم کفش دزدی دستگیر می­شود، در صورتی که کفشی هم در بساطش نبوده است. به هر حال مامور بی تقصیر، شب را در کلانتری سپری می­کند و صبح روز بعد، موقعی به بنده اطلاع می­دهد که پرونده­ی وی به مجتمع قضایی رسالت منتقل شده و دیگر سر وکار مسئولین سرشماری با دادگاه است. به محض اخذ این خبر سراسیمه به مجتمع قضایی رسالت مراجعه و هم زمان مادر و همسر مامور زندانی نیز در دادگاه حضور یافتند. بعد از معطلی های زیاد و نامه نگاری به اتفاق همسر و مادر مامور موفق به دیدار قاضی شدم. بعد از سلام و احوال پرسی و معرفی خود، قاضی سگرمه ها را بیشتر درهم کرد و با اخم و تخم فراوان رو به سربازی که مامور را دستبند زده بود کرد فریاد زد "چه خبره؟!!" برای یک مجرم چند نفر تو اتاق آمدند!!!!! و سپس نگاه عاقل اندر سفیه ای به مامور کرد و ادامه داد "این که معتاد است از چشمایش پیداست. این ها را من می شناسم، من با این جور آدم ها سر و کار  دارم. بگم هفته ای چه قدر مصرف می کنی؟!! اگر جلوی این گرفته نشود بدون شک تا هفته آینده هرویینی می شود" در این لحظه تا مامور آمارگیر خواست لب به سخن بگشاید و از خود دفاع کن قاضی فریاد کشید "بی شعور تو حرف نزن" من همین طور هاج و واج مانده بودم که آقای قاضی چه می گوید؟ از کجا این مسائل را فهمیده؟ چیزی به عقلم نرسید. ولی گفتم "آقای قاضی ایشان مامور سرشماری است و چیزهایی را که شما می گویید ما ندیدیم، ایشان کار خود را با دقت انجام داده و اگر می خواست دزدی کند، از کارش دزدی می کرد، نه این که یک لنگه کفش را بدزد!!!!" قاضی با عصبانیت فریادکشید" تو یک علف بچه چه می فهمی؟؟!!  شما نمی فهمید، من می فهمم، من 16 سال است که این کاره ام. حکم کفش دزدی از سه ماه تا سه سال زندانی است. تازه این معتاد هم هست جرم اش سنگین تر است"هرچه مادر مامور به قاضی اصرار کرد که فرزند من این کاره نیست و صحبت های شما صحت ندارد به خرجش نرفت که نرفت. زن بیچاره هم در گوشه ای ایستاده بود و مثل ابر بهاری می­گریست و می­گفت او بی­گناه است. ولی آقای قاضی پایش را در یک کفش کرده بود می گفت اله و باله او خطا کار است و باید امشب هم در کلانتری آب خنک بخورد تا فردا شاهدش بیاید و تکلیفش را روشن کنیم. با ناراحتی به ستاد سرشماری برگشتم و موضوع را با نوشتن نامه ای به رده های بالاتر اجرایی سرشماری اطلاع دادم و قرار شد صبح روز بعد به همراه رئیس ناحیه به دادگاه برویم. بالاخره زمان موعود فرا رسید، وقتی قاضی ما را دید، هرچه که دلش خواست به ما گفت. او می گفت : "شما نمی فهمید، من می­فهمم، این نیرو به درد شما نمی خورد، معتاد است. اصلا مرکز آمار ایران زیر سوال است که چرا چنین نیرویی را استخدام کرده است!!!؟؟؟". شاهد هم آمده بود، با دیدن ما و قیافه ی زار مامور آمارگیر، از شکایت خود پشیمان شده و شکایت خود را پس گرفت و بالاخره با کلی دردسر موفق شدیم تا مامور آمارگیر را نجات دهیم. به مامور آمارگیر وعده داده شد که صبح روز بعد می تواند پرسشنامه ها و کارت شناسایی خود را که در هنگام دستگیری از او گرفته شده بود، تحویل گیرد. اما هنگامی که مامور بیچاره برای دریافت آنها به دادگاه مراجعه می کند، قاضی می گوید: "تا وقتی که زندانی بودی صدتا رده ی بالاتر دنبال آزادی تو بودند، حالا هم برو و رده های بالاتر خود را بیاور." مجددا مجبور شدم به دادگاه مراجعه کنم. قاضی که احساس خدایی بهش دست داده بود و درحال داد و فریاد با چند مجرم بود، به محض دیدن من گفت "برو نامه بنویس، تا خیالم راحت شود"، نامه ای نوشته و ارائه شد. هنگامی که نامه را دید سگرمه ها را درهم کرد و گفت " این که کامل نیست گفته بودم که کارت شناسایی را هم تحویل دهی، تو یواش حرف می زنی و یواش می شنوی؟!"تعجب کردم او در این مورد با من هیچ صحبتی نکرده بود. کپی کارت شناسایی را هم به او تحویل دادم و حالا دیگر هیچ بهانه ای نداشت، گفت " حواست را جمع کن و این مامور را دیگر برای آمارگیری به جایی نفرست. این مامور معتاد است و احتمال این که دزدی کند وجود دارد." من هم سکوت را بر پاسخ دادن ترجیح داده و به هر بدبختی که بود، مدارک را تحویل گرفتم. صبح روز بعد به ستاد سرشماری وارد شدم، تعجب کردم، دیدم که روی همه ی میزها صبحانه ی مفصلی چیده شده ، گفتم چه خبر است؟!! همسر مامور سرشماری با ذوق و شوق جلو آمد و گفت "سفره ی امام حسنه، خانم، نذر کردم که شوهرم آزادشود و سفره بیاندازم". یکی از کارشناس مسئولان که نگران شده بود ، جلو آمد و گفت "حالا اگر ناظر بیاید چه کار کنیم، حتما به ما خواهد گفت که این جا کار می کنید یا جشن گرفتید؟" به او گفتم که نگران نباش، خیالت راحت باشه، این موقع صبح از ناظرها خبری نیست. آنها سر فرصت همه ی کارهایشان را می کنندو الان به ستاد سرشماری نمی آیند."

خاطره اخیر در روز آمار و برنامه ریزی مورخ اول آبان ۱۳۸۹ در مسابقه خاطره نویسی مرکز آمار ایران به عنوان خاطره برتر انتخاب شد.

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۰/۰۲/۲۰ و ساعت 8 |

 در حال حاضر دركشور، شتاب پديده­ی تورم جواني جمعيت و پيامدهاي آن در حدي است

 كه دولت­مردان و برنامه­ريزان تاکنون حداكثر توجه خود را بر وضع موجود و تمهيدات لازم

 براي جمعيت بسيار بزرگ جوان و نوجوان متمركز كرده و كمتر به اين نكته توجه نموده اند

كه بعد از سپري شدن پديده ی تورم جواني جمعيت و رهايي از وضع موجود، در طي

فاصله­ی نه چندان دوري (حدود30 سال آينده)، ايران با مشكل سالمندي جمعيت

(مشكلي كه در حال حاضر بسياري از كشورهاي توسعه يافته گريبانگيرآن هستند)، روبرو

 خواهد شد. با توجه به رشد بالاي جمعيت كشور (به ويژه در دو دهه­ی گذشته)، سالمندي

 جمعيت با سرعت بيشتري در مقايسه با كشورهاي توسعه يافته به وقوع خواهد پيوست

و دولتمردان فرصت چنداني براي مقابله با اين تغيير (در ساختار سني جمعيت) را  نخواهند

 داشت. توضيح اينكه اگر ايران بدون تداركات و برنامه­ريزي لازم وكافي با جامعه­ای سالمند

 برخورد نمايد، سالمندي جمعيت نيز همانند جواني جمعيت، به معضلی لاينحل تبديل خواهد

 شد. بديهي است مهم­ترين سؤالي كه در اين زمينه مطرح مي شود اين است كه چه كسي

 به دولت ماليات پرداخت خواهدكرد؟ و چه كسي از نسل سالخورده حمايت و پرستاري خواهد نمود؟

نتيجه آنكه گرچه در حال حاضر سياستگذاران نگران تورم جواني مي باشند، ليكن بر اساس

 محاسبات انجام شده اين دوره­ی انبساط، كوتاه خواهد بود. به اين ترتيب كه پس از سپري

 شدن دوره­ی تورم جواني، كشور با مشكل سالمندي جمعيت روبرو خواهد شد. مطالعات

 نشان مي­دهد كه از اواخر دهه­ی 1390 جمعيت ايران رو به سوي سالمندي رفته و

سالمندي جمعيت در سال 1420 به حدنهايي خود خواهد رسيد و در سال­هاي پس از آن با

 سالخوردگي جمعيت روبرو خواهدشد. بديهي است كه از هم اكنون لازم است تا

دولت­مردان در برنامه­ريزي­ها و سياستگزاري­هاي بلندمدت به  نسبت جمعيت سالمند و

 سالخورده توجه نمايند. علاوه بر اين سياستگزاران و برنامه­ريزان مي بايد درصدد تمهيداتي

 براي رفاه اجتماعي و بهداشتي سالمندان و سالخوردگان باشند.

این مقاله در هفته نامه خبری تحلیلی برنامه شماره ۳۳۴منتشر شده است.

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۰/۰۲/۲۰ و ساعت 8 |

 

 

امروزه اكثر كشورهاي جهان تلاش مي نمايند تا سياست جمعيتي معيني را با توجه

 به اوضاع جمعيتي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادی و سياسي كشور خود اتخاذ كنند.

دگرگوني‌هاي جمعيتي كشورها و ايجاد ارتباط آن با جنبه‌هاي مختلف برنامه‌ريزي ايجاب

مي‌كند كه دولت‌ها در برخي از كشورها به دنبال جلوگيري از افزايش سريع جمعيت باشند.

 بسياري از كشورهاي آسيايي و آفريقايي كمترتوسعه يافته، اين نوع سياست جمعيتي را

اعمال مي‌كنند. جمعيت اين كشورها با روند سريعي رشد پيدا مي‌كند و مسائل بسياري را

 در برنامه‌ريزي‌هاي بهداشتي، آموزشي، فرهنگي و اقتصادي باعث مي‌شود. سياست

 جمعيتي اين كشورها را "آنتي ناتاليست[1]" يعني ضد افزايش جمعيت مي‌نامند. در

اين گونه كشورها، دولت‌ها با انجام تبعليغات وسائل جلوگيري از باروري را به رايگان فراهم

 مي‌سازند و از خانواده‌هاي كم‌جمعيت حمايت مي‌كنند.

در گروه ديگري از كشورها، سياست جمعيتي در جهت عكس است. كشورهاي صنعتي

 اروپاي غربي و شمالي در اين طبقه‌بندي قرار مي‌گيرند. در اين كشورها با دگرگون شدن

عوامل گوناگون فرهنگي و اجتماعي و نيز تغيير شكل خانواده، روند افزايش جمعيت

 سيري منفي دارد يا افزايش آن بسيار كند است.

دولت از راه ايجاد تسهيلات مختلف و حمايت‌هاي مادي، شامل حمايت‌هاي پيش از تولد،

 تغذيه، بهداشت، آموزش، كاهش ماليات در صورت داشتن فرزند بيشتر و بسياري ديگر

 از اين قبيل، به والدين كمك مي‌كنند. اين نوع سياست جمعيتي را "ناتاليست[2]" مي‌نامند.

نتايج اعمال سياست‌هاي جمعيتي مختلف را مي‌توان در تحولات آمار جمعيت و

شاخص‌هاي جمعيتي كشورهاي مختلف بررسي كرد.

براي پي بردن به اوضاع جمعيتي كشور، يكي از بهترين روش‌ها، مقايسه اطلاعات آماري

با داده‌هاي آماري ساير كشورها است. مقايسه اوضاع جمعيتي مشخص خواهد كرد كه

 وضع و موقعيت كشور از نظر متغيرهاي جمعيتي و شاخص‌هاي مربوطه چگونه است و

 مقام ايران در بين ساير نقاط جهان را نشان مي دهد. بر همین اساس در تحقیق حاضر

 سعی شده تا جمعیت و تعدادی از شاخصهای مرتبط بر آن در سطح جهانی و  قاره ای

در سال 1385 (2006 میلادی) مشخص و با شاخصهای جمعیتی و موقعیت کشور مقایسه

 شود.

مطالعات نشان داد که ایران از نظر تعداد جمعیت در سطح جهانی دارای رتبه ی هجدهم،

 از نظر تراکم جمعیت دارای رتبه ی صدو هفتاد و پنجم، از نظر میزان موالید دارای رتبه 

هفتادو چهارم، از نظر میزان خام مرگ و میر دارای رتبه بیست و ششم، از نظر میزان خام

 مرگ و میر تولد دارای رتبه شست و هشتم، از نظر شاخص میزان باروری کل دارای رتبه

 شست وسوم، از نظر میزان رشد طبیعی جمعیت دارای رتبه هفتاد و سوم می باشد.

این مقاله کاری است مشترک با آقای طه نوراللهی که در فصلنامه جمعیت شماره ۵۷ و ۵۸ متتشر شده است.

Anti natalist[1]

[2] Natalist

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۰/۰۲/۱۹ و ساعت 13 |

 

تعداد جمعيت و ويژگي هاي مرتبط با آن پايه وزيربناي هرگونه برنامه ريزي و

سياستگذاري مي باشد. اهميت اين موضوع در حدي است كه از گذشته

تاكنون بسياري از كارشناسان و محققان اعم از افراد حقيقي و حقوقي به

 برآورد و پيش بيني هاي جمعيتي (تا افق هاي معيني) پرداخته اند، تا بتوانند

 اطلاعات پايه اي و ضروري را براي سياستگذاران و برنامه ريزان تهيه نمايند.

مطالعات نشان  مي دهد هر يك از كارشناسان و محققان با فرضيات و حدسيات

 متفاوتي چنين امر مهمي را به انجام رسانيده اند، لذا اعداد و ارقام هريك با ديگري

 متفاوت مي باشد، كه اين وضعيت كاملا طبيعي به نظر مي رسد. اما آنچه اهميت

 دارد نزديك بودن تعداد جمعیت مورد پیش بینی به اعدادي است كه در واقعيت وجود

 دارد.

 

 اين مقاله به منظور تدوين و جمع آوري پيش بيني هاي جمعيتي افراد حقيقي و

 حقوقي مختلف در سه بخش تهيه شده است:

·        چشم انداز پيش بيني هاي جمعيتي تا قبل از سرشماري سال 1375،

·        چشم انداز پيش بيني هاي جمعيتي تا قبل از سرشماري 1385،

·        چشم انداز پيش بيني هاي جمعيتي تا سرشماري 1385 و بعد از آن.

در هريك از موارد ابتدا فرضيه هاي مختلفي را كه پايه محاسبات هركدام بوده،

 شرح داده و پس از بيان روش مورد بررسي و فرضيه هاي هر پژوهش خلاصه

يافته هاي هريك در جداولي نمايش داده شده است. در پايان نتايج داده ها براي

 سال هاي 1375 و 1385 به طور جداگانه ارايه و تحليل شده اند. به اين ترتيب از

 مقايسه ي روش ها و فرضيات افراد مختلف با نتايج سرشماري هاي 1375 و

1385 مناسبترين روش هاي پيش بيني هاي جمعيتي در ایران و فرضيه هاي مرتبط با آن

مشخص و معرفي شده اند.

بديهي است معرفي مناسب ترین روش پيش بيني هاي جمعيتي در کشور

مي تواند راه مطالعه و تحقيق را براي مطالعات آتي محققان و پژوهشگران و

در نتيجه سياستگذاران و برنامه ريزان هموار سازد.  

 

این مقاله کاری است مشترک با آقای طه نوراللهی که در دهمین کنفرانس آمار در شهر تبریز به صورت سخنرانی ارائه شد.

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۰/۰۲/۱۹ و ساعت 13 |

The Economic Cooperation Organization (ECO) is a regional economic 

organization which was established in 1962. The ECO countries,

 located in a geopolitically sensitive region and holding high potentials

 and capabilities in various fields including mining, industry, and agriculture,

 cover an area of about 7961216 square kilometers.

Iran, Kazakhstan, Pakistan and Turkey are among the vastest countries

 of the organization. Iran, Pakistan and Turkey were the founders

 of the organization. After the collapse of the Soviet Union, Afghanistan,

 Azerbaijan, Kazakhstan, Turkmenistan, Kirgizstan, Uzbekistan and

 Tajikistan also joined the organization. At present the 10-member organization

 has a population of about 409 millions.

According to the charter of the organization, ECO endeavors to

 improve the conditions for sustainable economic development of

 the member counties and takes action to gradually eliminate the

 commercial barriers in the region. Another goal of the organization

 is to prepare a common program for the development of human

 resources in the member countries. The organization also works

 to speed up the program of communication and transportation development.

A means of getting to know the ECO member countries is quantitative and

 qualitative study of the population and investigating the social and

 population indexes of the region. It is believed that any kind of

socio-economic progress and development in any region hinges on the

quality and quantity of the population in that region; in other words,

the results of demographical studies, mainly based on population statistics,

 are the foundation of micro and macro planning and policymaking in

 any given territory. Obviously, planning and policymaking with no

 attention to population statistics and indexes can cause irreparable

 harms to the region is natural wealth and resources.

To learn about the demographic conditions of the ECO member countries,

 a good way is comparing the statistical information[1] and in

particular the demographic data and indexes of the member countries.

 It will help categorize the state and position of each country by

the population variants and related indexes; at same time it is possible

 to compare them with the international indexes as well as specifying

Iran's ranking among the regional countries.

So far, six censuses of population and housing have been taken in

 Iran by taking advantage of the most recent methods and recommendations

by the international statistical organizations. The censuses have been

carried out on a regular basis every 10 years since 1956.

  این مقاله کاری است مشترک  با آقای طه نوراللهی که در مجله اکو شماره ۱ چاپ شده است.


+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۰/۰۲/۱۹ و ساعت 9 |

 

منطقه آسیای جنوب غربی دارای وسعتی حدود 12 میلیون کیلومتر مربع شامل 25

کشور (کشورهای ایران، پاکستان، افغانستان، ازبکستان، آذربایجان، ارمنستان،

 تاجیکستان، قرقیزستان، قزاقستان، ترکمنستان، گرجستان، ترکیه، قبرس، عراق،

 لبنان، فلسطین، سوریه، عربستان، امارات متحده عربی، قطر، کویت، یمن، اردن،

عمان و بحرین) با جمعیت حدود 540 میلیون نفر می باشد که پنج حوزه ژئوپلتیک

مهم جهان (آسیای مرکزی - قفقاز- شبه قاره هند- خلیج فارس و خاورمیانه) را در

برگرفته و در بین قاره های آفریقا، اروپا و سرزمین های روسیه، چین و هند قرار دارد.

 این منطقه با وجود پیشینه تاریخی- تمدنی چندین هزار ساله و اشتراکات فرهنگی-

دینی بعنوان غنی ترین کانون فرهنگی تمدنی جهان و دارا بودن منابع عظیم طبیعی،

 مزیت ها و ظرفیت های توسعه ای استثنایی، کماکان از مناطق کم توسعه یافته جهان

محسوب می شود و فاقدالگویی از همکاری های توسعه جمعی می باشد.

یکی از راه های شناخت منطقه آسیای جنوب غربی مطالعه ی کمی و کیفی جمعیت

 و بررسی شاخص های جمعیتی و اجتماعی منطقه می باشد. زیرا اعتقاد براین است

 که هرگونه پيشرفت و توسعه ی اقتصادي- اجتماعي در هر منطقه ای منوط به كم

 وكيف جمعيت در آن محدوده است. به بياني ديگر نتايج مطالعات جمعيت شناختي كه

 عمدتاًٌَُ‏ًُ از آمارهاي جمعيتي حاصل مي شوند زيربناي برنامه ريزي ها و سياستگذاري هاي

 خرد وكلان هر سرزميني به شمار مي آيند. بديهي است كه برنامه ريزي و سياستگذاري

 بدون توجه به آمارهاي جمعيتي و شاخص هاي آن مي تواند صدمات جبران ناپذيري را به

 سرمايه و ثروت ملي منطقه  وارد نمايد.

براي پي بردن به اوضاع جمعيتي كشورهای منطقه آسیای جنوب غربی يكي از بهترين

 روش‌ها، مقايسه اطلاعات آماري[1] و به ویژه اطلاعات و شاخص های جمعیتی هریک

 از كشورهای تشکیل دهنده منطقه است. مقايسه اوضاع و شاخص های جمعيتي منطقه

 مشخص خواهد كرد كه وضع و موقعيت هر كشور از نظر متغيرهاي جمعيتي و

 شاخص‌هاي مربوطه چگونه است و می توان آنها را با شاخص ها ی جهانی مقایسه

نموده و همچنین مقام ايران را نیز در بين سايرکشورهای منطقه نشان داد. شاخص های

 مورد نظر عبارتند از: جمعیت، مساحت، تراکم جمعیت، میزان موالید، میزان خام مرگ و

 میر،میزان باروری کل، میزان رشد طبیعی جمعیت، نرخ باسوادی، نسبت شهرنشینی،

نسبت روستا نشینی، مهاجرت، شاخص برابری قدرت خرید

 

این مقاله کاری است مشترک با آقای طه نوراللهی که در فصلنامه جمعیت شماره ۶۳ و ۶۴ به چاپ رسیده است.

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۰/۰۲/۱۹ و ساعت 8 |
 

 

 

آغاز بررسی آمارهای جنسیت در ایران مربوط به دهه اخیر می‌شود. تاکنون در کشور

 چندین گردهمایی آموزشی در خصوص آمارهای جنسیتی برگزار شده است؛ نخستین

 دیوار کوب (data sheet) مربوط به آمارهای جنسیتی در ایران مربوط به سال 2003 بوده

 که توسط مرکز آمار ایران منتشر شده است. توجه و تأکید بر تهیه و تولید شاخص‌های

هزاره و شاخص‌های توسعه انسانی در دهه اخیر را می‌توان از جمله فعالیت‌های مرتبط

با آمارهای جنسیت در ایران دانست.

در سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال 1385 به آمارهای جنسیت بیش از پیش

 توجه و در طراحی فرم‌های سرشماری مباحث مربوط به جنسیت، لحاظ شد.

با توجه به اینکه رابطه تنگاتنگی بین جمعیت و خانوار وجود دارد، در این نوشته به حجم

 جمعیت و ساختار سنی و جنسی آن در 50 سال اخیر اشاره و سپس ویژگی‌های

 سرپرست خانوار بررسی می‌شود.

این مقاله در هفته نامه خبری تحلیلی برنامه به شماره ۳۳۹ به چاپ رسیده است.

برای مشاهده کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید.

http://www.spac.ir/barnameh/Barnameh%20gozashteh/339/barnameh%20339.pdf

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۰/۰۲/۱۸ و ساعت 13 |

 

 

از زماني كه بشر تصميم گرفت، درباره ی سرنوشت خويش و ديگران نظر كند و به

جامعه ی انساني و آينده بيانديشد، به تدريج به اين موضوع پي برد كه بين جمعيت و

 سعادت جامعه، جمعيت و بهروزي فردي و جمعي، جمعيت و زندگي پربارتر و

موفق تر روابط مستقيم و معني داري وجود دارد. در واقع يك سوي اين بحث ها، همواره

 جمعيت بوده و سوي ديگر آن نيز به جمعيت باز مي گشت. امروزه تعداد جمعيت و

 ويژگي هاي مرتبط با آن پايه و زيربناي هرگونه برنامه ريزي و سياستگزاري مي باشد.

در واقع جمعيت از جمله مولفه‌هاي مهم اقتصادي ـ اجتماعي در هر جامعه‌اي محسوب

 مي‌شود كه بر عملكرد اقتصادي و اجتماعي جامعه اثر مي‌گذارد و در عين حال از

سياست‌هاي اقتصادي و اجتماعي نيز تاثير مي‌گيرد.

 

 

جمعيت هر کشوری در اثر باروري و زاد و ولد و همچنين مهاجرت‌ها تغيير مي‌يابد. تعداد

 مواليد در هر سال به نرخ باروري و تعداد زنان در سنين باروري (ساخت سني جمعيت)

 بستگي دارد. نرخ باروري تابع وضعيت فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي جامعه است. از

مهم‌ترين عوامل موثر بر كاهش نرخ باروري، مي‌توان به افزايش ميزان باسوادي و سطح

تحصيلات زنان، بالا رفتن سن ازدواج و كاهش ميزان مرگ و مير نوزادان و افزايش هزينه

 آموزش، تربيت و بزرگ كردن كودكان اشاره كرد. ميزان مرگ و مير نیزدر كاهش جمعيت

 مؤثر است علاوه براین، ساختار سني جمعيت يكي از مهم‌ترين عوامل تاثيرگذار بر مرگ

و مير است. هر چه ساختار سني يك كشور جوان‌تر باشد، ميزان مرگ و مير پايين‌تر است.

 علاوه بر اين بهبود شرايط بهداشتي و پيشرفت‌هاي علم پزشكي، بالا رفتن سطح آگاهي

 و سواد مردم، نرخ مرگ و مير ـ به‌خصوص مرگ و مير كودكان ـ را كاهش مي‌دهد.

دو عامل مؤثر در تغييرات جمعيت، يعني ولادت و فوت هر كدام به عوامل بيولوژيك بستگي

 دارد، ولي عامل مهاجرت از عوامل بيولوژيك متأثر نيست و شتاب تغييرات آن تحت تأثير

 عوامل اقتصادي، سياسي، اجتماعي بيش از دو عامل ديگر است. ميزان خالص

مهاجرت، تابعي از وضعيت اقتصادي، اجتماعي و سياسي كشور مبدأ و كشورهاي

 همسايه آن و همچنين قوانين مهاجرت مربوط به كشورهاي مهاجرپذير است.

 در مطالعات جمعیت شناسی سرشماری های عمومی نفوس و مسکن از اهمیت

به سزایی برخوردار می باشد و بسیاری از شاخص ها و میزان های جمعیتی با استفاده

 از نتایج سرشماری ها محاسبه می شود. سرشماري های عمومی نفوس و مسکن

يكي از عمده‌ترين راه‌هاي شناخت جمعيت كشور براي برنامه‌ريزي، نظارت، كنترل،

 

 ارزشيابي خدمات و فعاليت‌ها در سطح ملي و منطقه‌اي است.

سرشماري عمومي نفوس و مسكن در ايران به موجب قانون هر ده سال يك‌بار به

 اجرا در‌ مي‌آيد. نخستين سرشماري‌هاي بعدي در سال‌هاي 1345، 1355، 1365

 و 1375 به‌وسيله مركز آمار ايران انجام شده است.

ششمين سرشماري عمومي نفوس و مسكن كشور از ششم تا بيست و ششم

 آبان 1385 در سراسر كشور به اجرا درآمد. در این مقاله بخش عمده ی منابع بررسی

 جمعیت با استفاده از نتایج این سرشماری است.

اصل این مقاله در هفته نامه خبری- تحلیلی برنامه به شماره ۳۱۷ چاپ شده است. 

به منظور مشاهده کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه نمایید.

http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/548308

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۰/۰۲/۱۸ و ساعت 13 |

 

نتايج حاصل از سرشماری عمـومی نفوس و مسکن از عمده‌تـرین و مهم ترين

 راه‌های شناخت ویژگی‌های جمعيتي و اجتماعی و اقتصادي هر كشوري

محسوب مي شود كه در نهايت نتايج اين مطالعات در اختيار برنامـه ریـزان و

 سياستگذاران قرار مي گيرد. امروزه در اغلب کشـورهاي جهان سرشماری‌های

 نفوس به فاصله‌ی 5 یا 10 سال یک بار به مرحله ی اجرا در می‌آید. در ایران  نـیز

سرشمـاری عمومی نفوس و مسکن مطابـق ماده‌ی 4 قانون مرکز آمار ایران،

 هرده سال یک بار با فرمان رئیس جمهوری اجـرا می‌شود.

سابقه ي سرشماري عمومي نفوس و مسكن در ايران مربوطه به سال‌های1335،

 1345، 1355،1365 و 1375 مي شود و آخرين سرشماري در آبان ماه سال 1385 به

 مرحله اجرا درآمد.

در كشور اولين بار آمارگيري جاري جمعيت در سال 1370 و براي دومين بار سرشماري

 عمومي نفوس و مسكن در سال 1385 به صورت سرشماري همراه با نمونه گيري

انجام شد. برای سرشماري فرمي طراحي شد كه شامل سوالاتي در مورد تعداد

و تركيب سني- جنسي جمعيت و پاره اي از ويژگيهاي عمده آن بود. اين فرم براي

تمامي افراد كشور تكميل شد. براي نمونه گيري نيز فرم ديگري طراحي شد كه

شامل اطلاعات كاملتري در مقايسه با فرم قبلي بود. به بياني ديگر فرم مذكور علاوه

بر اطلاعات مربوط به فرم قبلي، به گردآوري اطلاعات كاملتري نظير مهاجرت، سواد و

تحصيلات، اشتغال و بيكاري، باروري نيز اختصاص داشت كه به صورت نمونه براي حدود

 10 درصد از خانوارهای كشور تكميل شد .

تصویری از برج آزادی.JPG

این مطالعه با استفاده از نتایج سرشماری های عمومی نفوس و مسکن کشور از سال

 ۱۳۳۵ تا ۱۳۸۵ به بررسی جمعیت و ویژگی های آن می پردازد.

این مقاله با همکاری آقای طه نوراللهی به تحریر درآمده و در هفته نامه خبری تحلیلی برنامه شماره ۳۷۴منتشر شده است.
به منظور مشاهده کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه نمایید.

[1] فرم2- پرسشنامه خانوار- اقلام عمومي

[2] فرم 3- پرسشنامه خانوار- اقلام عمومي و تفصيلي

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۰/۰۲/۱۸ و ساعت 13 |

 

 مقاله حاضر سعي برآن دارد تا وضعيت اجتماعي اقتصادي و جمعيتي شهرستان

 كرج را از نگاه آمار با استفاده از آمار و ارقام سرشماري هاي عمومي نفوس و

مسكن به طور اجمالي مورد بررسي قرار داده و به عبارتي ديگر توصيفي از

وضعيت گذشته و حال شهرستان كرج داشته باشد.

شهرستان كرج با مركزيت شهركرج بزرگ، به عنوان پرجمعيت ترين شهرستان

 استان تهران (بعد از شهرستان تهران) محسوب مي شود. اين شهرستان از

نظر موقعيت جغرافيايي در قسمت شمال غربي شهرستان تهران واقع شده و

 در سال 1375 با جمعيت 1161172 نفر و مساحت 2452 كيلو متر مربع داراي

تراكم جمعيتي برابر با 5/473 نفر دركيلومترمربع بوده، كه با توجه به تراكم جمعيت

 ايران در سال 1375 (برابر 36 نفر)، شهرستان كرج از جمله شهرستان هاي پرتراكم

 كشور محسوب مي شود. براساس اطلاعات مربوط به آخرين تقسيمات كشوري

استان تهران در سال 1378، تراكم شهرستان كرج برابر 539 نفر در كيلومتر مربع

بوده است.

توضيح اينكه از سال 1335 به بعد، تقسيمات كشوري با تغييرات متعددي روبرو بوده 

و به تبع آن دهستان ها، شهرستان ها و استان هاي جديدي دركشور بوجود آمده است.

شهرستان كرج نيز از اين تغييرات مستثني نبوده و در طول سال هاي سرشماري با

تغييرات متعددي روبرو شده است به گونه اي كه مطالعه و بررسي مسائل جمعيتي

را در مواردي مشكل و غيرممكن مي سازد. علاوه برآن، در فاصلة بين سرشماري ها،

تغييرات ديگري نيز در وضع آبادي ها و مراكز جمعيتي پيش آمده است. از جمله مي توان

 تغيير تعريف شهر و به تبع آن روستا، ادغام آبادي ها دريكديگر و تشكيل آبادي بزرگتر،

ادغام برخي از آباديها با شهرها و از بين رفتن آباديهاي قبلي، ايجاد شهرهاي كوچك

 از طريق به هم پيوستن دو يا چند آبادي و مواردي از اين قبيل را نام برد.

درحال حاضر شهرستان كرج به عنوان پرجمعيترين شهرستان استان تهران و نيز به عنوان

 مهمترين قطب صنعتي و بزرگ استان تهران محسوب مي گردد، در طي ساليان گذشته

 توسعة بخش صنعت در منطقه با ايجاد مراكز توليدي و كارخانجات و كارگاه هاي صنعتي

منجر به ايجاد فرصتهاي شغلي بسياري گرديده و سالانه جمعيت زيادي (اكثرا به صورت

 دسته جمعي و همراه با اعضاي خانوار)  از نقاط مختلف كشور جذب اين منطقه شده اند،

 اكثر مهاجران جمعيت جوان مي باشند. بيشترين جاذبه را دركل شهرستان شهر كرج

 بزرگ، به دليل نزديكي به پايتخت و تردد آسان (در 60 كيلو متري شمال غرب تهران) و

 نيز امكانات بيشتر در زمينه هاي مختلف بهداشتي- درماني، فرهنگي، تفريحي و

 آموزشي در مقايسه با ساير شهرهاي شهرستان كرج و نيز خوش آب و هوا بودن منطقه

 دارد.

مطالعة حاضر گوياي آن است كه  اين منطقه از نظر بسياري از شاخص هاي اجتماعي

و جمعيتي و اقتصادي در مقايسه با سطح كشور (به عنوان ميانگيني از كل كشور)

و  استان تهران در وضعيت مطلوبتري قرار گرفته است. كه از جملة آنها مي توان

به ميزان مرگ ومير، ميزان مواليد، ميانگين سني اولين ازدواج، نسبت اشتغال، نسبت

باسوادي و… را اشاره كرد. با توجه به اينكه اين شهرستان از جمله قطب هاي جاذب

جمعيت  در استان تهران محسوب مي گردد، بالا بودن سطح آگاهي و فرهنگ مردم

مي تواند تأثير مطلوبي برفرهنگ و سطح آگاهي مهاجران، بويژه مهاجران روستايي

 در زمينة مسائل اجتماعي، فرهنگي و بهداشتي داشته و باروري باشد.

با توجه به اينكه شهرستان كرج در معرض رشد و توسعه اقتصادي - اجتماعي

قرار گرفته، شناخت بيشتر و دقيق تر اين شهرستان به برنامه ريزي براي توسعة

 اين منطقه كمك نموده و چنين شناختي نيازمند مطالعات و بررسي هاي بسياري

 است كه مي بايست،  با همكاري گروهي از جمعيت شناسان، جامعه شناسان،

 اقتصاددانان و ساير تخصص هاي مربوطه صورت پذيرد. 

 این مقاله با همکاری خانم محدثه رضایی نگاشته شده و در اولین همایش کرج شناسی در آبان ماه ۱۳۸۱به صورت سخنرانی

 ارائه شده است.

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۰/۰۲/۱۸ و ساعت 12 |

نيروي انساني كارآمد و متخصص از ذخاير مهم و با ارزش كشورهاي جهان

 مي باشد. ازجمله عوامل موثر بر فرايند توسعه، نيروي انساني

مشاركت كننده در آن مي باشد. نقش نيروي انساني ماهر در روند توسعه

 انكار ناپذير است. زنان نيز به عنوان نيمي از جمعيت فعال كشورها در اين

پروسه جايگاه خاصي دارند. عدم توجه و بهره گيري از قابليت هاي فطري،

فكري و فيزيكي آنان دستيابي به توسعه را به تاخير مي اندازد. بديهي

است كه اين موضوع مي بايست در فرايند توسعه پايدار و برنامه ريزي ها و

 سياستگذاري ها مورد توجه قرار گيرد.

 هدف از مقاله ي حاضر ارائه تصويري از تفاوت هاي وضيعت نيروي كار و

اشتغال زنان و مردان طي 40 سال اخير در ايران مي باشد كه مي تواند

 براي برنامه ريزي ها و سياستگذاري هاي جمعيتي و توسعه مفيد باشد. روش

 تحقيق مطالعه ي اكتشافي و توصيفي مي باشد. اين تحقيق ابتدا ديدگاه

 آمارهاي جنسيت و سپس مفاهيم و شاخص هاي نيروي كار را معرفي و توصيف

 نموده و سپس روند تحولات نيروي كار در جمعيت  ايران را در طي سال هاي

1345 تا 1385 با تاكيد بر آمارهاي جنسيتي بررسي مي نمايد. اطلاعات مورد نياز

اين بررسي نتايج آمار و ارقام سرشماري هاي عمومي نفوس و مسكن از

سال هاي 1345 تا 1385 مي باشد،كه همگي توسط مركز آمار ايران تهيه و

منتشر شده است.

نتيجه آنكه شكاف جنسيتي در آمارهاي نيروي كار كاملا مشهود است

گرچه مطالعه حاضر نشان مي دهد در سال هاي اخير تمهيداتي در خصوص

 كاهش اين فاصله صورت پذيرفته، اما لازم است كه سرعت اين تمهيدات و

 

 

 

 تصميم گيري ها شتاب بيشتري به خود بگيرد. زيرا از جمله عوامل موثر در

توسعه منابع انساني و توسعه ي پايداركاهش اين شكاف مي باشد. لذا لازم

است سياستگذاران و برنامه ريزان به اين مهم توجه بيشتري نمايند. شايان ذكر

 است كه بين افزايش روز افزون سطح تحصيلات و بالارفتن سطح آگاهي و

 توانمندي هاي هاي زنان با افزايش ميزان تمايل به مشاركت در بازار كار اثر

مستقيمي وجود دارد. بنابراين لازم است تا سياستگذاران و برنامه ريزان درصدد

تمهيداتي براي ورود جوانان به ويژه زنان جوان و تحصيكرده به بازار كار باشند.

این مقاله در چهارمین همایش انجمن جمعیت شناسی ایران به صورت سخنرانی ارائه شده است.

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۰/۰۲/۱۸ و ساعت 9 |

امروزه سرشماري عمومی نفوس و آمارگيري از ویژگی های جمعیت در

 اكثر كشورهاي جهان متداول مي باشد. از جمله اهداف سرشماری

عمومی نفو س، جمع آوری اطلاعات پایه ای در زمینه ویژگی های جمعیت

 نظیر سن، جنس ، مهاجرت، وضع زناشویی و فعالیت و ... می باشد که

اطلاعات وسیعی را در اختیار برنامه ریزان و تصمیم گیران و پژوهشگران

قرار می دهد. علاوه براین نتایج حاصل از سرشماری به عنوان اطلاعات

چارچوبی در طرحهای نمونه ای که در سال های پس از سرشماری انجام

می شود به کار می رود. نظر به اینکه سرشماری عمومی نفوس و مسکن

 هر ده سال یک بار و با هزینه کلانی اجرا می شود، لازم است تا کل جمعیت

 را پوشش داده و در عین حال نتایج حاصله از دقت و اعتبار بالایی برخوردار

باشد. زیرا هرگونه خطا و اشتباه در نتایج سرشماری می تواند در مطالعات،

 بررسی و برنامه ریزی های آتی اثر منفی و در برخی موارد جبران ناپذیر بگذارد.

    به همین دلیل پژوهشگران و صاحبنظران روش های مختلفی را برای ارزیابی

 سرشماری ها طراحی کرده اند. از جمله این روش ها، بررسی میزان پاسخ بدست

 آمده از واحدهای مورد مراجعه و هریک از پرسش های آن می باشد.

بی پاسخی بیان کننده ی تلاش ناموفق در بدست آوردن اطلاعات مورد نظر

 از واحد واجد شرایط بوده و پایین بودن این میزان درنتایج طرح های آماری یا

سرشماری ها منعکس کننده ی کیفیت بالای نتایج حاصل از سرشماری ها و

 طرح های آماری می باشد. روش های بی پاسخی به طور کلی به دو روش

پیشگیری و درمان (جانهی) تقسیم بندی می شود.

     هدف کلی مطالعه حاضر طراحی و ابداع راه کاری است تا با بهره گیری

از آن بتوان در حد امکان از بروز «انواع بی پاسخی»(بی پاسخی واحد آماری

و بی پاسخی قلم اطلاعاتی) پیشگیری کرد. در این روش به منظور افزایش

مشارکت آحاد جامعه و اجرای بهتر سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال

 1385، پیشنهاد می شود مرکز آمار ایران با وزارت آموزش و پرورش ارتباط کاری

 برقرار نماید. با این فرض که آموزش اصول سرشماری در برنامه های آموزشی

مدارس و دادن تکالیف منزل به دانش آموزان به احتمال بسیار زیادی بتواند در

 آماده سازی اذهان عموم به ویژه خانواده ها ی دارای فرزند دانش آموز موثر

باشد و در نتیجه میزان مشارکت خانوارها در سرشماری عمومی نفوس و مسکن

 سال 1385 افزایش یابد. زیرا چنین روشی باعث گفتمان و تبادل اطلاعات بیشتر

بین دانش آموزان و والدین آنها شده و درنتیجه میزان آگاهی والدین به ویژه والدینی

 که نسبت به این موضوع اطلاع کمتری دارند، افزایش می یابد. در این تحقیق چگونگی

 ارتباط برقرار کردن مرکز آمار ایران با آموزش و پرورش و مدارس و چگونگی محتوای

 مواد آموزشی و روش آموزش و برنامه آموزشی و بالاخره روش ارزیابی این روش

 و نتیجه گیری از آن به تصویر کشیده شده است.

 این مقاله در سومین همایش انجمن جمعیت شناسی ایران به صورت سخنرانی ارائه شده است.

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۰/۰۲/۱۸ و ساعت 9 |

 

درسال هاي اخير، برنامه ريزان و سياستگذاران، توجه زيادي به نيازهاي

ويژة نوجوانان و جوانان و تقاضاي روزافزون جمعيت جوان براي دستيابي

 به اطلاعات و خدمات داشته اند. از جمله دلايل چنين توجهي افزايش

قابل ملاحظة جمعيت جوان و نوجوان مي باشد.

با توجه به اينكه رشد سريع جمعيت جوان فشارسنگيني را به توسعة

خدمات آموزشي، بهداشتي و برنامه هاي هدف دار اشتغال و ايجاد

فرصت هاي شغلي واردمي نمايد، لازم است در اين زمينه مطالعات

جمعيت شناختي با دقت بيشتري صورت پذيرد تا نتايج آن در اختيار

برنامه ريزان و سياستگذاران قرارگيرد.

 

درحال حاضر، در بسياري از كشورهاي جنوب شرقي و جنوبي و مركزي

آسيا و تقريبا در اكثر كشورهاي شرقي، دورة انبساط جمعيت جوان با

سرعت به حد نهايي خود رسيده است.

 

علاوه بر تعداد مطلق جمعيت جوان، نسبت جمعيت جوان به كل جمعيت

 نيز توجهات خاص سياسي را مي طلبد. آمار و ارقام نشان مي دهد كه

 در طي 45 سال اخير،  نسبت جمعيت جوان  ايران (سنين 15-24سال) در

 مقايسه با كل جمعيت، در حال افزايش بوده است. بدين ترتيب كه اين نسبت

 از 42/15 درصد در سال 1335 به 55/20 درصد درسال 1375 و به  1/24 درصد

در سال 1380 رسيده است. پيش بيني مي شود كه اين مقدار در سال 1385،

 به حد نهايي خود برسد. (17/25 درصد)

     گرچه سياستگذاران نگران چنين مسئله اي مي باشند، ليكن  دورة انبساط كوتاه

 خواهد بود. بدين ترتيب كه تورم جواني در ايران از اوايل دهة 1370 آغاز شده و در

 اواسط دهة 1380 به حدنهايي خود خواهد رسيد و پس از آن نسبت جمعيت جوان

  به سرعت رو به كاهش خواهد گذاشت و در سال 1400 هجري شمسي مقدار آن

 به 03/15 درصد خواهد رسيد . بديهي است كه از اين زمان به بعد سياستگذاران

 لازم است به گونه اي برنامه ريزي نمايند تا نسبت جمعيت جوان از اين مقدار كمتر

 نشود، زيرا در غير اينصورت جمعيت كشور با ركود جواني روبرو خواهد شد.

این مقاله در دومین همایش انجمن جمعیت شناسی ایران به صورت پوستر ارائه شده است.

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۰/۰۲/۱۸ و ساعت 9 |

 

با توجه به كاربرد فراوان ميزان باروري كل (TFR) در مطالعات جمعيت شناسي

به ويژه در  پيش بيني هاي جمعيتي از جمله سؤالاتي كه در هنگام تهيه و تدوين

 فرضيات باروري پيش مي آيد اين است كه تغييرات مربوط به TFR تحت تأثير چه

عواملي است؟ و چگونه مي توان اين عوامل را شناسايي نمود؟

TFR، حاصل جمع ميزانهاي باروري ويژة سني ضرب درعدد 5 مي باشد و از آنجايي

كه ميزانهاي باروري ويژة سني به تركيب سني زنان (عوامل قبل از ازدواج) و سطح

 باروري زنان ازدواج كرده (عوامل بعد از ازدواج) تجزيه ميشود، تغييرات در  TFR را

مي توان به اين دو مورد نسبت داده و آنها را سنجيد.

 توضيح اينكه عوامل تأثيرگذار ديگري نيز در ميزانهاي باروري وجود دارند مانند

خوداري عمدي و غيرعمدي از زناشويي، بيماري يكي از زوجين، فاصله گذاري ميان 

 زمان ازدواج و تولد اولين فرزند، نازايي و نظايرآن كه  مي توان از آنها به عنوان عوامل

 واسطه اي نام برد.

Fashion, dress, coat, jacket, jeans

حال اين سؤال مطرح مي شود كه سهم هريك از عوامل قبل و بعد از ازدواج در

كاهش TFR ايران در دهة 1375-1365 چه مقدار بوده است؟ پاسخ به اين سؤال

 هدف اصلي مقالة حاضر را تشكيل مي دهد. براي رسيدن به چنين هدفي از روش

 استانداردسازي ميزان باروري كل استفاده شده است. روش مذكور براين فرض

استوار است كه در جوامع داراي سطوح بالاي باروري، كاهش تعداد مواليد،

 همزمان با تغييراتي در ويژگيهاي اجتماعي و جمعيتي و فرهنگي جوامع آغاز

 مي شود. بدين ترتيب كه تغييردر ويژگيهاي اجتماعي و فرهنگي جامعه ممكن

است برسني كه زنان وارد زندگي زناشوئي مي شوند، تأثيرمعني داري داشته

 باشد. بديهي است كه چنين وضعيتي به نوبة خود مي تواند برجمعيت مادران

واقع در سنين باروري (49-15ساله) و تعداد كودكان آنان و در نتيجه بر ميزان باروري

 كل تأثير گذارد.

 

در اين مقاله سعي شده تا با استفاده از آمارهاي سرشماري عمومي نفوس و

 مسكن سال 1365،آمارگيري جاري جمعيت سال 1370 و نتايج آمارگيري از طرح

باروري- مرگ ومير سال 1375 كه همگي توسط مركز آمار ايران اجرا شده است،

تغييرات TFR  در دو دورة 5 ساله يعني 1370-1365 و  1375-1370 مورد مطالعه و

 بررسي قرارگيرد. اين بررسي براي كل كشور و هريك از نقاط شهري و روستايي به

صورت جداگانه محاسبه شده است.

نتايج حاصله نشان مي دهد كه در دورة 10 سالة 1375-1365 نقش عوامل بعد از

 ازدواج دركاهش ميزان باروري بيش از عوامل قبل از ازدواج و اين حالت در دورة 5

ساله دوم به مراتب شديدتر از دورة 5 سالة اول بوده است.

 این مقاله در اولین همایش انجمن جمعیت شناسی ایران به صورت سخنرانی ارائه شد.درضمن این مقاله دراین همایش به عنوان مقاله برتر و نگارنده آن به عنوان جمعیت شناس جوان معرفی شد.

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۰/۰۲/۱۴ و ساعت 14 |

الهام فتحی*

همه افرادی که یک اقامتگاه را به عنوان محل سکونت معمولی خود اشغال کرده­اند،

خانوار تلقی می‌شوند. به بیانی دیگر خانوار کوچک‌ترین واحد اجتماعی است و از این

جهت که اعضای یک خانوار الزامي ندارد با یکدیگر نسبت خویشاوندی داشته باشند از

خانواده متمایز می‌شود.

در معیار بین‌المللی خانوار شامل افرادی است که در امرار معاش و خوراک اصلی

 روزانه شریک و سهیم هستند. به تعبیر سرشماری عمومی‌ نفوس و مسکن سال

 1385 «خانوار معمولی از چند نفر تشکیل می‌شود که با هم در یک اقامتگاه زندگی

 می‌کنند، با یکدیگر هم خرج هستند و به‌طور معمول با هم غذا می‌خورند. در مواردی

خانوار معمولی می‌تواند یک نفره باشد».

بنابراين خانوار بر خانواده اعم است. به سخن دیگر، هر خانواده‌ای خانوار است، حال

آنکه هر خانواری خانواده نیست.

 

با توجه به تعاریف يادشده در این مختصر سعی بر این است تا حجم و ترکیب خانوار

و سایر ویژگی­های آماری آن در کشور برحسب استان طی سال‌های 1375 و 1385

مورد بررسی قرار گیرد. قبل از ورود به مباحث آماری ابتدا لازم است به تعریف انواع

خانوار از دیدگاه مرکز آمار ایران اشاره شود.

این مقاله در هفته نامه خبری تحلیلی برنامه به شماره ۳۹۷ به چاپ رسیده است.برای مشاهده کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید.

http://www.spac.ir/barnameh/Barnameh%20Electronical/397/p-2.htm

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۰/۰۲/۱۴ و ساعت 14 |

 

 

 الهام فتحي*

اشاره:

 جمعيت هر سرزميني مهم­ترين سرمايه­ ملي آن مرز و بوم است

كه هم منبع توليد و هم عامل مصرف آن كشور به شمار مي­رود،

 هريك از اقشار جوامع انساني در ساختن و اداره­ جامعه، به گردش

 درآوردن چرخ­هاي توليدي و اقتصادي، پاسداري و غني ساختن ميراث

 فرهنگي و انتقال آن به نسل­هاي بعدي نقش مهمي را ايفا مي‌كنند.

 بديهي است كه ايفاي اين نقش­ها مستلزم تأمين نيازهاي اوليه

 (غذا، پوشاك و سرپناه) و تأمين نيازهاي ثانوي (آموزش، بهداشت، اشتغال،

 حمل و نقل، مسافرت، گذران اوقات فراغت، هزينه و درآمد خانوار و غيره)

افراد جمعيت است، كه نتايج حاصل از آن در اختيار برنامه‌ريزان و سياستگذاران

 كشور قرار مي­گيرد.

این مقاله با كمك روش­های علمی به بررسی رشد جمعیت ایران به تفکیک

 استان‌های کشور و مناطق شهری و روستایی طی دهه 1375-1385 پرداخته

و سعی می‌كند تا با ارايه تصویری روشن از روند رشد جمعیت نقاط روستایی و

 شهری استان‌های کشور، راهکاری مناسب برای تدابیر سیاست­های جمعیتی

 در سطح استانی ارايه كند.

این مقاله در هفته نامه خبری تحلیلی برنامه به شماره ۳۹۵ درج شده است.به منظور مشاهده کامل این مقاله به آدرس زیر مراجعه کنید.

http://www.spac.ir/barnameh/Barnameh%20Electronical/395/p3.htm

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۰/۰۲/۱۴ و ساعت 9 |

الهام فتحی*

امروزه ساختار سني و جنسی جمعيت از اهميت كمي و كيفي بسياري برخوردار

 است و يكي از مشغله‌هاي ذهني عمده­ دست‌اندركاران امور اجرايي در تمام

 كشورهاي دنيا محسوب مي‌شود. از جمله روش‌هاي ارزیابی درجه توسعه‌يافتگي

 كشورها مطالعه ساختارهاي سني و جنسي جمعيت آنها است. از نظر

جمعيت‌شناختي سن و جنس، اصلي­ترين مؤلفه‌هاي تفاوت بين افراد است و

تحت تأثير عوامل مختلف اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي قرار مي‌گيرد.

به همين دليل است كه جمعيت‌شناسان ويژگي‌هاي جمعيت را اغلب بر حسب

سن و جنس تحليل مي‌كنند. در واقع سن و جنس دو متغیر کلیدی در

جمعیت‌شناسی محسوب مي‌شوند.

این مقاله در هفته نامه برنامه شماره ۴۰۴ به چاپ رسیده است.

برای مشاهده کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید.

http://www.spac.ir/barnameh/Barnameh%20Electronical/404/page_4.htm

+ نوشته شده توسط الهام فتحی در ۱۳۹۰/۰۲/۱۴ و ساعت 8 |